قالب وردپرس درنا توس
خانه / واژه‌نامه (صفحه 4)

واژه‌نامه

گریمالدیGrimaldi

گریمالدیGrimaldi محلی درست در شرق مونـاکـو، جـایـی که حفاری‌های در تعدادی از غارها *صنعت‌های *آتشزنه‌یی دیرینه‌سنگی زبرین را از خاک بیرون آورده است. از گروت دو پرنس Grotte du Prince یک نهشت یا ذخیره‌ی *موستریان به دست آمد، و از غارهای دیگر این توالی می‌تواند از طریق دیرینه‌سنگی زبرین پیشین، …

توضیحات بیشتر »

گراوِتیان / گراوتی Gravettian

گراوِتیان / گراوتی  Gravettian.  یک *صنعت پیشرفته‌ی دیرینه‌سنگی زبرین که پس از *اورینیاسیان / اورینیاکی می‌آید، به خاطر کاوشگاه لا گراوِت La Gravette، در دوردونی Dordogne به این نام خوانده شده است. در مصطلحات فرانسوی، گراوتیان آغازین‌ترین مرحله‌ی *پریگوردیان زبرین (پریگوردیان چهارم) است، و اصولاً با *تیغه‌های نوک‌تیز کوچک با …

توضیحات بیشتر »

کلاکتونیان / کلاکتونی Clactonian

کلاکتونیان / کلاکتونی Clactonian   یک *صنعت *آتشزنه‌ی دیرینه‌سنگی زیرین،که به خاطر کشفیات در کلاکتون ــ آن ــ سی Clacton-on-Sea، اسکس Essex نامگذاری شده است. سوای نوک یک نیزه‌ی چوبی، *دستکارها مرکب از *تراشه‌های آتشزنه و قلوه‌سنگ‌های تراشه برداشته، که بعضی از آن‌ها را می‌توان به صورت *ابزارهای قلوه‌سنگی بزرگ (chopper) …

توضیحات بیشتر »

سولوُتریَن / سولوُتری Solutrean

سولوُتریَن / سولوُتری Solutrean یک *صنعت دیرینه‌سنگی زبرین (به خاطر کاوشگاه سولوُتره Solutré، روستایی در فرانسه) که در بخش‌هایی از فرانسه و اسپانیا مقدم بر *ماگدالنیان است. بعد از یک مرحله‌ی سولوُترینِ سرآغازین، که با پیکان‌های برگیِ شکل تراشه‌یی یک دَم یا یک وجهی مشخص می‌شود، سولوُترین پیشین توسعه‌ی تدریجی …

توضیحات بیشتر »

هومینین Hominin

هومینین Hominin (نخستی‌ها). هر عضوی از «تیره»ی هومینینی (خانواده‌ی hominidae، پریمات‌ها یا نخُستی‌های کهن‌تر)، که از آن امروزه فقط یک نوع باقی‌مانده هومو ساپیئنس، یعنی انسان‌ها. اصطلاح بیش‌تر برای اشاره به اعضای خاموش‌تبار انسان به کار برده می‌شود، که بعضی از آن‌ها حالا کاملاً از روی بقایای فسیلی شناخته شده‌اند: …

توضیحات بیشتر »

هومو Homo

هوموHomo. نوعی که انسان جدید (*هومو ساپیئنس)، انسان * نئاندرتال، و درتازه‌ترین طرح‌ها، *هومو اِرکتوُس (پیتکانتروپوس Pithecanthropus) را شامل می‌شود. (فرهنگ باستان‌شناسی)

توضیحات بیشتر »

نقشْ‌کند

نقشْ‌کند پیش سنگ و پیش چوبِ نقشْ‌کند  / ای بسا گولان که سرها می‌نهند. اصطلاح را، با توجه به بیت مولوی، برای این معانی پیشنهاد می‌کنم: 1. هر نقشی، شکلی، نقش و نگاری که آن را روی چیزی ــــ سنگ، چوب، استخوان، فلز. . . ــــ کنده باشند؛ 2. هر …

توضیحات بیشتر »

ماگدالنیان / مالدالنیَن/ ماگدالنی Magdalenian

ماگدالنیان / مالدالنیَن/  ماگدالنی Magdalenian فرهنگ دیرینه‌سنگی نهاییِ بیش‌تر اروپای غربی، که از روی کاوشگاه لا مادلن La Madeleine در دوردونی Dordogne نـامگـذاری شده است. مرکز خاستگاه آن فرانسه‌ی جنوب غربی و بخش‌های مجاور آن در اسپانیا بود، اما عناصرِ خاص مراحل بعدی در بریتانیا نشان داده شده‌اند (Creswell Crags)، …

توضیحات بیشتر »

فرهنگ culture

فرهنگ culture(1)، در باستان‌شناسی، *دستکارها، رفتارها، و باورهایی که یک قوم خاص در تملک خود دارد. (2) وسایل غیرزیست‌شناختی، غیر«غریزی» سازگاری ما؛ الگوی مشترک اندیشه‌ها، باورها و دانشی که پایه‌ی تعامل اجتماعی را می‌سازند و هر نسلی آن‌ها را می‌آموزد.

توضیحات بیشتر »

دور epoch

دور epoch در زمینْ‌گاه‌شماری، بزرگ‌ترین واحد تعریف‌شده‌ی زمان مرکب از eon ها است. اِئون‌ها به era ها (دوران‌ها) تقسیم می‌شوند، که این خود به دوره‌ها (period)، دور (epoch)، و اعصار (age) تقسیم می‌شوند. Eon: نیم میلیارد سال یا بیش‌تر Era : چند صد میلیون سال Epoch: دور یک تقسیم کوچک‌تر …

توضیحات بیشتر »