قالب وردپرس درنا توس
خانه / اندیشه‌پروران / «یک تاریخ جهان در 100 شیء» / فصل 43 از کتاب «یک تاریخ جهان در 100 شیء»

فصل 43 از کتاب «یک تاریخ جهان در 100 شیء»


 

 

 ahow_043_624x352

 

43

 

                                بشقابی که شاپور دوم را نشان می دهد

بشقاب نقره،  از ایران

309-379 م

 

 مترجم: زهره (مرینا) شهابی فر

 

پوئم سمفونیک ریچارد (به آلمانی: ریشارد) اشتراوس، “چنین گفت زردشت  ” Thus  Spake  Zarathustra [1] برای خیلی از مردم آشناست به این خاطر که از آن در موسیقی متن فیلم  2001: یک  ادیسهی فضایی استفاده شده است.  امَا کم­تر کسی از ما می‌داند که زردشت (Zarathustra) واقعاً چه گفت، یا حتا کی بود. این شاید تعجب‌آور باشد، برای این که زردشت/ زرتشت بنیادگذار  یکی از بزرگ­ترین دین‌های جهان بود.  قرن‌ها، همراه با یهودیت و مسیحیت و اسلام، آیین زردشت یکی از چهار ایمان مسلط خاورمیانه،  و قدیمی­ترین آن‌ها و اولین دین مبتنی بر کتاب بود که عمیقاً روی آن سه دین دیگر تاثیر گذاشت.  هنوز، اجتماعات زردشتی مهمی در سراسر جهان به خصوص در وطن این دین ، ایران ، وجود دارند . مجلس شورای اسلامی  نیز امروز کرسی یهودیان و مسیحیان و زردشتیان را محفوظ نگه داشته است. در ایران دو هزار سال پیش، آیین زردشت دین دولتیِ سرزمینی بود که آن موقع ابرقدرت خاورمیانه بود.

       شیءیی که این‌جا نشان داده شده، تجسم چشمگیری است از قدرت  و ایمان در آن  امپراتوری ایرانی. این یک بشقاب نقره است از قرن چهارم، که شاه را نشان می دهد که ظاهراً در  شکار است. در حقیقت، او دارد جهان را از هرج و مرج حفظ می کند.

      در رُم آن زمان  مسیحیت تازه دین دولتی شده بود. تقریباً همزمان با آن، در ایران، ساسانیان یک دولت بسیار متمرکز ساخته بودند که در آن مرجعیت دنیایی (سکولار) و دینی به هم متصل شده بودند. این امپراتوری ایرانی در اوجش از فرات تا سند گسترده می شدـــــــ با اصطلاحات کنونی، یعنی از سوریه تا پاکستان. قرن­ها،  این سلسله در کشمکش سلطه­ ی بر خاورمیانه ، همتا و رقیبی برای رُم به شمار می­ رفت . شاه ساسانی که که روی این  بشقاب نقره  در حال شکار نشان داده شده، شاپور دوم است که  به مدت70  سال  از 309 تا 379 با موفقیت خیره کننده­ یی فرمانروایی کرد.

   این ظرف نقره که یک بشقاب کم عمق است، کمابیش به  شکل و اندازه­ ی یک فریزبی[2]کوچک است ، ساخته شده  از نقره­ ی با کیفیت عالی. اگر این بشقاب را بچرخانید، می توانید ببینید که برجسته­ کاری­ هایی از طلا دارد. شاه با اعتماد به نفس  بر مرکب  نشسته است و تاج  بزرگی به  سر دارد که در بالایش چیزی شبیه به یک گوی بالدار هست. پشت سر او نوارهایی روی نقره در اهتزازند، که تصوری از  حرکت  به بیننده می­ دهند. تمام اجزای لباس او گرانبهاست ــــــ گوشواره­ های آویزان، پیراهنی با آستین­ های بلند که سرشانه­ هایش به زیبایی گلدوزی شده­ اند، شلواری بسیار تزیین­ شده و کفش قیطان­ دوزی­ شده. این نقشی از ثروت و قدرت است که به طرزی تشریفاتی پُرکار و به دقت کارشده است. شاید تکراری و قابل پیش­بینی بیاید: که شاهان همیشه خود را با لباس­ های پرزرق و برق و چیره بر حیوانات نشان داده­ اند. اما این چیزی بیش از یک نمایش مرسوم دلاوری و برتری است. برای این که شاهان ساسانی فقط فرمانروایان دنیاورز (سِکولار) نبودند: آن­ها نماینده­ های خداوند بودند، و عناوین کامل شاپور نقش دینی او را تأکید می­کند: «پرستنده­ ی نیک خداوند، شاپور، شاه ایران و اَنیران، از نژاد الاهی خدا، شاه شاهان.» البته خدا این­جا همان خدای آیین زردشت، دین دولتی است. تـام­ هـالند Tom Holland تاریخ­ نگار از پیامبر و شاعر بزرگ زردشت به ما می­گوید:

زردشت اولین پیامبر است، به همان معنی که شما موسی و محمد [ص] را پیامبر می­ دانید. هیچ­کس کاملاً مطمئن نیست که او، اگر واقعاً اویی بوده، کی زندگی می­ کرده، اما اگر واقعاً وجود داشته پس احتمالاً دراستپ های آسیای مرکزی و در حدود 1000 ق­ م می­ زیسته. کم­ کم با گذشت قرن­ها و بعد هزاره­ ها، آموزه­ های او کانون توجه چیزی شد که می­شود آن را دین زردشتی خواند. این بیش از بیش ایمان دولتی مردم ایران، و بنا بر این امپراتوری ساسانی شد، موقعی که تأسیس شد.

آموزه­ های زردشت برای کسی که به صورت یهودی، مسیحی یا مسلمان پرورده شده بسیار آشنا به نظر خواهد رسید. زردشت اولین پیامبری است که تعلیم می ­دهد گیتی میدان نبرد نیروهای رقیب خیر و شر است. او اولین کسی بود که تعلیم داد زمان در چرخه­ های بی­ پایان حرکت نمی­کند، بل­که به پایان خواهد رسید ــــ روزها نیز به پایان خواهند رسید؛ و روز داوری خواهد آمد. همه­ ی این باورها را در جریان اصلیِ ابراهیمیِ یهودیت، مسیحیت و اسلام هم می­ بینیم.

موقعی غافلگیر می­شوید که به حیوانی می­رسید که شاه در آن بشقاب نقره سوار آنست. این حیوان نه اسب که یک نره­ گوزن است با شاخ­ های کامل. شاه بی­ زین یا رکاب حیوان را زیر ران دارد، در حالی که با دست چپش شاخ گوزن را محکم گرفته و با دست راست شمشیری را با چیره­ دستی درست در گردن حیوان فرو کرده است ــــ خون به بیرون می­ پاشد و در پایین بشقاب همان گوزن را در حال جان دادن می­بینیم. تمام این نقش یک خیال است. از تاج بزرگ در بالا گرفته که کاملاً روشن است که اگر در حال سواری باشید از سرتان خواهد افتاد، تا هنوز کشتن مرکب ­تان در جَست کاملش.

    پس این­جا واقعاً چه می­گذرد؟ در خاورمیانه مجالس یا صحنه­ های شکار قرن­ ها یک راه عادی نشان دادن قدرت شاهی بوده است. شاهان آشوری را، که در گردونه­ هاشان در امن و امان بودند، نشان می­ دهند که دلیرانه شیرها را، از یک فاصله­ ی امن، می­ کشند. شاپور دارد کار دیگری می­ کند. این شاهی است در یک نبرد تن به تن با این حیوان، و او دارد خود را به خطر می­ اندازد نه از سر بی­ باکی بی­ وجه بل­که به نفع رعایایش. ما او را به صورت فرمانروای محافظی می­ببینیم که حیوانات خاصی را می­کشد، یعنی ددانی را که رعایایش را تهدید می­کردند ــــ گربه­ سانان بزرگی که دام و طیور شکار می­ کنند، گرازهای وحشی و گوزن ­هایی که محصولات و مراتع را نابود می­ کنند. بنا بر این نقش­ه ایی مثل این یکی استعاره ­های بصری­ اند برای قدرت شاهی آن­طور که با اصطلاحات زردشتی شکل می­گیرد. در کشتن گوزن وحشی شاه ــ شکارگر نظم اَهورایی را به بی­ نظمی اهریمنی تحمیل می­کند. شاپور، که به صورت عامل ایزد نیکیِ والای زردشتی عمل می­کند، نیروهای شرّ ازلی را شکست خواهد داد و به این ترتیب نقش مرکزیش را به عنوان شاه به انجام می­ رساند. گیتی آذرپی، پروفسور هنر آسیایی در دانشگاه کالیفرنیا، در برکلی، نقش دوگانه ­ی این شاه را تأکید می­ کند:

این هم یک نقش دنیاورز (سکولار) است ــــ برای این که البته بیش­تر مردم، بیش­تر ملت­ ها و خصوصاً در ایران، از شکار لذت می­ برند ــــــ و هم بیان ایدئولوژی زردشتی زمان است. انسان سلاح خدا است در برابر تاریکی و شرّ، و در خدمت پیروزی نهایی آفریدگار است با پیروی از اصل معیار درست، که زیستن آن زندگی است که به عنوان دارنده­ ی گفتـار نیـک، پندار نیک[3] و کردار نیک تجویز می­ شود. به این طریق، زردشتی پارسا می­تواند برای بهترین هستی در این زندگی و بهترین پردیس به طور معنوی در پس از این ]یا، پسازندگی[ امیدوار باشد.[4] بهترین شاه کسی است که در مقام رأس دولت و نگهبان دین دادگری و نظم می­ آفریند، جنگجویی والا و شکارگری پهلوان است.

کاملاً پیداست که غرض از این بشقاب نه فقط این بود که دیده شود بل­که به رخ کشیده شود. شیءیی است متظاهرانه گران و از یک قطعه­ ی سنگین نقره ساخته شده، و پیکرها از پشت بشقاب به شکل نقش­ برجسته­ ی کامل قلم­زنی شده­ اند. بافت­ های گوناگون سطح کار به طرز زیبایی از زیردست استادکاری درآمده است که انواع گوناگون نقطه­ کاری را برای بدن حیوان و لباس شاه انتخاب کرده است. و عناصر کلیدی این مجلس ــــــ تاج و لباس شاه، سرها، دم­ ها و سم ­های نره­ گوزن­ها ــــــ همه با طلا برجسته­ کاری شده­ اند. وقتی این در سوسوی نور شمع یک میهمانی نشان داده می ­شد، طلا به مجلس جان می­ بخشید و توجه روی کشاکش مرکزی میان شاه و حیوان متمرکز می­شد. این آن شکلی است که شاپور می­خواست خودش دیده و پادشاهیش فهمیده شود. از بشقاب­های نقره­ ی مثل این شاهان ساسانی در تعداد عظیم استفاده می­کردند، و آن­ها را به عنوان هدایای دیپلماتیک به سراسر آسیا می­فرستادند.

    شاپور علاوه بر فرستادن بشقاب­ های نقره با نقش­ های نمادین مبلغان زردشتی را هم می­ فرستاد. این یک یگانگی دین و دولت بود که در نهایت معلوم شد که بسیار خطرناک است، خصوصاً بعد از برچیده شدن دودمان ساسانی و فتح ایران به دست سپاه اسلام. تام هالند توضیح می­دهد:

آیین زردشت واقعاً پرچمش را به دکل ساسانیان بسته است.[5] خود را از طریق این امپراتوری و سلطنت تعریف کرده است. و از این­ رو، موقعی که آن­ها فروپاشیدند، آیین زردشت هم واقعاً از پا افتاد. اگرچه به مرور زمان پذیرفته شد که با آیین زردشت باید بردبار بود، اما اسلام هرگز برای این آیین آن میزان از حرمتی را قائل نشد که برای مسیحیان یا برای یهودیان قائل بود. مشکل بعدی این بود که مسیحیان ــــ حتا آن­هایی که مسلمان­ ها بر آن­ها پیروزی یافته بودند ــــ می­ توانستند چشم­شان به امپراتوری­های مسیحی مستقل، قلمروهای مسیحی مستقل باشد، و بدانند که یک­ چنین چیزی به عنوان عالم مسیحیت هنوز وجود دارد. زردشتی­ ها این انتخاب را نداشتند ــــ هر جا که زردشتی بود مغلوب اسلام شده بود. امروزه، حتا در زادگاهش، ایران، زردشتی­ها اقلیت کوچکی هستند.

اما زردشتـی­ هـای امـروز هر چند به نسبت از نظر تعداد کمند، اما بعضی از آموزه­ های بنیادی ایمان­شان درباره­ ی ستیز جاودان نیک و بد، و پایان گرفتن جهان، هنوز بسیار نیرومندند. سیاست خاورمیانه تحت تأثیر باور به یک مکاشفه­ ی فرجامین و پیروزی داد ]بر بیداد[ باقی ماند و تا حدی از آن شکل گرفته است ــــ اندیشه­ یی که یهودیت، مسیحیت و اسلام همه آن را از آیین زردشت گرفتند. و موقعی که سیاستمدارها در تهران از شیطان بزرگ حرف می­زنند، و سیاستمدارها در واشنگتن امپراتوری شرّ را مردود می­ شمرند، انسان وسوسه می­ شود که یادآور شود «چنین گفت زردشت».

 

 


[1]    symphonic poem  پوئم سمفونیک  (در لغت: شعر سمفونیایی)، که به tone poem   هم معروف است، یک قطعه موسیقی است، بیشتر در اواخر قرن نوزدهم رواج داشت، که مبنایش تمی غیرموسیقایی یا بیرون از موسیقی است، مثل یک داستان یا یک آرمان ملی‌گرایانه، و معمولاً مرکب از یک موومان (movement )گسترده برای یک ارکستر سمفونیک است. (فرهنگ هریتیج. ویراستار)

چنین گفت زردشت، کتابیست از فردریش نیچه  Friedrich Nietzsche  (1844-1900)، فیلسوف آلمانی، که ریشارت (که ریچارد هم خوانده‌اند) اشتراوسRichard Straus   (1864-1949)، موسیقیدان آلمانی پوئم سمفونیکش را بر اساس آن نوشته است. (ویراستار)

 

 

[2] frisbee نوعی وسیله­ ی بازی به شکل یک بشقاب پلاستیکی. م

[3] . در متن good speech, good words که ما «گفتار نیک، پندار نیک» آورده­ ایم. (ویراستار).

[4] . به عبارت دیگر: «در دنیا و در عقبی».

[5] . بیان میزان وابستگی زردشتی­ گری به دولت ساسانی است. (ویراستار)

درباره‌ی عارف

یک دیدگاه

  1. اسماعیل شکری

    فیلم2001 -اودیسه ی فضایی -در ایران بانام راز کیهان نمایش داده شد- محصول مشترک امریکا وانگلستان سال 1968 – کارگردان استاانلی کوبریک -فیلم نامه :استانلی کوبریبک/ارتور کلارک .موسیقی: ریچارد اشتراوس/ یوهان اشتراوس/گورگی له گه تی/ ارام خاچاطوریان برنده اسکار سال1969به خاطر جلوه های ویزه .جوزف گمبل در کتاب قدرت اسطوره ازاین فیلم به عنوان اسطوره ی انسان قرن بیستم یاد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *