قالب وردپرس درنا توس
خانه / یادداشتها / چرا نمی نویسم / چرا نمی‌نویسم؟ – نویسنده نیستم

چرا نمی‌نویسم؟ – نویسنده نیستم


چرا نمی‌نویسم؟ – نویسنده نیستم
نفیسه نواب پور
پیشتر نوشته‌ بودم در این مورد که هر کدام از ما حلقه‌ی دوستان و هم سلیقه‌های خودمان را داریم و به ندرت در جمعی غریبه، وارد یا پذیرفته می‌شویم. گاه -اما- محدودیت از طرف جمع نیست. نمی‌نویسیم چون خودمان را صاحب صلاحیت نمی‌دانیم.
یادم هست در یکی از بحث‌های خوانش، دوستی بود که با حوصله همه‌ی حرف‌ها و نظرها را دنبال می‌کرد. گاهی خصوصی چیزهایی می‌نوشت. اما دلش نمی‌خواست همان‌ها را عمومی بنویسد. وقتی می‌پرسیدم که چرا نمی‌نویسی، می‌گفت نمی‌تواند. می‌گفت که نویسنده نیست. با خودش فکر می‌کرد که نمی‌تواند به خوبی دیگران بنویسد. می‌توانست بگوید، اما فکر می‌کرد که نمی‌تواند بنویسد.
مشکل خیلی از ما این است که می‌ترسیم. می‌ترسیم که اشتباه کنیم. خیال می‌کنیم هر کسی که می‌نویسد، نویسنده است. بخصوص وقتی یک نویسنده‌ی واقعی همان اطراف باشد، ترسمان بیشتر می‌شود. یا شاید بهتر باشد بگویم که خجالت می‌کشیم؛ همانطور که از معلم‌های مدرسه‌مان می‌ترسیدیم یا خجالت می‌کشیدیم. معلم‌های مدرسه الگوهای ما بودند. یعنی، در عین دنباله روی فاصله‌ی خودمان را با آنها حفظ می‌کردیم. این همان ترس از نیروهای برتر است. ترس از ناشناخته است.
با خودمان فکر می‌کنیم جلوی اینهمه آدمی که می‌فهمند، مسخره می‌شوم. می‌ترسیم اشتباه کنیم. یکبار دوستی می‌گفت که خیال می‌کرده همه‌ی افرادی که در بحث خوانش شرکت کرده‌اند شعر را فهمیده‌اند جز خودش. تعجب هیشه اینجا بود که اگر کسی نمی‌فهمد یا سوالی دارد یا طور دیگری فکر می‌کند، چرا مطرح نمی‌کند؟ چرا ساکت می‌ماند؟ این همان اشکال کلاس‌های درس است. معلم‌ها معمولن منتظرند که کسی چیزی بپرسد. وقتی کسی سوال نمی‌کند، به اجبار باید فرض را بر این گذاشت که همه چیز واضح است و همه با هم هم‌عقیده‌ایم. اما معلم‌ها خیلی وقت‌ها متوجه می‌شوند که بچه‌ها نفهمیده‌اند وبا این وجود، چیزی نمی‌پرسند. معلم‌ها معمولن گیج می‌شوند که کجای کار ایراد دارد؟ من خوب توضیح نداده‌ام یا شاگردها ضعف خاصی دارند؟ اینجای مطلب را نفهمیده‌اند یا آنجا را؟ هیچ شاگردی هم اینها را توضیح نمی‌دهد. شاگردها فکر می‌کنند که همه‌ی دیگران، همه‌ی مطلب را خوب فهمیده‌اند. آنها فکر می‌کنند که اگر حرفشان بی‌ربط باشد، مسخره می‌شوند. درصورتی که وقتی سوالی می‌پرسیم  و یا نظر خودمان را درمورد چیزی مطرح می‌کنیم، احتمال دارد بفهمیم که پرسش و نظر دیگران هم بوده است.  یعنی دیگران هم ممکن است نظر ما را تایید کنند.

ما معمولن در جمع‌های دوستانه و خودمانی بهتر حرف می‌زنیم. شادتریم. برای دوستان نزدیکمان راحت‌تر می‌نویسیم. جواب یک نامه‌ی صمیمانه را ساده‌تر می‌دهیم. اما در یک جمع رسمی دست و پایمان را گم می‌کنیم. وقت نوشتن نامه‌های اداری خسته می‌شویم. برای اینکه تشویق شویم به نوشتن، لازم است احساس راحتی کنیم. ترس از کلاس درس یا هیأت منصفه نباید داشته باشیم.  محیط مناسب شرط لازم است. اما، کافی نیست. باید بپذیریم که ممکن است اشتباه کنیم. باید بفهمیم که دیگران هم ممکن است اشتباه کنند. باید قبول کنیم که برای نوشتن، لازم نیست حتمن نویسنده باشیم. همین که بتوانیم یادداشت کوتاهی برای همسایه‌ای که ماشینش را جلوی در خانه‌ی ما پارک کرده بنویسیم، نشان می دهد قادر به نوشتنیم. کافی‌ست در خلوت و در جمع  بیشتر تمرین کنیم.

درباره‌ی عارف

9 دیدگاه

  1. ریحانه شکری

    مطلب جالبی بود. به شخصه با نظر شما کاملا موافقم و حالا که فکر می کنم علت این که گاهی در بعضی از بحث ها شرکت نمی کردم و یا نظر نمیدادم شاید همین موضوع بود.
    این که خودت یا نظرتو دست کم بگیری و اعتماد به نفس اینو نداشته باشی که بیانش کنی و یا روی نظرت پافشاری کنی به خصوص اگه چند نفر صاحب نظر و اهل فن هم تو اون جمع باشند شرایط سخت ترم میشه. به هر حال به نظر من هم ترس از اشتباه کردن و موردنقد قرار گرفتن باعث میشه خیلی وقتا از خیرنقد کردن یا حتی نظر دادن بگذریم.

  2. مرسی. چقد خوب که اینهمه به واقعیت نزدیک نوشتم. امیدوارم بعد از این بیشتر بنویسید 🙂

  3. امیر زمانی

    درود بر شما که اینقدر درست نوشتید. بارها و بارها تو کلاس های درس تجربه کرده ام و پیشتر برای خودم هم پیش آمده است. نیاز به تمرین دارد باید یاد بگیریم اگر کسی به ما گفت “اینکه نوشته ای چقدر بد است” غمگین نشویم و دیگر ننویسیم. خوشحال بشویم که چقدر خوب که فهمیدم به تمرین بیشتری نیاز دارم…
    سپاس صادقانه نوشتنتان

  4. واقعا درسته… فکر کنم مشکل منم که تو بحث ها شرکت نمی کردم بخصوص تو خوانش شعر همین مساله بود.

  5. کاملا به شما موافقم.
    با آگاهی به این مساله، گاهی باز هم این مشکل در من وجود دارد .خیلی وقت ها احساس اینکه مطالعاتم نسبت به بقیه شاید کمتر باشد، یک بازدارندگی را بیان عقیده ایجاد خواهد کرد. سپاس از یادداشت نغز شما. تمام تلاشم را خواهم کرد برای یک تغییر اساسی.

  6. ایکاش می‌شد مثل فیس‌بوک لایک زد به همه. مرسی که می‌نویسید.

    • نفیسه خانم، قابلیت امتیازدهی براساس “پسندیدم” و “نپسندیدم” را به وبسایت اضافه کردیم. حالا دیکر می‌توانید نظراتی که دوست دارید را لایک کنید.
      موفق باشید …

  7. مرسی آقای روستایی عزیز
    این یکی از بهترین راه‌ها برای ننوشتنه.
    مرسی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *