قالب وردپرس درنا توس
خانه / اندیشه‌پروران / جبین بر خاک نِه – 12

جبین بر خاک نِه – 12


[هه‏ هاكا ساپا Hehaka Sapa، يا گوزن سياه، به شاخه‏ ى اوگلالاى تِتون داكوتا تعلق داشت كه يكى از نيرومندترين شاخه‏ ى خانواده سوُ بود. او در «ماه تركيدن درختان» (دسامبر) در ساحل رود پَودِر ريورPowder River كوچك در زمستانى كه چهار كرو Crow در 1863 كشته شده بودند» به دنيا آمد. با رئيس بزرگ، ديوانه اسب نسبت داشت، نشسته گاو و ابر سرخ را شناخته بود و با روزهاى آغازين مردمش موقعى كه در دشت‏ها مى‏ گشتند خوب آشنا بود؛ همچنين در نبرد ليتل بيگ هورنLittle Big Horn حضور داشت. بعدها همراه بوفالو بيل به ايتاليا، فرانسه و انگلستان سفر كرد. در انگلستان براى ملكه ويكتوريا رقصيد. گوزن سياه نيروى معنوى يكّه‏ يى داشت كه براى همه قابل تشخيص بود و در جوانى سنت‏هاى مقدس مردمش را از پريستارهاى بزرگ آموخته بود. پدرش جادوگرـ طبيب بود؛ چند تا از برادرهاش هم. آخرين روزهاى زندگيش را در قرارگاه پاين‏ريج در داكوتاى جنوبى گذراند. بند زير از زندگى‏ نامه‏ اش كه در 1930-31 به رنگين‏ كمان شعله‏ ور ديكته كرده بود گرفته شده است. تصوير دايره كه گوزن سياه اين‏جا و در چند متن ديگر به آن اشاره مى‏ كند، در زندگى سرخپوستان يك جايگاه اساسى دارد].

متوجه شده‏ ايد هر كارى كه سرخپوست مى‏ كند در يك دايره است و اين از آن‏جاست كه نيروى جهان هميشه در دايره كار مى‏ كند، و هر چيزى سعى مى‏ كند گِرد باشد. در روزگار گذشته، وقتى كه ما مردمى نيرومند و شاد بوديم، همه‏ ى نيروى ما از حلقه‏ ى مقدس قوم به ما مى‏ رسيد، و تا آن حلقه شكسته نشده بود مردم ترقى مى‏ كردند.
درخت شكوفا، مركز زنده‏ ى آن حلقه بود و دايره‏ يى چهار جهت آن را حفظ مى‏ كرد. شرق، صلح و روشنايى مى‏ داد و جنوب گرما، و غرب باران مى‏ داد، و شمال با سرما و باد نيرومندش توانايى و تحمل مى‏ داد. اين دانش از جهان بيرونى با دين‏مان به ما رسيد. هر كارى كه نيروى جهان مى‏ كند در يك دايره مى‏ كند. آسمان گرد است، و شنيده‏ ام كه زمين هم مثل يك توپ گرد است، و ستاره‏ ها هم گردند. باد، با بزرگ‏ترين نيرويش، مى‏ چرخد. پرنده‏ ها آشيانه‏ هاشان را دايره‏ وار مى‏ سازند، چون دين‏شان با ما يكى است. خورشيد بالا مى‏ آيد و باز توُ يك دايره پايين مى‏ نشيند. ماه هم همين‏طور، و هر دو گِردند.
حتا فصل‏ها موقع تغييرشان توى يك دايره‏ ى بزرگ قرار مى‏ گيرند، و هميشه دوباره به جايى كه بودند بر مى‏ گردند. زندگى انسان هم دايره‏ يى از كودكى به كودكى ديگر است، و همين‏طور است هر چيزى كه در آن نيرويى در حركت است. تى‏ پى‏ هاى‏مان مثل آشيانه‏ ى پرنده‏ ها گرد بودند، و اين‏ها هميشه توُ يك دايره بودند، در حلقه‏ ى ملت، يك آشيانه با آشيانه‏ هاى بسيار، جايى كه روح بزرگ به ما داد تا ما بچه‏ هامان را توى آن بزرگ كنيم. (En.42)

p 44 001

درباره‌ی عارف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *