ببینید و بنویسید

  

 

مادر مهاجر

شما در این عکس چه می­ بینید؟ دوست دارید دیده­ ها و یافته­ هاتان را در این عکس، و از این عکس بنویسید؟ می­ خواهیم در بامداد هنر از هنر عکاسی هم بی نصیب نمانیم. به یاری شما این کار امکان­پذیر می­ شود. چشم به راهیم.

ع. پاشایی

   

15 total comments on this post

نظر شما چیست؟
  1. با دیدن این عکس این کلمات به ذهنم خطور می‌کنند: فقر، غم، تردید

    با جست‌وجو در اینترنت متوجه شدم این عکس معروف است به “مادر مهاجر”، که کاری است از یک عکاس آمریکایی به نام دوروتا لنگ. و این تصویر نیز نشان‌دهنده‌ی یک مادر کارگر در دوران “رکود بزرگ” در آمریکا می‌باشد.
    برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به پیوند زیر مراجعه کنید:
    رکود بزرگ

  2. اونقدر فقر و درماندگی تو عکس زیاد که سخت میشه به چیز دیگه فکر کرد.
    پناه بردن بچه ها به مادر هم تو این تصویر یه حس امید به من میده.

  3. مادرنگران نگاهش را به جایی دوخته که بچه ها نمی خواهند یا نمی توانند ببینند. به کجا؟ به آینده ی دردناکشان؟

  4. لطفن دریافت و حستان را با توجه به فرم کار توضیح بدهید. چه چیزی یا چه چیزهایی از این عکس باعث شد که چنین احساسی داشته باشید. به عبارت دیگر، کجاهای این عکس چنین حسی را در شما بیدار کرده؟ آنهایی که عکاسی می خوانند یا می دانند دستی زیر بال ما بکنند. راستی، منبعی که من این عکس را از آنجا گرفتم تحلیل سه دانشجوی عکاسی را هم دارد که در آخر کار ترجمه ی نظر آنها را خواهید خواند.

  5. طرز نشستن مادر و فرزندانش، مهاجر بودنشان را در ذهن تداعی می‌کند. در نگاه زن کلافگی و خستگی به همراه اضطراب دیده می‌شود. تقریبن به یقین می‌توان گفت او به یک چیز یا یک شخص خاص نگاه نمی‌کند، همینطوری به کمی آن‌طرف ترش نگاه می‌کند و ذهنش درگیر نوعی تشویش است. حتی دستی که کنار چانه‌اش برده هم نشان دهنده اضطراب درونش است. از لباس مادر و بچه‌ها فقرشان آشکار است. نگاه نکردن بچه‌ها به دوربین هم نشانه کلافگی و خستگی آنها از پس یک انتظار شاید چند روزه است. انتظار برای آنکه سر و سامانی پیدا کنند یا اینکه سر و کله پدر خانواده پیدا شود.

  6. اوج رنج و فقر و بدبختی و بی خانمانی در این عکس موج میزنه؛ در صورت این زن(چین های پیشانی اش)_ در گریه های کودکان_ در لباس هایشان که پاره و کثیف هستند. نگاه نکردن کودکان به دوربین شاید ناشی از فقیر دیده نشدن یا ترسیدن از دوربین باشد. از حالت نشستن و نگاه کردن میشه اضطراب و نگرانی را در چهره ی این زن دید و هم میشه حدس زد به جایی وارد شده اند که هیچ توفیری با جای قبلی یی که بوده اند، ندارد.

  7. علت این که توی عکس فقر احساس کردم شاید به خاطر لباس های پاره وکثیف و ظاهر ژولیده مادر و بچه ها باشه.
    ولی اینکه چرا این فقر و درماندگی اینقدر زیاده،به نظرم به علت استفاده عکاس از یک مادر تنها و بی پناه.
    همان کاری که Stanley Kubrick توی فیلم The Shining انجام داده.استفاده از یه شخصیت زن تنها و نحیف برای بی دفاع نشون دادن و آسیب پذیر بودن.
    احساس امید از پناه بردن بچه ها به مادر هم فکر کنم ریشه در کودکی خودم داشته باشه.

  8. به‌نظرم فقر را می‌توان از روی لباس و ظاهر مادر و فرزندانش حس کرد.
    غم را می‌توان از حالت فرزندان که گویا در حال گریه هستند درک کرد.
    تردید را هم می‌توان از حالت چشم‌ها و صورت مادر حس کرد.
    در حالت کلی از تماشای عکس احساس خوبی به من دست نمی‌دهد. گویا از این عکس غم و اندوه ساطع می‌شود.

  9. این عکس وبیشتر پیونداقای روستایی(رکودبزرگ) کتاب خوشه های خشم اشتاین بک رابیادم اورد. کتاب را دراوایل دهه ی ۴۰ خواندم چند سال بعد هم فیلمش را دیدم .سالهای رکود اقتصادی خشکسالی بدهی بانکی زارعین خرده پا تملک زمین های کشاورزان تهیدست وسیله بانکها گسترش روز افزون لشگر گرسنگان . ناچار خنزر پنزر زندگی خود رابه کامیونی فرسوده تبدیل کرده به جستجوی کار راهی جاده ها . یکباره میدیدی قطار کامیون قراضه است که تمام جاده های رو به کالیفرنیا راپر کرده است. اینجا وانجای جاده ها هم پراست از کامیون های از نفس افتاده کمپینگ های بین راهی هجوم وبدرفتاری پلیس به منظور ایجاد نظم گرسنگی ونداری دزدی وناامنی و….. . مثل اینکه تمام کتاب را دارم تعریف میکنم. حالا از بلاهایی که سر خودمون اومد .جنگ واوارگی هموطنان مناطق جنگ زده .

  10. چرا از بچه یی که توی بغل مادر هست چیزی نمی گویید؟ من اول این بچه را ندیدم . ناهید به من گفت.

  11. انچه از ظاهر عکس پیداست مادری با سه فرزند”ولی من در عکس فرزندانی را میبینم که به علت جنگ وتبعات ان اععم ازخونریزی «فقر «.ترس و…به اینده پشت کرده اند تنها حامی انها مادرشان با نگاهی نگران وعمیق وشاید با امیدی امیخته به ترس به روبرو می نگرد.از نطر من عکسی عالیست برای نمایش رنج هایی که بشر برای همنو عان خود می افریند.

  12. فرم نگاه مادر،تفکر و تامل در فضای بیرون از عکس رو مصور کرده. این فضا و مکان گذشته است یا اینده؟ من از خطوط چهره و عمق نگاه اراده ای رو حس میکنم که به اینده بیشتر نزدیکه. نگاه ،تفکر و تاملی که بالقوه حامی اینده کودکان به نظر میرسه.
    ترکیب بندی عکس هم تاکید بر چشم ها و خطوط اطراف اون رو داره. برای من این نگاه مادر،حرف اصلی این عکسه، حتی مصمم به اینده ای که ساده نیست.
    منتظر خوندن تحلیل ساختاری عکس از طرف دوستان هستم. یه سیر خط و خطوط تو عکس هست که خوندن این عکس رو راحت تر کرده.

  13. این عکس را از دو جنبه میشود مورد بررسی قرار داد یکی موضوع عکس که بیشتر دوستان هر یک به فراخور برداشت شان به آن پرداختند ودیگری نگاه عکاس به موضوع عکس که بنظر من این مورد دوم خیلی مهمتر است زیرا با کمی تغییر زاویه و تاکید و فشار عکاس به موضوع مسلما برداشت افراد به موضوع عکس تغییر میکرد. به نظر من عکاسی سه عنصر اصلی دارد موضوع عکس عکاس و ما که به تحلیل عکس میپردازیم .به هر حال تاکید عکاس به چهره مادر است اما از نظر آنها که به جزییات بیشتر میپردازند وضعیت بچه ها برجسته تر است.فقط همین وممنون از آقای پاشایی از اینکه شرایطی را برای این تبادل اندیشه ها فراهم نمودند.

  14. چیزی که بادیدن این عکس ذهنم را به سمت خودش برد.جهت نگاه مادر است.واقعا مادر به چه چیزی نگاه میکند؟آینده را مجسم میکند؟آینده ای سیاه سفید مثل همین عکس یا آینده ای احتمالا رنگی.شاید آینده دو کودکی که بر پشتش سنگینی میکنند را مینگرد.باخودش تجسم میکند زمانی که دیگر نباشدچه برسر فرزندانش می آید.آیا زندگیشان مانند مادرشان خواهد بود و همچون غنچه ای که بازنشده رنگ پزمردگی بر پیکرش نقش میبندد یا اینکه غنچه شکفته میشود و هر برگش تلالو رنگینی از جنس زندگی میشوند؟اما هرچه که هست اینقدر مجسم کردن آن برایش سنگین بوده که از دستش هم به عنوان تکیه گاه استفاده کرده…

  15. در ترکیب بندی این عکس، یک سری خطوط عمودی وجوددارد: بچه هایی که پشتشان به دوربین است-دست مادر-تیرکی که بخشیش در عکس افتاده
    چین وچروکهای زودرس پیشانی مادر- ابروها و چشم های او- کودک خوابیده ، خطوط افقی را تشکیل می دهند.
    این خطوط عمودی و افقی ، یک کمپوزیسیون متعادلی را در عکس به وجود آورده که باعث تاکید روی چین و چروکهای پیشانی مادرشده است.
    منبع نور در عکس، به کودک خوابیده تابیده است که این نور از طریق دست مادر به سمت صورت او هدایت شده است. و باعث تاکید روی چهره مادر شده است.
    به نظرم مادر دارد به یک مشکل خاص فکر می کند. و دنبال راه چاره می گردد. اما حالت چهره و چشمان و حتی طرز نشستن او نشان از در ماندگی و اضطراب او از آینده و در عین حال از یک اراده قوی حکایت می کند. به نظر می رسد علیرغم همه مشکلات مادر موفق خواهد شد کودکانش را به درستی سرپرستی کند.
    من وقتی این عکس را دیدم، او را یک زن بی سرپرست دیدم که یا شوهرش را از دست داده، یا از او خیلی دور است. و اصلا غیر از این چیزی به ذهنم نرسید. اما یک لحظه از خودم پرسیدم کجای این عکس نوشته که این یک زن تنهاست؟؟؟

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.