واژه‌نامه

در ارتباط با‫:‬

واژه‌نامه

به کوشش ع.پاشایی

 

[این‌ها لغات و اصطلاحاتیست که در مقالات بخش بامداد هنر، بخصوص در «عصر سنگ» آمده‌اند. اما واژه نامه به همین بخش محدود نخواهد ماند. البته این را هم یادآور شویم که کم پیش می‌آید در هر مقاله‌یی با این تعداد اصطلاح روبه رو شویم.  سعی میکنیم هر از گاهی، در صورت ضرورت، واژگان تازه یی به این بخش اضافه کنیم و مدام هم  نام ها و هم متن اصطلاحات را ویرایش کنیم.] 

فهرست واژه‌های موجود:

آ/ا

ابزار بُرش chopping tool

ابزار برش قلوه‌سنگی chopper-chopping tool

ابزار قلوه‌سنگ بزرگ chopper

ابزار قلوه‌سنگی Pebble tool

آبِه‌ویلیان Abbevillian

آتشزنه flint

اجتماع   Community

آرکائیک ƒ

استآتیت steatite

آسترالوپیتِکوُس Australopitecus

آشوُلیان Acheulian

افق Horizon

آلتامیرا Altamira   (جدید)

انسان‌شناسی anthropology

اوراسیا  Eurasia

اورینیاسیاَن Aurignacian

اولدوُوان Oldowan

اولدوُوای Olduvai

 

پ

پارانتروپوُس روبوُستوُس Paranthropus robustus

پریگوردیان  / پریگوری Périgordian 

پناهگاه سنگی rock sheler  (جدید)

پیشتاریخ Protohistory

پیکان خاردار و پایه‌دار Barbed and tanged arrowhead

 

ت

تبر دستی  handaxe.  

تپه‌ی گسسته Broken Hill

تراشه Flake

تیغه blade

تندیسک figurine

تندیسک‌های وِنوس Venus figurines

توتم totem (جدید)

 

ج

جهان کهن  Old World.

جهان نو New World

 

خ

خط زمان Timeline

 

د

دستکار artifact / artefact.

دو دَم / دووجهی/ دو رویه bifacial .

دور epoch

دوره‌ی آرکائیک Archaic period

دونی وِستونیتسه Dolni Vestonice

دولنیه ویِه‌استونیتْسه  دولنی وِستونیس 

 

ر

ریزْ‌سنگ / میکرولیت microlith.

 

س

سایت site / کاوشگاه

سِرپانتین serpentine

سنت tradition.

سنگ مادر  مغزه

سولوُتریَن / سولوُتری Solutrean

 

ص

صنعت industry

 

غ

 غارنگاره cave painting  (جدید)

 

ف

فرهنگ culture

فرهنگ آرکائیک Archaic culture

 

ک

کرومانیون‌ها  Cro-Magnons

 

کلاکتونیان / کلاکتونی Clactonian   

کوارتزیت quartzite

 

گ

گراوِتیان / گراوتی  Gravettian.

گریمالدیGrimaldi

گورخانه‌ی سنگ‌ْکند rock-cut tomb (جدید)

 

ل

لاسکو Lascaux (جدید)

لا فراسی La Ferrassie  (جدید)

 

م

ماقبل تاریخ Prehistory.

ماگدالنیان / مالدالنیَن/  ماگدالنی Magdalenian

مغزه / سنگ مادرcore

مگالیتیک / کلان‌سنگی Megalithic (جدید)

موُستریان / موُستریَن / موُستری Mousterian

 

ن

نئاندرتال، انسان  Neandertal / Neanderthal.  

نقشْ‌کند

نقشْ‌کنی carving.

نیمکره‌ی شرقی Eastern Hemisphere

 

و

وانمایی   expression

ووُرم Würm.

 

ه

هلال خصیب / هلال حاصل‌خیز The Fertile Crescent.

هنر art

هنر غار / غارنگاری cave art (جدید)

هنر فرانکو-کانتابریایی   Franco-Cantabrian art

هنر قابل حمل mobiliary art یا هنر خانگی (جدید)

هوموHomo

هومو اِرِکتوُس Homo Erectus.

هومو ساپیئنس Homo sapiens.

هومو نئاندرتالِنسیسHomo neanderthalensisƒ انسان نئاندرتال.

هومو هابیلیس Homo habilis.

هومینین Hominin

 

ی

یادمانی  monumental

یخچالش glaciations

یخچالش ریس Riss glaciation

یخسار ice sheet

یخ

 

واژگان مقدماتی

در بامداد هنر، جنبه‌ی آموزشی مطالب هنری به جنبه‌های دیگر آن‌ها می‌چربد، از این‌رو نمی‌توانیم نکته‌یی را مبهم رها کنیم. اولین نیاز ما، تعریف یا معنی روشن و متمایز واژگان و اصطلاحاتی است که به کار می‌بریم چرا که کمابیش همه‌ی مطالب بامداد هنر یا موبه‌مو ترجمه است، یا مبتنی بر ترجمه از زبان دیگر. پس روشن و متمایز گفتن، برای ما اصل است. اگر این اصطلاحات یا واژگان در منابع فارسی باشد از آن‌ها، با ذکر منبع، نقل می‌کنیم،  و الّا آن‌ها را از فرهنگ‌های لغت ترجمه می‌کنیم، و اگر برابر نهاد فارسی جاافتاده‌یی برای آن نمی‌شناسیم، پیشنهاد می‌کنیم، و در این بخش است که به بررسی و نقد برابر نهادهای دیگر هم می‌پردازیم.

اولین قدم در این راه روشن کردن معانی لغت‌نامه‌یی کلماتی مثل تصویر، عکس، ترسیم، نقاشی، پوتره، تصویرگری، طرح، نقش / تمثال، هنر، اکسپرسیون. . . و مانند این‌هاست، چون این‌ها بیش از همه به کار برده می‌شوند. انتظارمان از خوانندگان این است که ما را راهنمایی کنند، پرسیدنی‌ها را بپرسند. (ع. پاشایی)

 

پُرتره portrait: نقاشی، سیاه‌قلم یا تصویری از کسی، خصوصاً از سر و شانه‌های او.

پیکر / پیکره / تندیس figure فیگور. ۱٫ در نقاشی، نقش یا پیکر انسان یا حیوان در ترسیم، نقاشی. ۲٫ مجسمه‌ی شخص یا حیوان.

تصویر picture: یک صحنه، شخص یا چیزی که با مداد، قلم، یا رنگ روی کاغذ، سنگ. . . کشیده باشند.

تصویرگری illustration: ایلوستراسیون. تصویرگری در کتاب یا مجله، خصوصاً تصویری که چیزی را نشان یا توضیح دهد.

تمثال، image: نقش، پیکر، نگار، یا تمثالی از کسی / چیزی به شکل تصویر یا مجسمه. تصویر (picture) همیشه دوبعدی است، و می‌تواند صحنه‌یی را نشان دهد، اما تمثال / مجسمه همیشه شخص یا شیء است.

تندیسک figurine: پیکرک. تندیس یا پیکر کوچکِ یک شخص یا حیوان.

سیاه‌قلم / ترسیم drawing: تصویر، یا نقاشی‌یی که بامداد یا قلم بدون رنگ، کشیده باشند.

طرح / اِسکیز sketch: یک تصویر ساده که به سرعت و بدون ریزه‌کاری کشیده باشند.

نقاشی painting: تصویری که با رنگ کشیده باشند. (منبع: آکسفورد، لرنر).

 

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.