نظر چند دانشجوی عکاسی

مادر مهاجر

[نظر یک دانشجوی غربی]
به نظر میرسد که این زن در حال فکر کردن باشد. از یک نظر، این عکس مرا به یاد مجسمه ی «متفکر» [رودَن] می اندازد، مرد نشسته ای که خم شده و دستش زیر چانه‌اش است. این عکس از نظر من علاوه بر فکر کردن، چیزهای دیگری را هم نشان میدهد. اولین چیز ترس است، (البته بدون هیچ ترتیب بندی مشخصی). بچه ها باید ترسیده باشند چون به مادرشان چسبیده اند. دوم، عشق است. بچه ها مطمئن از مهر مادر به او تکیه داده اند. مادر عملاً عشق خود را نشان نمیدهد. مثلا آنها را نمی‌بوسد یا حتی آنها را در آغوش نمی‌کشد اما شما مهر او به بچه هایش را حس می‌کنید. سومین چیز نا امیدی است، به نظر میرسد که مادر قادر به ایجاد هیچ گونه آسایشی نیست. آنها احتمالاًغذای خیلی کمی دارند، شاید هم بی‌خانمان اند. و چهارمین چیز از نظر من جرأت است. من فکر می‌کنم عکس آوارگی را نشان می‌دهد اما معتقدم مادر با وجود اینکه نمی‌داند چطور می‌تواند به بچه‌هایش کمک کند، قدرت زیادی را در چهره اش نشان می‌دهد. او همچنین بزرگی خود را حفظ کرده است. او در نظر بچه هایش کم نیاورده است و تمام تلاشش را می‌کند تا روزها را یکی پس از دیگری بگذراند.
[دانشجوی دیگری نوشته است:]
آیا این عکس سانتیمانتال است؟ در ادبیات آمریکا خوانده بودم که نوشته‌ی خوب سانتیمانتال نیست. ( با بررسی واژه ی سانتیمانتال متوجه شدیم که این واژه به معنای «احساسی» است.) بعضی ممکن است فکر کنند که عکس «لنگ» ، که مادری را با سه فرزند نشان می‌دهد احساساتی است اما من اینطور فکر نمی‌کنم. اگرچه ممکن است که بچه‌ها ناراحت باشند وحتی شاید در حال گریه کردن هم باشند اما مادر به نظر خیلی قوی می‌آید. من احساس می‌کنم که با وجود چنین مادری، بچه ها شانس خوبی دارند. او احساساتی نیست. ممکن است که نا امیدی تقریباً بر او غلبه کرده باشد اما به نظر نمی‌رسد که از ما بخواهد با او همدردی کنیم.
[و سومین دانشجو می‌نویسد:]
چرا این عکس مرا آزار می‌دهد؟ این مثل همان عکس های بی‌خانمان‌ها در روزنامه ها و تلویزیون است. عکاس حتماً هنگام عکس انداختن چند مرد کارتون خواب را می‌بیند، یا زنی را با سبد های خرید نزدیک درگاهی می‌بیند. به نظر من عکاس می‌توانست بگوید که این عکس را برای جلب توجه عموم به «بحران بی خانمانی» انداخته است، اما او به جز پول درآوردن از فروش عکس ها کار دیگری نکرده است.از آنجا که مردم بی‌خانمان تقریباً هیچ حریم خصوصی ای ندارند، عکاس جلوتر رفته و حتی وارد درگاهی ها و کارتون هایشان هم می‌شود. گاهی اوقات آنها خوابیده اند یا حتی اگر بیدار باشند ممکن است آنقدر نا امید باشند که به خود زحمت ندهند که عکاس را از آنجا بیرون کنند. یا ممکن است از نظر روحی بیمار بوده و ندانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. در مورد این عکس، زن خوابیده نیست، اما به نظر آنقدر پریشان می آید که متوجه حضور عکاس نمی‌شود. شاید اندکی پیش به او گفته اند که هیچ کاری برایش پیدا نمی‌شود، یا شاید به او گفته اند که اگر بخواهد بچه‌هایش را با خود نگه دارد دیگر نمی‌تواند آنجا بماند. آیا عکاس باید سرزده وارد اندوه این زن می‌شد؟ شاید این عکس اثری هنری باشد اما مرا آزار می‌دهد.
همه ی این نوشته ها اندیشمندانه، جالب و مفید هستند، موضوعاتی که می‌توانند زمینه‌ی یک مقاله باشند- البته اگر در کنار هم بیایند این امکان وجود ندارد. این عکس یک اثر بی طرف نیست، بلکه همدردی «لنگ» نسبت به کارگران مهاجر تبعیدی و اعتقاد او به لزوم کمک دولت را می رساند. مقایسه‌ی بین این عکس واقعاً مشهور و نمونه های دیگری که «لنگ» در همان زمان انداخته است نشان می‌دهد که فقط این عکس متناسب بوده و تفاوت چهره‌ی سخت مادر را با این دو بچه‌ی ژولیده و نامعلوم و نوزاد تقریباً پنهان روی پاهایش آشکار می‌کند. از آنجا که «لنگ» عکس را در شرایط واقعی آن انداخته است، لباس، مکان و انسان ها واقعی هستند. اما او مطمئناً ژست عکس را بیشتر کرده است، که یادآور تمثال کلاسیک «مدونا و فرزند» است. این بچه های ژولیده مو به معنای واقعی بچه هستند. مادر مدام دست خود را زیر چانه اش میگذارد و به سمت راست خود نگاه میکند.او میتواند هر مادر آمریکایی باشد که نگران خانواده اش است. خود «لنگ» کاملاً این را قبول دارد که لزوماً شکار لحظه بدون هیچ گونه دخالت عکاس در صحنه، تاثیرگذارترین اثر نیست. بلکه تلفیق ماهرانه‌ی موضوع و ترکیب‌بندی عکس است که توجه ما را جلب کرده و آن را نگه می دارد.
بعضی عکس ها راحت‌تر دیدگاه عکاس و دستکاری در صحنه‌ی واقعی را آشکار می‌کنند. بیشتر این عکس‌ها ویژگی های زیبایی‌شناختی دارند و برای فروش هستند. به عبارت دیگر، ویژگی های ساختاری عکس، ترکیب‌بندی آن، اثرات تنالیته و رنگ، کیفیت نور و استفاده از بلر و گرین به مراتب مهم تر از موضوعی است که برای برانگیختن احساس و اندیشه‌ی بیننده نشان داده می‌شود.

ترجمه: آناهیتا آهنگر

2 total comments on this post

نظر شما چیست؟
  1. عالی بود. هم نظرات این چند دانشجو و هم ترجمه ی خانم آهنگر.

  2. بسیار جالب بود.
    از این دست مقالات در رابطه با عکس و دیدگاه های متفاوت در مورد اونها بیشتر بزارید
    با سپاس :)

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.