هنر ماقبل تاریخ

ع.پاشایی

در ارتباط با‫:‬

   

هنر ماقبل تاریخ

خاستگاه‌ها، انواع، گاهشماری، مختصات فرهنگ عصر سنگ

هنر ماقبل تاریخ عصر سنگ

ع.پاشایی

 

فهرست مطالب

  • مقدمه ــ انواع، مختصات، تاریخگذاری
  • فرهنگ ماقبل تاریخی
  • تکامل انسان: از تبر تا هنر
  • دوره‌ی دیرینه‌سنگی / پارینه‌سنگی
  • دیرینه‌سنگی زیرین (ﺣ ۵/۲ میلیون ــ ۰۰۰/۲۰۰ق‌م)
  • دیرینه‌سنگی میانه (ﺣ ۰۰۰/۲۰۰ ــ ۰۰۰/۴۰ق‌م)
  • دیرینه‌سنگی زبرین (ﺣ ۰۰۰/۴۰ ــ ۰۰۰/۱۰ق‌م)
  • هنر میان‌سنگی (در اروپا، ﺣ ۱۰۰۰۰ ــ ۴۰۰۰ق‌م)
  • هنر نوسنگی (در اروپا، ﺣ ۴۰۰۰۰ ــ ۲۰۰۰ق‌م)
  • هنر عصر مفرغ (در اروپا، ۳۰۰۰ ــ ۱۲۰۰ق‌م)
  • هنر عصر آهن (در اروپا، ۱۵۰۰ ــ ۲۰۰ق‌م)

 

مقدمه بر هنر ماقبل تاریخی

انواع

باستان‌شناسان چهار نوع اساسی از هنر عصر سنگبازشناخته‌اند، به این شکل: ۱٫ پتروگلیف‌ها (petroglyph: جام‌ْنماها (cupules، سنگْ‌کَندها یا کنده‌کاری روی سنگ، و حکاکی‌ها)؛ ۲٫ پیکتوگراف‌ها (pictograph: نگاره‌ها)، ایدئومورف‌ها  ideomorph)  نمادهای انتزاعی)، ایدئوگرام‌ها (یا نمادهای اندیشه‌نگار)، یک دسته که شامل غارنگاره (نقاشی غار) و سیاه‌قلم؛ و ۳٫ پیکرتراشی ماقبل تاریخی (شامل تندیسک‌های توتِمی totemic کوچک معروف به تندیسک‌های وِنوُس، شکل‌های گوناگون عاجْ‌کندهای حیوانْ‌نگاره و شیرـ انسان (تریانتروپی (thrianthropic) و پیکره‌های نقش‌برجسته)؛ و ۴٫ هنر مگالیتیک / کلان‌سنگی (سنگینه‌ها petroform یا هر اثر دیگری که به آرایش و چینش سنگ‌ها مرتبط است). آثاری که به سطح سنگ ساکن اطلاق می‌شود به صورت هنر دیواری (parietal art) طبقه‌بندی می‌شود؛ آثاری که قابل حملند به صورت هنر قابل حمل (mobiliary art) دسته‌بندی می‌شوند.

مختصات

آغازین‌ترین شکل‌های هنر ماقبل تاریخی بی‌نهایت ابتدایی‌اند. مثلاً، جام‌ْنما، که یک نوع اسرارآمیزِ نشانه‌گذاری (marking) یا نگاره‌گذاری فرهنگی دیرینه‌سنگی است، چیزی بیش از یک کندگی نیمدایره‌یی یا جام‌مانندِ رویه‌ی سنگ نیست. پیکره‌های آغازین معروف به وِنوُس‌های طانطان  و برکت رام Berekhat Ram، شبیه‌سازی‌های خام شکل‌های انسان‌وار که بعضی صاحب‌نظرها شک دارند که این‌ها را بشود اصلاً آثار هنری نامید. از دیرینه‌سنگی زبرین (کمابیش از ۰۰۰/۴۰ ق‌م به این طرف) بود که از نظر کالبدشناسی انسان جدید کنده‌کاری‌ها و تصویرهای قابل تشخیص تولید می‌کند. فرهنگ اورینیاسیان / اورینیاکی، خصوصاً، شاهد یک انفجار هنر سنگ است، از جمله دیوارنگاره‌های غار در شووِه Chauvet، وِنوُس هوله فِلس Hohle Fels، نقشْ‌کندهای حیوانی سوابیان یوُرا Swabian Yura، وِنوُس کوستِنکی Kostenky، هنر سنگ بومیان استرالیا، شیرـ انسان هولِنشتَین ــ اشتادِل Hohlenstein-Stadel و خیلی بیش‌تر. فرهنگ‌های بعدی گراوتیان / گراوتی و ماگدالنیان/ ماگدالنی نمونه‌های حتا پیچیده‌تری از هنر ماقبل تاریخی پدید آوردند، خصوصاً اسب‌های خال‌خالی پِش مرلِ چندرنگ و نقاشی‌های احساسی غارهای لاسکو Lascaux و آلتامیرا.

اسب‌های خال‌خالی پش‌ــ مِرل

اسب‌های خال‌خالی پش‌ــ مِرل

تاریخگذاری هنر ماقبل تاریخ

تعدادی از فنون بسیار پیچیده ــــ مثل آزمایش کربن پرتوزا ]کربن ۱۴[  و نورتابی حرارتی (ترمولوُمینِسنس (thermoluminescence ــــ حالا در دسترس‌اند که به تعیین تاریخ دستکارهای باستانی از دوران دیرینه‌سنگی و بعد از آن کمک می‌کنند. اما، تاریخگذاری هنر باستانی علم دقیقی نیست، و نتایج حاصل از آن غالباً متکی به آزمایش‌هایی است که روی آن «لایه»ی خاک و بقایایی انجام می‌گیرد که آن دستکار در آن بود، یا ــــ در مورد حکاکی روی سنگ ــــ تحلیل محتوا و سبک نشانه‌گذاری‌ها. (مثلاً سیاه‌قلم‌های حیوانات که از نیمرخ‌های منظم استفاده می‌کنند، نوعاً کهن‌تر از آن‌هایی که از سه‌چهارم رخ استفاده می‌کنند.) برای فهرست گاه‌شمارانه‌ی تاریخ‌ها و رویدادهای همراه با فرهنگ عصر سنگ، ƒ خط زمان ماقبل تاریخ.

فرهنگ ماقبل تاریخ

طولانی‌ترین مرحله‌ی فرهنگ عصر سنگ ــــ معروف به دوره‌ی دیرینه‌سنگی / پالِئولیتیک ــــ فرهنگ شکارگر ـ گردآور است که معمولاً به سه بخش تقسیم می‌شود:

(۱)               دیرینه‌سنگی زیرین (۰۰۰/۵۰۰/۲ ــ ۰۰۰/ ۲۰۰ ق‌م)

(۲)               دیرینه‌سنگی میانه (۰۰۰/۲۰۰ ــ ۰۰۰/۴۰ ق‌م)

(۳)               دیرینه‌سنگی زبرین (۰۰۰/۴۰ ــ ۰۰۰/۱۰ ق‌م)

بعد از این یک مرحله‌ی انتقالی می‌آید به اسم دوره‌ی میان‌سنگی / مِزولیتیک (گاهی به آن اِپی پالئولیتیک هم گفته می‌شود)، که با گسترش کشاورزی پایان پیدا می‌کند، و به دنبال آن دوره‌ی نوسنگی / نئولیتیک (عصر سنگ نو) می‌آید که شاهد تأسیس اسکان‌های دائمی بود. عصر سنگ موقعی به آخر می‌رسد که جای ابزارهای سنگی را تولیدات فلزکاریِ نویِ مفرغ و آهن می‌گیرد، و عصر مفرغ و عصر آهن از راه می‌رسند.

یادآوری: همه‌ی دوره‌ها تقریبی‌اند. تاریخ‌هایی که برای این یا آن فرهنگ خاص آورده می‌شود فقط در حد یک راهنمای تقریبی است، چون که در زمینه‌ی طبقه‌بندی، مصطلحات و گاه‌شماری در این حوزه هنوز اجماع کاملی در میان نیست.

 

دوران دیرینه‌سنگی (ﺣ. ۰۰۰/۵۰۰/۲ ــ ۰۰۰/۱۰ ق‌م)

مختصه‌اش یک فرهنگ معیشتی عصر سنگ و تکامل گونه‌ی انسان از آسترالوپیتک‌های آغازینی از طریق هومو اِرکِتوُس و هومو ساپیئنس به انسان‌های از نظر کالبدشناسی مدرن بود.

دیرینه‌سنگی زیرین (۰۰۰/۵۰۰/۲ــ۰۰۰/۲۰۰ ق‌م)

 

ـــ فرهنگ اولدوُوان / اولدوُویایی (۰۰۰/۵۰۰/۲ــ۰۰۰/۵۰۰/۱ ق‌م)

ـــ فرهنگ آشوُلیان / آشولی (۰۰۰/۶۵۰/۱ــ۰۰۰/۱۰۰ ق‌م)

ـــ فرهنگ کلاکتونیان / کلاکتونی (ﺣ. ۰۰۰/۴۰۰ــ۰۰۰/۳۰۰ ق‌م)

 

دیرینه‌سنگی میانه (۰۰۰/۲۰۰ــ۰۰۰/۴۰ ق‌م)

ـــ فرهنگ موُستریان / موُستری (۰۰۰/۳۰۰ــ۰۰۰/۳۰ ق‌م)

ـــ فرهنگ ابزار تراشه‌یی لووالوآ Levallois (غالب ﺣ. ۰۰۰/۱۰۰ــ۰۰۰/۳۰ ق‌م)

 

دیرینه‌سنگی زبرین (۰۰۰/۴۰ــ۸۰۰۰ ق‌م)

ـــ فرهنگ اورینیاسیان / اورینیاکی (۰۰۰/۴۰ــ۰۰۰/ ۲۶ ق‌م)

ـــ فرهنگ پریگوردیان / پریگوری (شاتِل پرونیان / پرونی) (۳۵۰۰۰ــ۲۷۰۰۰ ق‌م)

ـــ فرهنگ گراوِتیان / گراوِتی (۰۰۰/۲۶ــ۰۰۰/۲۰ ق‌م)

ـــ فرهنگ سولوُترین / سولوُتری (۱۹۰۰۰ــ۱۵۰۰۰۰ ق‌م)

ـــ فرهنگ ماگدالنیان / ماگدالنی (۱۶۰۰۰ــ۸۰۰۰  ق‌م)

توجه: نه فرهنگ پریگوری (آکا شاتِل پرونی) نه فرهنگ سولوُترین ارتباط چندان محکمی با دستاوردهای هنری ندارند. عقیده بر این است که آثار هنریِ آفریده در طی این دوران‌های تحت تأثیر فرهنگ‌های دیگر بوده‌اند.

 

دوران میان‌سنگی (در اروپا، ۰۰۰/۱۰ــ۴۰۰۰ ق‌م)

این دوران (era) فرهنگ عصر یخ دیرینه‌سنگی زبرین را به فرهنگ کشاورزی بی‌یخِ نوسنگی می‌پیوندد. با شکارگری‌ـ گردآوریِ پیشرفته‌تر، ماهیگیری و شکل‌های پایه‌یی کِشت مشخص می‌شود.

 

دوران نوسنگی (در اروپا، ۴۰۰۰ــ۲۰۰۰ ق‌م)

این دوران با کشاورزی، اهلی کردن حیوانات، اجتماعات اسکان‌گرفته و ظهور تمدن‌های باستانی مهم (مثلاً تمدن‌های سوُمری و مصری) مشخص می‌شود. هنر قابل حمل و معماری یادمانه‌یی در آن غالب‌اند.

 

تکامل انسان: از تبر دستی تا هنر

چه‌طور انسان ماقبل تاریخی توانست یک چنین میراث فرهنگی غنی هنر سنگ از خود به جا بگذارد؟ جواب: با تکامل پیدا کردن یک مغز بزرگ‌تر و پیشرفته‌تر. کارکرد مغز مستقیماً با تعدادی از کنش‌های «بالاتر» مثل زبان و وانمایی یا بیان خلاق همراه است.

بیش‌تر دیرین‌شناسان و دیرینْ‌انسان‌شناسان متفقند که هومو ساپیئنس (هومو) در آفریقا در حدود ۸ میلیون سال ق‌م از گوریل و در حدود ۵ میلیون سال ق‌م از شامپانزه جدا شد. (کشف جمجمه‌ی یک هومینید ]ساحل آنتروپوس چادِنسیس [Sahelanthropus Tchadensis با تاریخ در حدود ۷ میلیون سال پیش، شاید اشاره به واگرایی پیشین‌تری داشته باشد. همان هومینیدهای آغازین شامل انواعی مثل آسترالوپیتکوس آفارِنسیس و پارانتروپوس روبوستوس (ظرفیت مغز ۳۵۰ــ۵۰۰ سی‌سی) بود.

جمجمه پارانتروپوُس روبوُستوُس

جمجمه پارانتروپوُس روبوُستوُس

در حدود ۵/۲ میلیون سال ق‌م، بعضی انسان‌ها شروع کردند به ساختن ابزارهای سنگی (مثل ساطورها و تبرهای دستی خیلی خام)، و انواع نوتر مثل هومو هابیلیس و هومو روُدولِفنسیس Homo rudolfensis پیدا شدند (ظرفیت مغز ۵۹۰ــ۶۹۰ سی‌سی). تا ۲ میلیون ق‌م انواع بیش‌تری از انسان‌ها پیدا شدند، مثل هومو اِرکِتوُس (ظرفیت مغز ۸۰۰ــ۱۲۵۰ سی‌سی). در طی ۰۰۰/۵۰۰ سال بعدی، هومو اِرِکتوُس از آفریقا به خاورمیانه، آسیا و اروپا پراکنده شدند.

بین ۵/۱ میلیون ق‌م و ۰۰۰/۵۰۰ ق‌م، هومو ارکتوس و گونه‌های دیگر انسان‌ها انواع بسیار تکامل‌یافته‌تری از هومو پدید آوردند، که به هومو ساپیئنسِ آرکائیک معروفند. گروهی از هنرمندان از یکی از این هومو ساپیئنس‌های آرکائیک بودند که پتروکلیف‌ها / سنگ‌نگاره‌های بیمبِتکا و جام‌نماها را در غار تالار اجتماعات واقع در بیمبِتکای هند، و در دَرَکی‌ ـ چَتَّنDaraki-chattan آفریدند. این جام‌نماها کهن‌ترین هنر روی زمین‌اند.

پتروگلیف‌های بیمبتکا

پتروگلیف‌های بیمبتکا

از ۰۰۰/۵۰۰ ق‌م به بعد، این انواع نوِ به شکل هومو ساپیئنس درآمدند، که نمونه‌اش انسان نئاندرتال (از ۰۰۰/۲۰۰ ق‌م یا پیش‌تر) است. نئاندرتال‌ها اندازه‌ی مغزشان در حدود ۱۵۰۰ سی‌سی بود، که عملاً بیشتر از انسان جدید کنونی است، از این‌رو روشن است که ظرفیت جمجمه تنها راهنمای به تعقل نیست: معماری داخلی مغز هم مهم است. به احتمال زیاد پیکرتراش‌های نئاندرتال (یا معاصران‌شان) آن تندیسک‌های مشهور را آفریدند که به ونوس برکت رام و ونوس طانطان معروفند، و همین‌طور حکاکی‌های غار بلومبوس را از جنس سنگ اُخرا در آفریقای جنوبی، و جام‌نماها را در پناهگاه سنگیِ دوردونْی در لا فراسی.

بالاخره، در حدود ۰۰۰/۱۰۰ ق‌م، «از نظر کالبدشناسی انسان جدید» از جایی در آفریقای زیر صحرا پیدا شدند و مثل پیشینیان‌شان راهی شمال شدند: در حدود ۰۰۰/۷۰ ق‌م به آفریقای شمالی رسیدند و تا ابتدای دیرینه‌سنگی زبرین (۰۰۰/۴۰ ق‌م) در اروپا مستقر شدند. نقاشان و پیکرتراشان متعلق به انسان جدید (مثلاً انسان کرومانیون، انسان گریمالدی) مسئول غارنگاره‌ی باشکوه در فرانسه و شبه جزیره‌ی ایبِری، و نیز پیکره‌های مینیاتوری «ونوس»ها و عاج‌ْکندهای سوابیان یوُرا بودند که در غارهای فوگل‌هِرد، هوله فِلس، و هولنشتَین ــ اشتادِل یافته شدند.

توجه: علی الرسم، نقاشی و پیکرتراشی ماقبل تاریخی به صورت ابتدایی‌گرایی / هنر ابتداییprimitivism / primitive-art طبقه‌بندی نمی‌شود ــــ این دسته معمولاً برای هنر قبیله‌یی بعدی به کار برده می‌شود.

 

دوره‌ی دیرینه‌سنگی (ﺣ. ۰۰۰/۵۰۰/۲ــ۰۰۰/۱۰ ق‌م)

بنا به سنت، این دوره به سه بخش کوچک‌تر تقسیم می‌شود: دیرینه‌سنگی زیربن، دیرینه‌سنگی میانه و دیرینه‌سنگی زبرین، هر کدام پیشرفت‌هایی را (خصوصاً در فن‌آوریِ ابزار) در میان فرهنگ‌های انسانی مختلف نشان می‌دهند. اساساً انسان دیرینه‌سنگی تنها از راه شکار و گردآوری زندگی می‌کرد، در حالی که پسینیانش در طی زمان‌های میان‌سنگی و نوسنگی نظام‌های کشاورزی را و در نهایت هم اسکان‌های ماندگار را توسعه دادند.

بقا آسان نبود، به‌خصوص به علت تغییرات اقلیمی متغیر بی‌شمار: در چهار فرصت جداگانه عرض‌های شمالی جغرافیایی عصرهای یخ را تجربه کردند که حاصلش امواج ناپشتهم یخ زدن و آب شدن، و راهی مهاجرت‌ها شدن و مرگِ گسترده بود. در واقع، توسعه‌ی فرهنگ انسانی در طی زمان‌های دیرینه‌سنگی مکرراً و عمیقاً تحت تأثیر عوامل زیست‌محیطی بود. انسان‌های دیرینه‌سنگی گردآوردنده‌های غذا بودند، که زیست‌شان متکی به شکار حیوانات وحشی بود، و انواع دانه و میوه وسِتِه و مغزها را جمع می‌کردند. در حدود ۸۰۰۰ ق‌م بود که روش‌های ایمن‌تری از تغذیه (کشاورزی و اهلی کردن حیوانات) پذیرفته شد.

 

ابزارهای سنگی ــــ کلید تمدن، فرهنگ و هنر

ابزارهای سنگی وسایلی بودند که با آن‌ها انسان آغازین توسعه یافت و پیشرفت کرد. همه‌ی فرهنگ انسانی مبتنی است بر ابداع و قدرت مغز نیاکان ما در آفرینش ابزارهای همیشه پیشرفته‌تر که به آن‌ها توانایی بقا و پیشرفت داد. از این‌ها گذشته، هنر زیبا صرفاً بازتاب جامعه است، و جوامع ماقبل تاریخی تا حد زیادی از روی نوع ابزاری که به کار می‌بردند تعریف می‌شوند. در واقع، فرهنگ دیرینه‌سنگی مطابق با فن‌آوری‌های پیشرونده‌ی ابزار ثبت و نشان داده و طبقه‌بندی می‌شود.

از قضا بیش‌تر کهن‌ترین یافته‌های باستان‌شناختیِ دستکارهای عصر سنگ در فرانسه ساخته شده بودند، به این نحو نام فرانسوی محل‌ها مدت‌هاست که برای نشان دادن زیربخش‌های دیرینه‌سنگی گوناگون به کار برده می‌شود، با وجود آن که تفاوت‌های منطقه‌یی فراوانی وجود دارد.

 

فن‌آوری ابزارِ عصر سنگ

اولین ابزارهای سنگی (اِئولیت‌ها eolith) بیش از دو میلیون سال پیش ساخته شدند ــــ نه فقط از سنگ بل‌که از همه جور مواد آلی (چوب، استخوان، عاج، شاخ گوزن). اما، بیش‌ترین یافته‌های باستان‌شناختی تنوع سنگی مقاوم‌تری را تشکیل می‌دهند. کهن‌ترین ابزارهای انسانی ساطورهای سنگی ساده بودند، مثل آن‌هایی که در تنگ اولدوُوایی در تانزانیا از خاک درآورده‌اند.

بنا به نظر دیرین‌انسان‌شناس‌ها، انسان دیرینه‌سنگی چهار نوع از ابزارهای بهتر و بهتر تولید کرد. این‌ها بودند: (۱) ابزارهای قلوه‌سنگی (با یک دَمِ تیزشده برای بریدن یا شکستن)؛ (۲) ابزارهای دودَم / دو وجهی یا دو رویه (مثلاً تبرهای دستی)؛ (۳) ابزارهای تراشه‌یی؛ و (۴) ابزارهای تیغه‌یی. همه‌ی این اقسام در نهایت مورد استفاده قرار گرفتند، و فنون ساخت ابزار نو برای تولید آن‌ها پدید آمدند، و فن قدیمی‌تر تا وقتی که برای مقصود معینی لازم بود باقی می‌ماند.

 

دوران دیرینه‌سنگی زیرین (۰۰۰/۵۰۰/۲ــ۰۰۰/۲۰۰ ق‌م)

این آغازین‌ترین دوره‌ی عصر دیرینه‌سنگی است. از اولین پیدایش انسان به عنوان پستاندار ابزارساز شروع می‌شود تا آمدن تغییرات انقلابی و فن‌آورانه‌ی مهم که شروع دیرینه‌سنگی میانه را مشخص می‌کند. این دوران شاهد ظهور سه فرهنگ مبتنی بر ابزار متفاوت بود: (۱) فرهنگ اولدوُوان / اولدوُوایی (۰۰۰/۵۰۰/۲ــ۰۰۰/۵۰۰/۱ ق‌م)؛ ((۲) فرهنگ آشوُلیان / آشولی (۰۰۰/۱۶۵۰ــ۰۰۰/۱۰۰ ق‌م)؛ و (۳) فرهنگ کلاکتونیان / کلاکتونی (ﺣ. ۰۰۰/۴۰۰ــ۰۰۰/۳۰۰ ق‌م). به یک معنا، ابزارهای سنگی نمودگار «هنر» این دوره‌اند ــــ شکل کلیدی بیان / وانمایی انسانی خلاق.

 

فرهنگ ابزاری دیرینه‌سنگی زیرین

فرهنگ اولدوُوایی (۰۰۰/۵۰۰/۲ــ۰۰۰/۵۰۰/۱ ق‌م)

اولدوُوان یا اولدوُوایی وصف اولین ابزارهای سنگی است که انسان ماقبل تاریخیِ دیرینه‌سنگی زیرین آن‌ها را به کار می‌برد. فرهنگ اولدوُوایی در حدود ۵/۲ میلیون سال پیش شروع شد، و اولین‌بار در حوضه‌های گونا Gona و اومو Omo اتیوپی ظاهر شد. سیمای کلیدی ساخت ابزار اولدوُوایی روش تراشه برداشتن از سنگ‌ها برای ایجاد دَم تیز یا ریزکننده. بیش‌تر ابزارها را به این شکل می‌ساختند که با سنگی به سنگ دیگر می‌کوبیدند که یک تراشه‌ی تیزدَم درست کنند.

Oldowan   ساطور الدوایی

ساطور الدوایی

 

فرهنگ و هنر آشوُلیان / آشوُلی (۰۰۰/۶۵۰/۱ــ۰۰۰/۱۰۰ ق‌م)

فرهنگ آشوُلیان Acheulean مهم‌ترین و غالب‌ترین سنت ابزارسازی دوران دیرینه‌سنگی زیرین در سراسر آفریقا و پیش‌تر آسیا و اروپا بود. این نام از روستای *کاوشگاه / سایت نمونه Type-site سَن آشوُل در فرانسه‌ی شمالی گرفته شده است، و مرتبط است به هومو اِرگاستر ergaster، هومو هَیدِلبرگنسیس heidelbergensis و هومو ارکتوس غربی، ابزارکاران آشوُلیان با سبک نشاندار تبردستی‌هاشان به شکل بیضی و گلابی  اولین انسان‌هایی بودند که به طور موفقی در سراسر اوراسیا پراکنده شدند. با قضاوت درباره‌ی طرح پیشرفته‌ی این ابزارها، تعجبی ندارد که تاریخ آغازین‌ترین هنرانسان عصر سنگ از فرهنگ آشوُلی باشد. همچنین، باستان‌شناسان حالا عقیده دارند که مردم آشوُلی اولین مردمی بودند که آتش را تجربه کردند (در حدود ۴/۱ میلیون سال ق‌م)، در نتیجه‌ی آذرخش، اگرچه به طرز حیرت‌آوری تا در حدود ۸۰۰۰ ق‌م بود که انسان دقیقاً یاد گرفت چه‌طور آن را مهار کند.

Acheulean تیشه مشتی آشولی

تبر دستی آشولیان

 

فرهنگ کلاکتونیان / کلاکتونی (ﺣ. ۰۰۰/۴۰۰ــ۰۰۰/۳۰۰ ق‌م)

کلاکتونیان یک فرهنگ ساخت یا «هنر» ابزار آتشزنه‌یی اروپایی را وصف می‌کند، مرتبط با هومو ارکتوس، تاریخ آن از دوره‌ی آغازین دوره‌ی میان‌یخچالیِ معروف به هوکسنیان Hoxnian، میندِل‌ـ‌ ریس یا میان‌یخچالیِ هولشتین Holstein (تقریباً ۰۰۰/۳۰۰ــ۰۰۰/۲۰۰ ق‌م) آن را از روی کاوشگاه‌های نمونه (type-site) واقع در کلاکتون ـ آن ـ سی Clacton-on-Sea، در ساحل جنوب شرقی انگلستان و سوانزکِم Swanscombe در کِنت Kent نامگذاری کردند. سوانزکم شاهدی بود بر وجود یک زیرگونه‌ی هومو ارکتوس معروف به انسان سوانزکم. ابزارهای کلاکتونیان گاهی فاق داشتند، که نشان می‌دهند به آن دسته یا میله چسبانده بودند.

تبر دستی کلاکتونیان

تبر دستی کلاکتونیان

 

هنر سنگ دیرین‌شناسی زیرین

آغازین‌ترین نمونه‌های ثبت‌شده‌ی هنر انسانی در طی دیرینه‌سنگی زیرین در غارها و پناهگاه‌های سنگی هند مرکزی آفریده شدند. آن‌ها مرکب بودند از تعدادی پتروگلیف / سنگْ‌کَند (۱۰ جام‌نما و یک حکاکی یا خطوط ضربدری) کشف‌شده در طی دهه‌ی ۱۹۹۰ در یک پناهگاه سنگی کوارتزیت (غار تالار اجتماعات) در بیمبِتکا در هند مرکزی. تاریخ هنر سنگ دست‌کم به ۰۰۰/۲۹۰ق‌م می‌رسد. اما، شاید معلوم شود که کهن‌تر از این است (ﺣ. ۰۰۰/۷۰۰ ق‌م). عقیده بر این است که کاوش‌های باستان‌شناختی از یک غار دومی، در دَرَکی ـ چَتَّن در همان منطقه، سن مشابهی را نشان می‌دهد.

کهن‌ترین هنر ماقبل تاریخی بعدی از دیرینه‌سنگی زیرین تقریباً در پایان این دوره پیدا می‌شود. دو تندیسک ابتدایی ــــ وِنوسِ برکت ‌رام (کشف شده در بلندی‌های جولان) و ونوس طانطان (کشف‌شده در مغرب) تاریخ آن‌ها را بین تقریباً ۰۰۰/۲۰۰ و ۰۰۰/۵۰۰ ق‌م (اولی باستانی‌تر است) دانسته‌اند.

وِنوُسِ برکت رام

وِنوُسِ برکت رام

ونوس تن تن

ونوس طان طان

 

    

     

     

     

     

     

     

     

       

دوران دیرینه‌سنگی میانه (۰۰۰/۲۰۰ــ۰۰۰/۴۰ ق‌م)

دوره‌ی دیرینه‌سنگی میانهدومین مرحله‌ی دوران دیرینه‌سنگی است که به اروپا، آفریقا و آسیا اطلاق می‌شود. فرهنگ دیرینه‌سنگی غالب، یعنی موُستریان / موُستری، یک صنعت ابزارتراشه‌یی بود که تا حد زیادی مشخصه‌اش پیکان و لیسه‌های جانبی (side scraper)، که (در اروپا) با هومو نئاندرتالنسیس مرتبط بود. این یک دوره‌ی اختراع بزرگ نبود ــــ مثلاً، تبرهای دستی ساده همچنان منظماً مورد استفاده بود ــــ اما پیشرفت‌های بزرگی در فرایند پایه‌یی ابزارسازی و در دامنه و فایده‌مندی خاص وسایل ساخته‌شده صورت گرفته بود. در اواخر این دوره، فن‌آوری ابزار موُستریان با فرهنگ دیگری معروف به لو‌والوآ Levallois، تقویت شد، و در آفریقای شمالی، خاورمیانه و همین‌طور تا سیبری به کار برده می‌شد.

 

فرهنگ موُستریان / موُستری (۰۰۰/۳۰۰ــ۰۰۰/۳۰ ق‌م)

اسم موُستریان / موُستری برگرفته از کاوشگاه نمونه‌ی لو موُستیر Le Moustier، غاری در ناحیه‌ی دوردونیِ فرانسه‌ی جنوبی، اگرچه از همان فن‌آوری در سراسر مناطق بی‌یخچالِ اروپا و همین‌طور خاورمیانه و آفریقای شمالی استفاده می‌کردند. شکل‌های ابزارها تنوعی وسیعی از شکل‌های خاص را نشان می‌داد از جمله دَم‌های خاردار و اره‌یی. این طرح‌های تیغه‌یی نو کمک کرد که از نیاز انسان‌ها به استفاده از دندان برای انجام برخی کارها کاسته شود، به این نحو کمک کرد که از مشخصات صورت و آرواره در میان انسان‌های بعدی کاسته شود.

 

فرایند ابزارسازی

انسان موُستری توانست فرایند ابزارسازی را استاندارد کند و به این نحو کارایی بیش‌تری را معرفی کرد، احتمالاً از طریق تقسیم و تخصصی کردن کار. ابزارسازها تلاش‌های بسیار کردند که تیغه‌هایی بسازند که بتوان آن را منظماً از نو تیز کرد، به این نحو به ابزارها عمر بیش‌تری دادند. تولید تیغه‌های دَم‌ارّه‌یی، لیسه‌های مخصوص خام حیوانات و مانند این‌ها، همراه با دامنه‌یی از وسایل استخوانی مثل سوزن (که استفاده از خز و پوست حیوانات را به عنوان تن‌پوش و پوزار القا می‌کند) پیشرفت فزاینده‌یی را در توانایی‌شناختی آشکار می‌کند ــــ چیزی که کامیابی انسان نئاندرتال در شکار ماموت‌های بزرگ تصویر شده، کاری که لازمه‌اش سازمان‌دهی و همکاری اجتماعی خیلی بزرگ‌تری بود.

 

فرهنگ ابزار تراشه‌یی لووالوُآ Levallois (ﺣ. ۰۰۰/۱۰۰ــ۰۰۰/۳۰ ق‌م)

نامگذاری شده از روی جایی در حومه‌ی پاریس، لووالوُئیزیان/ لووالوُآیی Levalloisian یک فرهنگ آتشزنه‌شکن مهمی است که با فن تقویت‌شده‌ی تولید تراشه مشخص می‌شود. این شامل شکل‌دهی مقدماتی سنگ مغزه و درآوردن آن به شکل یک لاک‌پشت محدّب است به قصد گرفتن تراشه‌های بزرگ‌تر از آن. فرهنگ لووالوآ روی خیلی از صنعت‌های ابزار سنگی دیرینه‌سنگی میانه‌ی دیگر اثر گذاشت.

 

هنر دیرینه‌سنگی میانه

یکی از چند اثر هنری که تاریخ دیرینه‌سنگی میانه دارند، یک جفت سنگ اخرای تزیین‌شده با نقش‌های ضربدری انتزاعی است که در غارهای بلومبوس در شرق کیپ تون Cape Town یافته شده است. آن‌ها یکی از کهن‌ترین نمونه‌های هنر آفریقایی‌اند، و تاریخگذاری کربن ]۱۴[ آن در حدود ۰۰۰/۷۰ ق‌م بوده‌اند. احتمال می‌رود که رو به آخر دیرینه‌سنگی زبرین، هنرمندان انسانی شروع کردند به تولید شکل‌های ابتدایی هنر اقیانوسیه در ناحیه‌ی اقیانوس آرام جنوب غربی، و انواع آغازینی هنر قبیله‌یی در سراسر آفریقا و آسیا، گرچه کمی از آن‌ها باقی مانده است.

 

دوران دیرینه‌سنگی زبرین (۰۰۰/۴۰ــ۸۰۰۰ ق‌م)

دیرینه‌سنگی زبرین آخرین و کوتاه‌ترین مرحله‌ی عصر دیرینه‌سنگی است: کم‌تر از ۱۵ درصد از طول دیرینه‌سنگی میانه‌ی پیشین. وقتی به آفریقا اشاره می‌کنیم این عموماً بیش‌تر به عصر سنگ پسین معروف است. علاوه بر ابزارهای تخصصی‌تر و یک شیوه‌ی پیشرفته‌تر زندگی، فرهنگ دیرینه‌سنگی زبرین تخم اولین ظهور گسترده‌ی نقاشی و پیکرتراشی انسانی را کاشت، که به طور همزمان در بیش‌تر گوشه و کنار جهان ظاهر شد. همچنین از شروع دوره‌ی دیرینه‌سنگی زبرین، جای انسان نئاندرتال زیرگونه‌ی هومو ساپیئنس را «از نظر کالبدشناسی انسان‌های جدید» (مثلاً انسان کرومانیون، انسـان شانْْسِلاده Chancelade و انسان گریمالدی) که تنها ساکنان هومینید سراسر قاره‌ی اروپا شدند.

 

فرهنگ‌های ابزار سنگی

پنج فرهنگ ابزار عمده‌ی دیرینه‌سنگی زبرین این‌ها بودند: (۱) پریگوردیان / پریگوری (آکا شاتِل پرونی)؛ (۲) اورینیاسیان/اورینیاکی؛ (۳) گراوِتیان / گراوِتی؛ (۴) سولوُترین / سولوُتری؛ و (۵) ماگدالینان / ماگدالنی.

 

جامعه‌ی دیرینه‌سنگی زبرین

این دوران ساختِ آغازین‌ترین مسکن‌گاه‌های انسان‌ساز را به خود دید (غالباً بوم‌کَن یا خانه‌های گودالیِ نیم زیرزمینی است)، در حالی که محل اسکان‌ها یک الگوی پیچیده‌تر تعامل اجتماعی را نشان می‌دهد که دربردارنده‌ی شکار دست‌جمعی، ماهیگیری سازمان‌یافته، لایه‌بندی اجتماعی، رویدادهای تشریفاتی، آیین فراطبیعی و دینی است. توسعه‌های دیگر شامل شروع مالکیت خصوصی، کاربرد سوزن و نخ و پارچه بود.

 

هنر دیرینه‌سنگی زبرین

دوره‌ی دیرینه‌سنگی زبرین شاهد شروع هنر زیبا بود، که مشخصه‌اش سیاه‌قلم، مدل‌سازی، پیکرتراشی و نقاشی بود، و همین‌طور زرگری یا جواهرسازی، آرایه‌های شخصی و شکل‌های آغازین موسیقی و رقص. دو شکل هنری بزرگ یکی نقاشی غار / غارنگاری بود و دیگری پیکرکَنی یا کنده‌کاری‌های پیکرنمای (فیگوراتیو) مینیاتوری بود.

 

پیکرتراشی دیرینه‌سنگی زبرین

هنرمندان دیرینه‌سنگی زبرینشمار پهناوری از پیکرک‌های زنانه تولید کردند که به تندیسک‌های ونوس معروفند. در طی زمان‌های اورینیاسیان / اورینیاکی، آن ونوس‌ها این‌ها بودند: ونوسِ هولِه فِلس (عاج، ۰۰۰/۳۵ــ۰۰۰/۴۰ ق‌م)، ونوس کوستِنکی (کنده‌کاری روی استخوان ماموت: ﺣ. ۰۰۰/۳۰ ق‌م)، و ونوس مونپازیر Monpazier (کنده‌کاری روی استاتیت: ﺣ. ۰۰۰/۳۰ ق‌م). در طی فرهنگ بعدی گراوِتیان / گراوتی، ونوس-های خیلی بیش‌تری پیدا شدند، این هم چندتا از آن‌ها: ونوس دولنی وِستونیس (با تلفظ دولنیه ویه‌استونیتسِه. تندیسک سفالی: ﺣ. ۰۰۰/۲۶ ق‌م)، ونوس ویلِندورف (پیکره‌ی سنگ آهک: ﺣ. ۰۰۰/۲۵ ق‌م)، ونوس ساوینیانو (پیکره‌ی سرپانتین: ﺣ. ۰۰۰/۲۵ق‌م)، ونوس کوستِنکی (پیکره‌ی سنگ آهک: ﺣ. ۰۰۰/۲۴ ق‌م)، ونوس موراوانی (کنده‌کاری روی عاج ماموت: ﺣ. ۰۰۰/۲۴ق‌م)، ونوس لوسِل (پیکره‌ی سنگ آهک: ﺣ.  ۰۰۰/۲۳ ق‌م)، ونوس براسامپویی (عاج ماموت: ﺣ. ۰۰۰/۲۱ق‌م)، ونوس لِسپوُگه (عاج ماموت: ﺣ. ۰۰۰/۲۳ ق‌م)، ونوس لوسِل (پیکرتراشی نقش‌برجسته در سنگ آهک: ﺣ. ۰۰۰/۲۳ق‌م)، و ونوس گاراگینو (سنگ آتشفشانی: ﺣ.۰۰۰/۲۲ ق‌م). نمونه‌های دیگری که مادینه نیستند شامل شیرـ انسان هولِنستَین ــ اشتادِل (ﺣ. ۰۰۰/ ۲۸ ق‌م) از عاج است. بیرون از اروپا، پیکرتراشی دیرینه‌سنگی زبرین شامل ونوس مالتای سیبریایی (عاج ماموت: ﺣ. ۰۰۰/۲۱ق‌م)، است که یکی از بسیارست.

ونوس ویلِندورف

ونوس ویلِندورف

 

نقاشی دیرینه‌سنگی زبرین

در طی این دوره جامعه‌ی ماقبل تاریخی شروع کرد به قبول آیین و رسوم ــــ از سرشتِ دین‌نما یا شَمَن‌گونه. در نتیجه، غارهای معینی را برای نگارخانه‌های هنری ماقبل تاریخی کنار گذاشتند، که هنرمندها در آن‌ها شروع کردند به نقاشی حیوانات و صحنه‌های شکار، و نیز تنوعی از سیاه‌قلم‌های انتزاعی یا نمادین.

نقاشـی غار، یـا غارنگاری، در طی فرهنگ اورینیاسیان پسین پیدا شد، که نمونه‌اش نقاشی‌های غار شووِه (ﺣ. ۰۰۰/۳۰ ق‌م) است ــــ عمدتاً تصویرهای تک‌رنگ حیوانات و سیاه‌قلم‌های انتزاعی‌اند. نمونه‌های هنر گراوِتی شامل گرته‌برداری‌های دست در غار کاسکی (ﺣ. ۰۰۰/۲۵ ق‌م)، و نقش‌های چند رنگ زغال و اُخرا در پِش مِرل (ﺣ. ۰۰۰/۲۵ ق‌م) است. در طی دوره‌ی سولوُتری، نقاشی‌های ماقبل تاریخی (که تحت تأثیر سنت‌های گراوتی پسین بودند) شروع کردند به کار کردن روی نقش‌های چند رنگ باشکوه اسب‌ها، نرّه‌گاوها و حیوانات دیگر در غارهای لاسکو و فون دوگُم Font de Gaume (هر دو از ۰۰۰/۱۷ ق‌م)، و غار کانتابرین اسپانیایی لا پاسیئگا (از ۰۰۰/۱۶ق‌م). غارنگاره‌ی ماگدالنی را به خوبی نقش‌های چندرنگ گاومیش و گوزن در غار آلتامیرا در اسپانیا (از۱۵۰۰۰ ق‌م) نمایندگی می‌کنند، تصویرهای گوزن روی شاخ گوزنِ یافته‌شده در غار فرانسوی لورته Lortet (از ۰۰۰/۱۵ ق‌م) و نقش‌برجسته‌ی حیرت‌آور گاومیش در غار توک دودوبِر Tuc d’Audoubert (از ۵۰۰/۱۳ ق‌م)، نیز در فرانسه.

بیرون اروپا، غارنگاره‌ی دیرینه‌سنگی زبرین و هنر سنگ / سنگ‌نگاره شامل هنر سنگ بومیان استرالیا از اوُبیر ubirr (از ۰۰۰/۳۰ ق‌م) و کیمبرلی Kimberley (نقاشی‌های برادشاو Brad Shaw) (از ۰۰۰/۱۷ق‌م)، پیکرنگاره‌های جانوران (یا، نقاشی‌های پیکر حیوانات) با زغال و اخرا در غار آپولو ۱۱ (از ۵۰۰/۲۵ ق‌م) در نامیبیا، و نقش‌های گرته‌برداری از دست در غارِ کوُئه‌واس دِه لاس مانوس Cuevas de las Manos (غار دست‌ها) (از ۹۵۰۰ ق‌م) در آرژانتین، از آن جمله‌اند.

کوُئواس دِه لاس مانوس Cuevas de las Manos

کوُئواس دِه لاس مانوس Cuevas de las Manos

 

فن‌آوری ابزارِ دیرینه‌سنگی زبرین

ابزارسازی دستخوش یک بررسی کامل قرار گرفت. تبرهای دستی قدیمی و ابزارهای تراشه‌یی کنار گذاشته شدند، و طیف وسیعی از ابزارهای متنوع و تخصصی به میدان آمد که از سنگ‌هایی ساخته شده بود که به طرز خاصی تهیه شده بودند. آن‌ها نیزه و پیکان‌های تیر، و یک نوع تیغه‌ی به شکل عدد ۸ مشخص را شامل می‌شدند. ابزارهای دسته‌دار پیدا شدند، و همین‌طور زوبین، وسیله‌ی تخصصی ماهیگیری و یک سلسله قلم حکاکی و لیسه، علاوه بر آتشزنه، مصالحی مثل استخوان، عاج و شاخ گوزن هم وسیعاً مورد استفاده بود.

 

هنر و فرهنگ‌های ابزار در طی دیرینه‌سنگی زبرین

 

 فرهنگ اورینیاسیان / اورینیاکی (ﺣ. ۰۰۰/۴۰ــ۰۰۰/۲۶ ق‌م)

یکی از چند فرهنگی که در اروپای دیرینه‌سنگی زبرین همزیست بودند، در آسیای جنوب غربی هم رواج داشت، نامش از کاوشگاه نمونه‌ی نزدیک روستای اورینیاک در اوت گارون Haute Garonne فرانسه گرفته شده است. ابزارهای آن شامل وسایل استخوانی پیشرفته‌یی بود مثل سرنیزه یا پیکان‌ها با فاق‌هایی در ته آن‌ها برای وصل کردن دسته یا نیزه، لیسه‌ها، قلم‌های حکاکی، اسکنه، چوبدست به سبک نظامی و مانند این‌ها.

فرهنگ اورینیاسیان / اورینیاکی هم شاهد اولین تجلیات باشکوهِ نقاشی و پیکرتراشی زیبا بود: پدیده‌یی که در سراسر مابقی دوران دیرینه‌سنگی زبرین ادامه یافت. نمونه‌های قابل توجه شامل دیوارنگاره‌های چندرنگ غار در گروت شووِه Grotte Chauvet و تندیسک‌های آغازین ونوس از سراسر اروپا بود. هنر سنگ دیگر اورینیاکی شامل گرته‌برداری‌های از دست، اثر انگشت‌ها، حکاکی‌ها، و نقش‌برجسته‌ها بود.

علاوه بر این، انسان‌های اورینیاکی اولین زیورهای شخصی ساخته از استخوان و عاج تزیین شده را تولید کردند، چیزهایی مثل انواع دستبند، گردن‌بند، آویزها و مهره‌ها. این خودآگاهی فزاینده، همراه با تولد هنر زیبا، اورینیاکی را به عنوان اولین فرهنگ جدید عصر سنگ مشخص می‌کند.

Aurignacian مرد شیری تندیسی مربوط به فرهنگ اورینیاسیاَن

مرد شیری تندیسی مربوط به فرهنگ اورینیاسیاَن

 

فرهنگ پریگوردیان / شاتِل پرونیان(۰۰۰/۳۳ــ۰۰۰/۲۷ ق‌م)

شاتِل پرونیان / شاتِل پرونی، فرهنگ دیرینه‌سنگی زبرین مهمی از فرانسه‌ی مرکزی و جنوبی بود. برگرفته از مُوستریانِ پیشین‌تر، که هومو نئاندرتالنسیس به آن عمل می‌کرد، با استفاده از فن‌آوری ابزار تراشه‌یی لووالوآ، ابزارهای دندانه‌دار و اره‌یی همین‌طور تیغه‌های آتشزنه متمایز (احتمالاً برای ساخت جواهرات به کار برده می‌شد) با پشتِ کُند معروف به «پیکان‌های شاتل پرون»، تولید می‌کند. هیچ هنر خاصی با این فرهنگ مرتبط نیست.

 

فرهنگ گراوِتیان / گراوِتی (۰۰۰/۲۶ــ۰۰۰/۲۰ ق‌م)

گراوِتی یک فرهنگ دیرینه‌سنگی زبریناروپایی بود که اسمش برگرفته از کاوشگاه نمونه‌ی لا گراوِت La Gravette در بخش دوردونْی Dordogne فرانسه بود. عمل شده در اروپای شرقی، مرکزی و غربی، ابزار نشاندار آن (برگرفته از پیکان شاتِل پرون) یک تیغه‌ی نوک تیز کوچک با یک پشت کُند اما صاف، معروف به پیکان گراوِت، بود. جواهرات شخصی همچنان ساخته می‌شد، و مالکیت شخصی‌تری آشکار است، که میزان فزاینده‌یی از لایه‌بندی اجتماعی را نشان می‌دهد.

دوره‌ی گراوِتی در غارنگاره و آثار قابل حملِ پیکرتراشی بسیار غنی است. نمونه‌ی غارنگاره هنر گرته‌برداری شگفت‌انگیز در غار کاسکی و زغال رنگی و تصویرهای اُخرایی در غار پش مِرل است. معروف‌ترین پیکرتراشی گراوتی مرکب است از تندیسک‌های ونوس، مثل ونوس دولنی وستونیس (دولنیه ویه‌استونیتسِه، جمهوری چک)، ویلندورف (اتریش)، ساوینیانو (ایتالیا)، کوستِنکی (روسیه)، موراوانی (اسلوواکی)، لوسِل (فرانسه)، براسامپویی (فرانسه)، لِسپوگه (فرانسه)، و گاراگینو (اوکراین).

ونوس لوسِل

ونوس لوسِل

 

فرهنگ سولوُترین / سولوُتری (۰۰۰/۱۹ــ۰۰۰/۱۵ ق‌م)

این فرهنگ از کاوشگاه نمونه‌ی سولوُتره Solutré در منطقه‌ی ماکون Mâcon فرانسه‌ی شرقی می‌آید. به طرز کنجکاوی‌برانگیزی، ابزارسازهای سولوُتری ظاهراً شماری از فنون پیشرفته‌ی ممتازی توسعه داده‌اند، که برخی از آن‌ها تا چند هزار سال بعد از رفتن آن‌ها دیده نشده بود. به هر حال، مردم سولوُتری بهترین استادکاری در آتشزنه‌ی دیرینه‌سنگی را در فرانسه‌ی غربی به وجود آوردند.

اما در حدود ۰۰۰/۱۵ ق‌م، فرهنگ سولوُتری به طرز اسرارآمیزی از گزارش باستان‌شناختی محو می‌شود. بعضی دیرین‌انسان‌شناسان عقیده دارند که بین فرهنگ سولوتری و فرهنگ پسین کلوویس Clovis آمریکای شمالی پیوندهایی هست (که این را دستکارهای یافته‌شده در بلک واتر درا Black water Draw در نیو مکزیکو، ایالات متحد، نشان می‌دهد)، گویای این است که سولوترین‌ها از اقیانوس اطلس منجمد به آمریکا مهاجرت کردند. کارشناس‌های دیگر معتقدند که فرهنگ سولوتری مغلوب موجی از مهاجمان تازه شده بود.

 

هنر سولوُتری

شاید به علت تمرکز آن بر فن‌آوری ابزار است که فرهنگ سولوُتری به دستاوردهای هنریش معروف نیست، به رغم این واقعیت که نقاشی‌های حیرت‌آور غار لاسکو تاریخ‌شان از این دوره‌اند. کارشناس‌ها عقیده دارند که هنرمندهایی که غارنگاره‌های لاسکو، فون دو گوم، و لا پاسیئگا را آفریدند تحت تأثیر فرهنگ گراوتی پسین یا فرهنگ ماگدالنی پیشین بودند.

غارنگاره‌های لاسکو

غارنگاره‌های لاسکو

 

فرهنگ ماگدالنیان / ماگدالنی (۰۰۰/۱۶ــ۸۰۰۰ ق‌م)

فرهنگ ماگدالنی اهمیت فزاینده‌یی به اشیای زیبایی‌شناختی داد، اشیایی مثل جواهرات شخصی، اشیای تشریفاتی، پارچه و خصوصاً هنر زیبا.

در واقع افق‌های فرهنگی مردم مالدالنی به آسانی با مطالعه‌ی افزایش ناگهانی سیاه‌قلم، نقاشی، پیکرتراشی نقش‌برجسته‌ی این دوره، خصوصاً نقاشی‌های غار آلتامیرا درک می‌شود، که نمادگرایی‌شان خصوصاً نخستین تلاش انسان‌ها را در تحمیل حس‌شان از معنا به یک جهان نسبتاً نامطمئن نشان می‌دهد. این روند توقف‌ناپذیر، در داخل فقط چند هزاره، به ظهور پیکتوگراف‌ها / نقش‌نگاره‌ها، هیروگلیف‌ها و زبان مکتوب منجر می‌شود.

 

]توجه: تاریخ‌های چهار دوره‌ی بعدی ماقبل تاریخ سخت تقریبی‌اند. در مورد میان‌سنگی و نوسنگی، علتش این است که مختصات تعریف‌کننده‌ی آن‌ها مطابق شرایط یخ آن ناحیه یا آن کشور در زمان‌های متفاوت ظاهر شدند. در مورد عصر مفرغ و عصر آهن، علتش تمدن‌های معینی است که مهارت‌های فلزکاری را در زمان‌های مختلف توسعه دادند. به این نحو، هیچ تاریخ کلّی یا جهان‌شمولی برای ابتدا و انتهای این دوران‌ها وجود ندارند، از این‌رو تمرکز ما روی اروپا است.[

 

دوران میان‌سنگی(تقریباً ۰۰۰/۱۰ــ۴۰۰۰ ق‌م، اروپا)

دوره‌ی میان‌سنگی دوران انتقالی بین فرهنگ شکارچی‌ـ‌گردآورِ تحت تأثیر یخِ دیرینه‌سنگی زبرین و فرهنگ کشاورزی نوسنگی است. هر چه تأثیر یخِ پس‌رونده روی محیط زیست یک منطقه بزرگ‌تر باشد، دوران میان‌سنگی دوام طولانی‌تر داشت. از این‌رو، در نواحی بدون یخ (مثلاً خاور میانه)، مردم کاملاً به سرعت از شکار ــ گردآوری به کشاورزی منتقل شدند. بنا بر این دوره‌ی میان‌سنگی آن‌ها کوتاه بود، و غالباً به آن به صورت اِپی ــ پالئولیتیک Epi-paleolithic اشاره می‌شود. در مقایسه، در نواحی دستخوش تغییر از یخ به نه‌ــ یخ، دوران میان‌سنگی و فرهنگش دوام خیلی طولانی‌تری داشت.

 

انسان‌های میان‌سنگیِ اروپایی

کشفیات باستان‌شناختیِ بقایای میان‌سنگی شاهد تنوع بزرگی از نژادها است. این‌ها شامل انسان آزیلیان / آزیلی اوفنت (باواریا) می‌شوند. چندگونه بعدی از انسان کرومانیون؛ انواع انسان‌های برانکوسفالیک (جمجمه کوتاه)؛ و انواع انسان‌های دولیکوسفالیک (جمجمه بلند).

 

فرهنگ‌های میان‌سنگی اروپایی

همان‌طور که یخ ناپدید می‌شد که جایش را علفزارها و جنگل‌ها بگیرند، تحرک و انعطاف‌پذیری در شکار و به دست آوردن غذا مهم‌تر شد. در نتیجه، فرهنگ‌های میان‌سنگی با ابزارهای آتشزنه‌ی کوچکِ سبک‌تر، مقادیری از وسائل ماهیگیری، تیشه‌های سنگی، تیر و کمان مشخص می‌شود. خیلی به تدریج، دست‌کم در اروپا، جای شکار و ماهیگیری را کشاورزی و اهلی کردن حیوانات گرفته بود. سه فرهنگ اصلی میان‌سنگی اروپا این‌ها هستند: آزیلیان / آزیلی، تاردانوآیی Tardenoisian، ماگ‌لموزی Maglemosian. آزیلی یک صنعت سنگ بود، تا حد زیادی میکرولیتیک / ریزسنگی بود، مرتبط با انسان [غار] اوفنِت. تاردانوآیی، مرتبط به انسان تاردانوآیی، تیغه‌های آتشزنه‌ی کوچک و وسائل آتشزنه‌یی کوچک با شکل‌های هندسی تولید کرد، همراه با زوبین‌های استخوانی که از تراشه‌های آتشزنه به عنوان خار استفاده می‌کرد. ماگ‌لِموزی (اروپای شمالی) یک فرهنگ استخوان و شاخ بود، که لیسه‌های آتشزنه، مته‌ها و تبرهای مغزه‌یی تولید می‌کند.

 

هنر سنگِ میان‌سنگی

آن آثار هنری که در طی دوره‌ی میان‌سنگی آفریده شده‌اند رسیدن شرایط زیست‌ نو و اَعمال شکار نو را منعکس می‌کنند که علت آن پیدا شدن گله‌های بزرگ حیوانات از اسپانیا و فرانسه، در پایان عصر یخ بود. حالا جنگل‌ها چشم‌انداز را می‌پوشانند، که لازمه‌ی ترتیبات دقیق‌تر و توأم با همکاری در شکار بود. هنر سنگِ میان‌سنگی اروپایی فضای بیش‌تری به پیکرهای انسانی می‌دهد، و مشخصه‌اش مشاهده‌ی دقیق‌تر، و روایت بیش‌تر در نقاشی‌ها است. همچنین به علت هوای گرم‌تر، این هنر از غارها بیرون می‌رود که در کاوشگاه‌های بی‌شمار در سراسر اروپا، آسیا، آفریقا، استرالیا و آمریکاها می‌بینیم. مثلاً در آفریقا، شماری از سنگ‌نگاره‌های بوُشمن در ناحیه واتربرگ Waterberg یافته شدند که تاریخ‌شان به حدود ۸۰۰۰ ق‌م می‌رسد. در هند، نقاشی‌ها در پناهگاه سنگی بیمبِتکا، برگرفته از هنرمندان میان‌سنگی است. مقدار خوبی از هنر بومیان استرالیایی (مثلاً از آرنهِم لند (Arnhem Land) تاریخ‌شان به دوره‌های میان‌سنگی و همین‌طور دیرینه‌سنگی می‌رسد. بیش‌تر آثار هنری باستانی بومیان استرالیا سنگ‌نگاره‌ی اسلوب‌دار  stylizedاست، که غالباً به یک شیوه‌ی نمادین یا انتزاعی اجرا شده است همان‌طور که خیلی از آن‌ها از نمای هوایی، موسوم به «نمای از چشمِ پرنده»، آفریده شده بودند.

 

پیکرتراشی میان‌سنگی

سوای این غارنگاره‌های اسلوب‌دار، دوران میان‌سنگی هنر سه‌بعدی بیش‌تری را تصویر می‌کند، از جمله نقش‌برجسته‌ها و پیکره‌های سرپا ایستاده. نمونه‌های آغازین از پیکره‌های سرپا ایستاده، یا بی‌تکیه‌گاه، تندیسک‌های انسان‌واره‌ها را شامل می‌شود، که نوعاً با حیوانات تزیین شده‌اند، کشف شده در نوالی کوری Nevali Cori و گوبکلی تپه Göbekli نزدیک اورفا Urfa در آسیای صغیر شرقی (حالا ترکیه)، از تاریخ ۹۰۰۰ ق‌م. مجسمه‌های میان‌سنگی لِپِنسکی ویر Lepenski Vir (مثلاً ماهیْ‌خدا) در سیبری از تاریخ در حدود ۵۰۰۰ ق‌م که یا انسان‌ها یا پیکرهای دورگه، نیمی انسان، نیمی ماهی را تصویر می‌کند.

 

صنایع دستی تزیینی میان‌سنگی

نمونه‌های دیگر از این نوع هنر قابل حمل نو شامل زیورآلات، مثل دستبند و قلوه‌سنگ‌های نقاشی‌شده، همراه با سیاه‌قلم‌های تزیینی روی اشیای کاربردی یا مفید مثل پارو و جنگ‌ابزارها. هنر سرامیک هم توسعه یافت، خصوصاً از طریق فرهنگ جومون ــــ یک اوج آغازین هنر ژاپنی ــــ که تاریخ سفالینه‌های پیشرفته‌اش به هزاره‌ی یازدهم ق‌م می‌رسد. پیکره‌های گلی و ظروف سفالی نوعاً آراسته به نقش و نگارهایی بود که با فشردن ریسمان و چوب روی گل خیس به آن شکل می‌دادند. سفالگری چینی در طی دوره‌ی میان‌سنگی آغاز می‌شود.

 

شاهکار میان‌سنگی: متفکر چِرناودا

یک نمونه‌ی فوق‌العاده‌ی هنر نوسنگی پیکره‌یی است معروف به متفکرِ چِرناودا Cernavoda (ﺣ. ۵۰۰۰ ق‌م)، کشف شده در دانوب سفلی در رومانی. متعلق است به فرهنگ هامانگیا Hamangia، که معمولاً به صورت فرهنگ نوسنگی در دوبروُجا Dobruja (رومانی و بلغارستان) در ساحل دانوب در مونتِنیا Muntenia، و در جنوب، عمل می‌شود، اما شاید به شکارچی ــ گردآورهای میان‌سنگی مرتبط باشد. یکّه بودن این پیکره از این امر سرچشمه می‌گیرد که این پیکر نه بت‌ شکار است نه بت باروری ، بل‌که فقط در تفکر عمیق نشسته است. تصویرگری نزدیک به کمالِ یک انسان «متفکر» نوسنگی.

متفکر چِرناودا Cernavoda

متفکر چِرناودا Cernavoda

 

آثار مشهور دیگر هنر از دوره‌ی میان‌سنگی

آثار مشهور نقاشی و پیکرتراشیِ آفریده‌ی هنرمندان میان‌سنگی این‌هاست:

اثر هنری: کوُئواس دِه لاس مانوس Cuevas de las Manos (غار دست‌ها) (ﺣ. ۹۵۰۰ ق‌م)

نوع: گرته‌برداری از دست‌ها؛ رنگدانه‌ها روی سنگ

دوره‌ی محلی: دیرینه‌سنگی زبرین / نوسنگی

محل: مَدیَه پرادِش Madhya Pradesh، هند

کوُئواس دِه لاس مانوس Cuevas de las Manos

غار دست‌ها

 

اثر هنری: هنر سنگِ بیمبِتکا (ﺣ.۹۰۰۰ــ۷۰۰۰ ق‌م)

نوع: نقاشی‌ها و هنر گرته‌برداری

دوره‌ی محلی: دیرینه‌سنگی زبرین و میان‌سنگی

محل: مَدیه پرادِش ، هند.

پتروگلیف‌های بیمبتکا

هنر سنگِ بیمبِتکا

 

اثر هنری: نقاشی‌های روی تپه‌های پَچ‌مَری Pachmari (9000ــ۳۰۰۰ ق‌م)

نوع: رنگدانه‌های روی ماسه‌سنگ

دوره‌ی محلی: میان‌سنگی

محل: رشته ]تپه‌های[ ست‌پوُره‌ی Satpura هند مرکزی

نقاشی‌های روی تپه‌های پَچ‌مَری

نقاشی‌های روی تپه‌های پَچ‌مَری

 

اثر هنری: حکاکی‌های غار وندروِرک (ﺣ.۸۲۰۰ ق‌م)

نوع: نقش و نگارهای هندسی و شبیه‌سازی‌های حیوانات

دوره‌ی محلی: نوسنگی آفریقایی

محل: غار وندروِرک Wonderwerk، استان نورثن کیپ Northen Cape، آفریقای جنوبی

غار وندروِرک Wonderwerk

غار وندروِرک Wonderwerk

 

اثر هنری: هنر سنگِ طاسیلی ناجِر (ﺣ.۸۰۰۰ ق‌م)

نوع: نقاشی‌ها و حکاکی‌ها

دوره‌ی محلی: سنت آرکائیک

محل: طاسیلی ناجِر، الجزایر، آفریقای شمالی

هنر سنگِ طاسیلی ناجِر

هنر سنگِ طاسیلی ناجِر

 

اثر هنری: کنده‌کاری‌های جیاهوJiahu (ﺣ.۷۰۰۰ــ۵۷۰۰ ق‌م)

نوع: لاکْ‌کند (کنده‌کاری‌های روی لاکِ سنگ‌پشت)، فلوت‌های استخوانی

دوره‌ی محلی: میان‌سنگی

محل: حوضه‌ی زردْرودِ استان هِنَن، چین مرکزی.

کنده‌کاری‌های جیاهوJiahu

فلوت استخوانی

 

اثر هنری: گور کولداستریم استون (Coldstream Stoneﺣ. ۶۰۰۰ ق‌م)

نوع: رنگدانه‌های روی قلوه‌سنگ کوارتزیت

دوره‌ی محلی: میان‌سنگی

محل: رود لوترینگ Lottering، استان وِسترن‌ کیپ Western Cape، آفریقای جنوبی

گور کولداستریم استون (Coldstream Stone

کولداستریم استون Coldstream Stone

 

اثر هنری: زن نشسته‌ی چَتَل هوُیوُک (ﺣ. ۶۰۰۰ ق‌م)

نوع: پیکره‌ی سفالی

دوره‌ی محلی: نوسنگی

محل: چَتَل هویوک Catal Huyuk، آناتولی، ترکیه.

زن نشسته‌ی چَتَل هوُیوُک

زن نشسته‌ی چَتَل هوُیوُک

 

اثر هنری: تندیسک‌های مادینه نقاده‌ی ۱، مصر (ﺣ. ۵۵۰۰ــ۳۰۰۰ ق‌م)

نوع: پیکرک‌های تراشیده: استخوان، عاج، سنگ (آراسته به سنگ لاجورد)

دوره‌ی محلی: دوره‌ی پیشادودمانی مصر (دوره‌ی نقاده‌ی ۱، ۴۰۰۰ــ۳۵۰۰ ق‌م)

محل: مصر.

Female figurine (crocodile bone)

تندیسک مادینه نقاده‌ی۱

 

اثر هنری: سفالینه‌ی کالکولیتیک(مس ــ سنگی) ایرانی (ﺣ. ۵۰۰۰ــ۳۵۰۰ ق‌م)

نوع: ظرف سفالین با نقش‌مایه‌های انسان، گل و مرغ یا حیوان

دوره‌ی محلی: فرهنگ کالکولیتیک chalcolitnic]: عصر مس، عصر نوسنگی با مس[

محل: ایران

سفالینه‌ی کالکولیتیک

سفالینه‌ی کالکولیتیک

 

اثر هنری: متفکر چِرناودا Cernavoda (ﺣ. ۵۰۰۰ ق‌م)

نوع: سفال

دوره‌ی محلی: فرهنگ هامانگیای میان‌سنگی

محل: رومانی

متفکر چِرناودا Cernavoda

متفکر چِرناودا Cernavoda

 

اثر هنری: ماهی خدای لپنسکی ویر Lepenski Vir (ﺣ. ۵۰۰۰ ق‌م)

نوع:کنده‌کاری روی ماسه‌سنگ

دوره‌ی محلی: میان‌سنگی

محل: اسکان لپنسکی ویرِ دانوب، صربستان

ماهی خدای لپنسکی ویر Lepenski Vir

ماهی خدای لپنسکی ویر Lepenski Vir

 

اثر هنری: بشقاب‌های سامره و حلف عراقی (ﺣ. ۵۰۰۰ ق‌م)

نوع: ظرف سفالی با تزیین پیکردار یا هندسی

دوره‌ی محلی: سبک سامره / حلف، میان‌سنگی

محل: عراق و سوریه

بشقاب‌های سامره و حلف عراقی

بشقاب‌های سامره و حلف عراقی

 

دوران نوسنگی (تقریباً ۴۰۰۰ــ۲۰۰۰ ق‌م)

دوران نوسنگی شاهد یک تغییر بنیادی در شیوه‌ی زندگی سراسر اروپا بود. سبک نیمه‌چادرنشینیِ ابتداییِ شکار و گردآوری غذا بیرون‌ رفت و یک شکل خیلی اسکان‌گرفته‌تر زندگی، که مبتنی بر کشاورزی و پرورش حیوانات اهلی شده بود، وارد شد. فرهنگ نوسنگی مختصه‌اش ابزارهای سنگیِ شکل‌گرفته با صیقل یا ساییدن، و کشاورزی (غلات پایه‌یی: گندم، جو و برنج؛ حیوانات اهلی‌شده: گوسفند، بز، خوک و گاو)، و هدایت‌شده مستقیماً به رشدِ صنایع دستی مثل سفالگری و بافتن. همه‌ی این‌ها در حدود ۹۰۰۰ ق‌م در روستاهای آسیای جنوبی شروع شد، و از آن‌جا به داخل چین و نیز به هلال خصیب دجله و فرات در خاور میانه (ﺣ. ۷۰۰۰ ق‌م) گسترده شد، و این پیش از پراکنده شدنش در هند (ﺣ. ۵۰۰۰)، اروپا (ﺣ. ۴۰۰۰)، و آمریکاها (به طور مستقل) (ﺣ.    ۲۵۰۰ ق‌م) بود.

استقرار اجتماعات اسکان‌یافته (روستاها، قصبات و در زمان معین شهرها) تنوعی از فعالیت‌های تازه را به راه انداخت، خصوصاً: انگیزش سریع دادوستد، ساختِ وسائط نقلیه‌ی دادوستد (عمدتاً قایق‌ها)، شکل‌های نویِ سازمان‌های اجتماعی، همراه با رشد باورهای دینی و آداب وابسته به آن‌ها. و در اثر پیشرفت‌هایی در تهیه‌ی غذا و مهار محیط زیست، جمعیت به سرعت افزایش پیدا کرد. مدت ده‌ها هزاره پیش از پیدایی کشاورزی، کلّ جمعیت انسان بین ۵ میلیون و ۸ میلیون متغیر بود. تا ۴۰۰۰ ق‌م، بعد از کم‌تر از ۵۰۰۰ سال کشاورزی، اعداد به ۶۵ میلیون رسیده بود.

 

هنر نوسنگی

به طور کلی، هر ناحیه‌یی که اسکان‌گرفته‌تر و منابع بهتری داشته باشد، هنر بیش‌تری تولید می‌کند. همین‌طور بود در مورد دوره‌ی نوسنگی. و هرچند بیش‌تر هنر باستانی باقی‌مانده اساساً سرشت کارکردی دارند، اما تمرکز بیش‌تر روی زیورآرایی و تزیین‌کاری بود. مثلاً، کنده‌کاری روی یشم ]یا، یشم‌ْکَند[ ــــ یکی از تخصص‌های هنر چینی ــــ اولین ‌بار در طی دوره‌ی نوسنگی ظاهر می‌شود، همین‌طور هم لاکینه‌های چینی و چینی‌آلات.

 

هنر قابل حمل نوسنگی

با اسکان بزرگ‌تر در روستاها و سایر اجتماعات کوچک، کم‌کم جای سنگ‌نگاره یا نقاشی روی سنگ را هنر قابل حمل‌تر گرفت. کشفیات در چَتَل هوُیوُک، روستایی باستانی در آسیای صغیر (ترکیه‌ی کنونی) شامل دیوارنگاره‌های زیبا است (از جمله اولین نقاشی منظره‌ی جهان)، از تاریخ ۱۰۰/۶ ق‌م. آثار هنری به طرز پیشرونده‌یی با دیوارنگاره‌های گرانبها زینت می‌گیرد (مثلاً، از مس اولین‌ بار در بین‌النهرین استفاده شد، در حالی که فلزکاری پیشرفته‌تر در اروپای جنوب شرقی کشف می‌شود. پیکره‌های سرپا ایستاده، از سنگ و چوب کم‌کم دیده می‌شوند، همین‌طور پیکرک‌های مفرغ (خصوصاً در تمدن دره‌ی سند، یکی از موتورهای آغازینِ نقاشی و پیکرتراشی در هند)، جواهرسازی ابتدایی و طرح‌های تزیینی روی تنوعی از دستکارها.

 

سرامیک نوسنگی

اما رسانه‌ی اصلی هنر نوسنگی سفالینه‌ی سرامیک بود، زیباترین نمونه‌های آن (بیش‌تر آن‌ها تصویرگر نقش‌های هندسی یا نقش‌مایه‌های حیوانی یا گیاهی‌اند) حول منطقه‌ی بین‌النهرین (ایران، عراق) و مدیترانه‌ی شرقی تولید می‌شدند.

 

فرهنگ نوسنگی

روندهای دیگر مهم مرتبط با هنر که در طی هنر نوسنگی نمودار می‌شوند نوشتن و دین‌اند. ظهور نظام‌های نوشتاری هیروگلیفیِ آغازین در سوُمر پیک رسیدن روش‌های تصویری ارتباط است، در حالی که رونق و ایمنی افزایش‌یافته توجه بیش‌تری را به آداب دینی، مثلاً، پرستش (در معابد) و خاکسپاری در مقابر کلان‌سنگی را اجازه می‌دهد.

 

معماری نوسنگی و هنر کلان‌سنگی

ظهور اولین شهرْدولت (اوُروُک، در بین‌النهرین) استقرار اجتماعات ایمن‌تری را در سراسر جهان پیشگویی می‌کند، که خیلی از آن‌ها با هم رقابت خواهند کرد که هویت فرهنگی و هنری مستقل خود را بنا نهند، در این میان کلان‌سنگ‌های معماری دائمی را می‌سازند. عصر نوسنگی همچنین شاهد ظهور مقابر یادمانی مثل اهرام مصر و مُنولیت / تک‌سنگ‌هایی فردی مثل ابوالهول در جیزه بود. محل‌های کلان‌سنگی دیگری انباشت سنگ‌های ایستاده‌ی عظیمی (دولمِن‌ها Dolmen و مِنهیرها Menhir) را نشان می‌دادند، مثل آن‌هایی که در دایره‌ی سنگ‌چین استون‌هِنج هست، همین دخمه‌ها یا مقابر زیرزمینی پیچیده مثل مقبره‌ی کلان‌سنگی نیوگرَنج، که سنگ ورودی آن با یک نقش و نگار پیچیده‌ی مارپیچ‌ها کنده کاری‌ شده اولین قدم مهم را در تاریخ هنر ایرلند، و مقبره‌ی بزرگترکلان‌سنگی نوت Knowth نشان می‌دهد.

 

شاهکار نوسنگی: قوچ در بیشه (ﺣ. ۲۵۰۰ ق‌م)

این پیکره‌ی ۴۸ سانتی‌متری (بریتیش میوزیم، لندن) قوچی را نشان می‌دهد که روی دو پای عقبی‌اش ایستاده، از میان یک بوته‌ی نمادین نگاه می‌کند. ترسیم مینیمالیستیِ minimalist یا کم‌نگارانه‌ی بیشه، یگانه شده با نگاه متمرکز مغموم روی چهره‌ی حیوان، احساس هنری بی‌نظیری را نشان می‌دهد.

 

 

آثار هنری مشهور دیگر از دوره‌ی نوسنگی

این‌ها آثار مشهور نقاشی و پیکرتراشیِ آفریده‌ی هنرمندان نوسنگی‌اند:

اثر هنری: حکاکی‌های زرافه‌ی دابوس Dabous (ﺣ. ۴۰۰۰ ق‌م)

نوع: حکاکی‌های روی سنگ صحرا

دوره‌ی محلی: فرهنگ طوارق

محل: اَغادیز، نیجر، آفریقا.

حکاکی‌های زرافه‌ی دابوس Dabous

حکاکی‌های زرافه‌ی دابوس Dabous

 

اثر هنری: تندیسک‌های والدیویا Valdivia (ﺣ. ۴۰۰۰ــ۳۵۰۰ ق‌م)

نوع: اولین تمثال‌های شبیه‌سازی در آمریکاها، از سنگ آهک و مرمر

دوره‌ی محلی: نوسنگی

محل: کاوشگاه‌های رئال آلتو و لوما آلتا، اکوُادور

تندیسک‌های والدیویا Valdivia

تندیسک‌های والدیویا Valdivia

 

اثر هنری: گردن آویز خوک و اژدها(فرهنگ هونگ‌شَن) (ﺣ. ۳۸۰۰ ق‌م)

نوع: یشمْ‌کَند (کنده‌کاری روی یشم)

دوره‌ی محلی: فرهنگ هونگ‌شَن Hongshan

محل: مقبره‌ی ۴، نیوُهِلیانگ، جیان‌پینگ، استان لیائونینگ، چین شمال شرقی.

اژدهای Hongshan

خوک و اژدهای Hongshan

 

اثر هنری: قوچ در بیشه (ﺣ. ۲۵۰۰ ق‌م)

نوع: پیکره از ورق زر، مس، لاجورد، سنگ آهک سرخ

دوره‌ی محلی: دودمانپیشین

محل: گودال مرگ بزرگ، اوُر، بین‌النهرین (عراق).

قوچ در بیشه

قوچ در بیشه

 

اثر هنری: گاو زرین مایکوپ (ﺣ. ۲۵۰۰ ق‌م)

نوع: پیکره‌ی زرین (روش ریخته‌گری موم‌زدوده) (یافته‌شده با سه‌تای دیگر؛ ۱ نقره، ۲ طلا)

دوره‌ی محلی: فرهنگ مایکوپ Maikop

محل: قفقاز شمالی، روسیه.

گاو زرین مایکوپ

گاو زرین مایکوپ

 

اثر هنری: مفرغینه‌های چینی (از ﺣ. ۱۷۵۰ ق‌م)

نوع: لوح‌ها / پیکره‌های مفرغی (ریخته‌گری piece-mould) با تزیین یشم

دوره‌ی محلی: نوسنگی چینی ــ قلمرو ِ شیا و دوره‌ی دودمان شانگ پسین

محل: حوضه‌ی زردْرودِ استان هِنَن Henan، چین مرکزی.

مفرغینه‌های چینی

مفرغینه‌ی چینی

 

عصر مفرغ (در اروپا، ۳۰۰۰ ق‌م ــ ۱۲۰۰ ق‌م)

مشخصه‌اش توسعه‌ی فلزکاری بود، خصوصاً معدن‌کاوی مس و قال‌گری، همراه با معدن‌کاوی قلع و قال‌گری، آن‌طور که در پیکره‌های مفرغین، زرین و سیمین منعکس است. ظهور معماری مصری، فلزکاری، نقاشی رنگ‌ مومی (encoustic) و پیکرتراشی سنگی.

 

عصر آهن (در اروپا، ۱۵۰۰ ق‌م ــ ۲۰۰ ق‌م)

مشخص ‌شده با فراوری سنگ آهن برای تولید ابزارها و جنگ‌ابزارهای آهنی. در اروپای شمالی، سبک‌های هالشتات Hallstatt و لا تِنِ  La Tene هنر سِلتی شکوفا شد، در حالی که در پیرامون مدیترانه مکتب‌های بزرگ هنر یونانی و هنر ایرانی و همین‌طور فرهنگ و معماری تمدن‌های مینوسی Minoan، میسِنایی Mycenean، و اِتروسکی Etruscan ظهور کردند.

(منبع دانشنامه‌ی هنر: visual-arts-cork.com)

     

2 total comments on this post

نظر شما چیست؟
  1. بسیار ارزشمند دستتان درد نکند خسته نباشید

  2. بسیار عالی و جامع. با افزودن منابع و یا لینک های مرتبط ، بهتر هم می شود.
    با سپاس فراوان

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.