قالب وردپرس درنا توس

جبین بر خاک نِه -20


[اسموهَلا Smohalla، بنيادگذار دين رؤيابين، در 1815 يا 1820 به دنيا آمد، و به طايفه‏ ى سوكوُلْك Sokulk تعلق داشت، كه قبيله‏ ى كوچكى از سرخپوست‏هاى نِز پرس بود، كه دور و بر پريست رَپيدر Priest Rapids در ساحل رود كلمبيا در واشنگتن شرقى متمركز بودند. اسموهلا جنگجویی پرآوازه شد و در حدود 1850 شروع كرد به موعظه كردن. او مدام تمدن مرد سفيد و آموزه‏ هاى او را نفی مى‏ كرد. دين رؤيابين بازگشتى به مفاهيم بومى، خصوصا به مفاهيم زمينْ‏مامِ  نيكخواه بود، همراه با رؤياهايى كه تنها منبع نيروى فراطبيعى بودند. اين نظريه، كه بعضى از جزئيات آن در بند زير آمده، هواخواهان زيادى را به خود جلب كرده است.

از «رؤيابين‏ها»ى مؤمن، رئيس ژوزف و نَزپرسِ­های او بودند.]

 

جوان‏هاى من هرگز كار نخواهند كرد. كسانى كه كار مى‏ كنند نمى‏ توانند رؤيا ببينند؛ و فرزانگى در رؤياها به ما مى‏ رسد.

از من مى‏ خواهيد كه زمين شخم بزنم. آيا بايد كارد بردارم و سينه‏ ى مادرم را بشكافم؟ بعد وقتى كه مُردم او مرا روی سینه­ اش نمی­ گذارد كه آرام بگيرم.

از من مى‏ خواهيد كه زمين را براى سنگ بكنم. آيا من بايد زير پوست او را به خاطر استخوان‏هايش بكنم؟ بعد وقتى كه مردم نمى‏ توانم وارد تنش شوم كه دوباره متولد بشوم.

      از من مى‏خواهيد كه علف بتراشم و دسته كنم و آن را بفروشم و مثل سفيدها پول دربياورم. اما من چه‏ طور جرأت مى‏ كنم موى مادرم را بتراشم؟

درباره‌ی عارف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *