آموزش الفبای بین المللی آوانگار (IPA)

بخش دوم

در ارتباط با‫:‬ , , , , ,

آموزش الفبای بین المللی آوانگار (IPA)

بخش دوم

ناهید آهنگری

در بخش اول این مقاله آواهای زبان فارسی معیار را بررسی کردیم. در این بخش به آواهایی خواهیم پرداخت که در زبان فارسی کاربرد ندارند اما در سایر گویشها و زبانهای ایرانی به کار می روند. منتهی به دلیل عدم وجود منابع درست، جامع و موثق در خصوص ثبت و ضبط آواهای مختلف این گویشها و همچنین وجود اشکالات و تناقض در منابع موجود – که در ادامه به برخی از این مشکلات اشاره خواهد شد- و نیز کثرت انواع گویشهای محلی در اقصی نقاط کشور، امکان بررسی همه آواها در همه گویشهای ایرانی در این مجال وجود ندارد. لذا از خواننده گرامی بخاطر یک سری کمبودهای اجتناب ناپذیر معذوریم. در این جا حتی الامکان سعی شده به آواهای گویش های مختلف پرداخته شود، منتهی تمرکز ما بیشتر روی گویشهای گلکی و گیلکی خواهد بود که گویش بیشتر خوانندگان این سایت می باشد. در انتهای مقاله هم برخی واحدهای زبرزنجیری مهم و پر کاربرد را بررسی می کنیم.

همانطور که در بخش قبل گفته شد، نشانه های فونتیک این مقاله فقط از روی جدول IPA (که در بخش اول تصویرش را ملاحظه نمودید) نوشته شده، که تنها منبع بین المللی در زمینه آوانگاری است. اما آوانویسی های متفاوت، سلیقه ای و بعضا متناقض در بیشتر مقالات و کتابهای استادان و پژوهشگران دیده می شود که نگاه به برخی از این مشکلات را، برای جلوگیری از سردرگمی مخاطب قبل از هر چیز ضروری می دانم:

  • تقریبا تمام منابع موجود در این زمینه، برای برخی آواها از آوانویسی هایی غیر از آوانویسی IPA استفاده می کنند که یا منشأیی شخصی و سلیقه ای دارد، یا ممکن است به دلیل آشنایی بیشتر مخاطب ایرانی با الفبای انگلیسی نسبت به IPA، استفاده از حروف انگلیسی بر IPA ترجیح داده شود. مثلا آوای «آ» بنا به مختصات تولیدی اش: واکه باز، پسین و گسترده (open, back, unrounded)، باید به صورت ɑ آوانویسی شود (ن.ک. به جدول) اما در منابعی به شکل â(مثلا در کتاب دکتر ثمره) یا به شکل ā (مثلا در مجله گویش شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و…) نوشته شده، در حالی که چنین نشانه هایی در جدول بین المللی IPA وجود ندارند. بعضی از این آوانگاری ها برگرفته از آوانگاریهای شمال امریکا یا بریتانیا است که مختص زبان و خط آن کشورها ابداع شده اند.
  • در برخی کتابها مثلا در کتاب «گویش ساری» خانم گیتی شکری واکه کسره به این صورت توصیف شده: نیم باز، پیشین، گسترده و کوتاه یعنی: Open-mid, front, unrounded, short که با توجه به جدول طبیعتا باید به صورت ε آوانویسی می شد، اما نویسنده آن را به صورت e نوشته است که یک واکه پیشین، نیم بسته، گسترده و کوتاه است. همین اتفاق در مورد آوای ضمه نیز در همین کتاب افتاده است. نه فقط در این کتاب بلکه در سایر منابع مثل کتاب دکتر ثمره هم این تناقض دیده می شود. ناگفته نماند که این کتابها بعضا بسیار قدیمی اند در حالی که جدول آیپا، آخرین بار در سال ۲۰۰۵ بازنویسی و به روز شد؛ بنابراین احتمال دارد بعضی از این آوانگاری ها بر اساس جداول قدیمی باشد.
  • مورد آخر در مورد همخوان «ی» است که در اکثر منابع به صورت y آوانویسی شده، احتمالا بخاطر نزدیکی تلفظ این آوا به y در انگلیسی است اما اگر در دیکشنری های خود انگلیسی ها هم ببینید این آوا به درستی به صورت j آوانویسی شده! توضیحات مربوط به این آوا را در پاورقی بخش اول مقاله بخوانید.

(برای شنیدن آواها روی آنها کلیک کنید.)

الف) همخوان ها:

  • سه گونه پرکاربرد آوای «ر»:

لرزشی (trill): حرف «ر» ای که آن را لرزشی یا غلتان گویند و به صورت [r] آوانویسی می شود. هرچند گونه های دیگر این آوا نیز گاه در تلفظ اشخاص فارسی زبان دیده می شود اما این تفاوتها بیشتر به لهجه فردی اشخاص برمی گردد.

زنشی (flap): این گونه r که به صورت [ɾ] آوانویسی می شود، تنها با یک ضربه (زنش) نوک زبان به لثه تولید می شود. عموما وقتی حرف «ر» بین دو واکه در فارسی قرار می گیرد به صورت زنشی تلفظ می شود. ظاهرا این گونه با گونه لرزشی خود در زبان کردی و گویش دیمیلی در تقابل قرار می گیرند. مثال از دیمیلی: [sere] به معنی سال، [seɾe] به معنی سر.

ناسوده یا تقریبی (approximant): این گونه «ر» که به صورت [ɹ] آوانگاری می شود، عموما در پایان کلمات فارسی شنیده می شود اما باز همانطور که گفته شد تقابلی ایجاد نمی کند و اگر مثلا به صورت لرزشی یا زنشی آوانویسی شود، مشکلی ایجاد نمی کند. مثال: عصر ← [ʔasɹ]. در اینجا لازم است به این نکته اشاره کنم که در اکثر کتابهای قدیمی «ر» فارسی را در اصل لرزشی می دانستند. اما در منابع جدیدتر مخصوصا در کتابها و مقالات دکتر مدرسی قوامی، «ر» ناسوده در نظر گرفته شده است. اگر به تلفظ ها دقت کنید متوجه این نکته می شوید که «ر» ناسوده به فارسی نزدیک تر است.

  • گونه ای از «ل» ← [L]

در گویش های کردی شمالی و مرکزی و گورانی بین این نوع «ل» و [l] لثوی- که ما در فارسی هم به کار می بریم- تمایز قرار می دهند. به این مثال از کردی دقت کنید: [gil] یعنی درد، [giL] به معنی گِل

  • گونه ای از «و»← [w]: این آوا در کردی، بلوچی، بعضی گویشهای مرکزی، گویشهای شمال غربی و شمال شرقی کشور بسیار پر کاربرد است. مثال: [zawa] به معنی داماد یا [duwɑzdeh] به معنی دوازده (گاهی فارسی زبانان نیز عدد دوازده را این گونه تلفظ می کنند) در زبان کردی. [luwɑs] به معنی خواهر در یکی از گویش های تفرشی موسوم به وفسی.

 

ب) واکه ها

  • اوی مرکزی ← [ʉ]

ʉ یا اوی مرکزی در قسمت مرکز دهان تولید می شود. و فرقش با u در زبان فارسی معیار همین است که u در قسمت عقب (پسین) دهان تولید می شود. این واکه در فارسی معیار و اکثر گویشها وجود ندارد( جز در ترکی که البته جزو زبانهایی با ریشه ایرانی محسوب نمی شود). با این همه ظاهرا در یکی از گویشهای اصفهانی منسوب به نیک آباد، این دو آوا در تقابل معنایی قرار می گیرند. به تفاوت آنها در این چند کلمه نیک آبادی توجه کنید: [ku] ← کجاست؟ ، [kʉ]← بیرون. و همچنین: [du] ← دروغ ، [dʉ] ← دود

  • واکه شوا← [ә]

در جدول IPA «شوا» یکی از علائم آوایی مرکزی یا واکه خنثی است که در برخی از زبان‌ها و گویش‌های جهان از جمله گویش مازندرانی و گیلکی وجود دارد. این واکه در فارسی معیار کاربرد ندارد ولی در مازندرانی و گیلکی بسیار پربسامد است. مثال: [bəvɑrəssən] یا همان /bəbɑrəstən/ به معنی باریدن و[pәl] به معنی پُل در مازندرانی. [zəmat] به معنی زمان و [jɑlmənd] به معنی رنگین کمان در گیلکی.

  • کسره نیم باز← [ɛ]

این نوع کسره در گیلکی و گلکی وجود دارد و فرقش با کسره در فارسی معیار تلفظ کوتاهتر و رقیق تر این کسره است. مثال: [ʃɛ] به معنی خواهد رفت در گیلکی. برای فهم بهتر تفاوت بین این کسره و کسره نیم بسته [e] به این مثال از مازندرانی دقت کنید: [eʃɛni] به معنی می نگری.

  • نکته ای درباره واکه های مرکب (diphthong)

این نوع از واکه ها از توالی دو واکه یا یک واکه و یک نیم واکه به دست می آیند. در بسیاری از منابع، زبان فارسی و همچنین برخی گویشها را از جمله گویش گیلانی و مازندرانی، دارای این نوع واکه ها دانسته اند. اما در زبان فارسی معیار و همچنین در اکثر گویشهای ایرانی واکه های مرکب صرفا ارزش آوایی دارند، نه واجی (فقط در تلفظ وجود دارند اما در ساختار زبانی، ویژگی واکه مرکب بودن خود را از دست می دهند.) به این معنی که در ترکیب با کلمات در بافت جمله یا عبارت، واکه دوم به همخوان تبدیل می شود. به این مثال دقت کنید: واکه مرکب uy در واژه «روی»← [ruy] در ترکیب «رویِ ماه»← [ruje mɑh]، واکه y به همخوان j تبدیل می شود. البته ممکن است در واکه های مرکب دیگر این اتفاق نیفتد (این موضوع هنوز در بین استادان مشخص نیست) چرا که واکه های مرکب در گویشهای امروزی اکثرا بازمانده واکه های مرکب در زبان فارسی باستان یا اوستایی هستند که قبلا ارزش واجی داشتند، ولی کم کم این ارزش را در فارسی امروزی از دست دادند ولی ممکن است در برخی گویشها همچنان باقی مانده باشند. این فقط در حد یک حدس است. هدف ما نیز بررسی آواهایی با ارزش واجی بود، با این همه شاید بد نباشد به تعدادی از این واکه ها در دو گویش گیلان و مازندران اشاره کنیم:

  • [ow]: مثل [χow] به معنی خواب در مازندرانی
  • [ay]: مثل [bay] به معنی گرفتن در مازندرانی
  • [ey]: مثل [rey] به معنی پسر در گیلکی. یا [beyʃan] به معنی رفتن در مازندرانی.
  • [ɑw]: مثل [nɑwdɑn] به معنی ناودان در گیلکی
  • [aw]: مثل [awdo] به معنی خمیازه در گیلکی
  • [oy]: مثل [koytɑ] به معنی کدامیک در گیلکی
  • [uo]: مثل [tuor] به معنی تبر در گیلکی
  • [uy]: مثل [uytɑ] به معنی آن یک در گیلکی
  • [ua]: مثل [pua] به معنی پایه در تالشی
  • [ue]: مثل [ʤue] به معنی جویدن در تالشی
  • نکته ای دیگر درباره همزه (ء)

در زبان فارسی و احتمالا تمام زبانها و گویشهای ایرانی، هیچ کلمه ای با واکه یا همان مصوت آغاز نمی شود. کلماتی مثل: آسمان، ابر، امید و… که به ظاهر در ابتدای خود مصوتهایa,ɑ و o دارند، در اصل قبل از این ها دارای یک همزه [ʔ] ابتدایی اند که در آوانگاری باید به این نکته توجه کرد. پس کلمات بالا باید به این شکل آوانویسی شوند:

[ʔɑsemɑn] – [ʔabɹ] – [ʔomid]

……………………………………………………………………………………………

واحدهای زبرزنجیری (suprasegmental)

  • تکیه تاکیدی (emphatic stress) این نوع تکیه از حداکثر فشار هوا، تغییرات زیروبمی و کشش واکه ای ساخته می شود و هجای (syllable) تکیه برِ تاکیدی، رساتر از سایر هجاها شنیده می شود. علامت آن نیز در بالای اولین حرف از هجای تکیه دار نوشته می شود. بدین صورت← [ʺ] مثال:[miɹaftamʺ]←«می» در ماضی استمراری دارای تکیه تاکیدی است.
  • تکیه نخستین (primary stress) مختصه های آوایی ای که برای تکیه تاکیدی گفته شد در اینجا با درجه پایین تر و در نتیجه شدت کمتری است.← [‘] مثال: شکار←[ʃe’kɑr]. تکیه در فارسی بیشتر جنبه دستوری دارد. جای تکیه در افعال و اسمها و قیدها و… با هم متفاوت است. اما در برخی گویشها مثل گویش تالشی تغییر جای تکیه باعث تمایز معنایی می شود. مثل: [peʹʃa]← بالا رفت       [pʹeʃa]← بالا روید
  • کشیدگی یا همان کشش (length) درواقع به مدت زمانی که صرف تولید آوایی (خصوصا واکه ها) می شود کشش گویند. که به سه شکل نشان داده می شود. یکی از آنها کشش طبیعی است که همان حالت عادی تلفظ یک آواست. گونه دیگر:
  • گونه کشیده (long) جلوی نشانه یا آوایی که بصورت کشیده تر از حالت عادی تلفظ می شود این علامت گذاشته می شود← [ ː ] مثال:حصیر← [hasːiɹ] توضیح این که حرف s قبل از واکه i به صورت کشیده تلفظ می شود. مثال دیگر: تیز(در کلام مؤکد)← [tiːz] کشش در زبان فارسی معیار ارزش واجی ندارد و باعث تقابل معنایی نمی شود. اما در گویش های گیلانی از جمله گویش تالشی گاهی باعث تقابل معنایی می شود. مثال از تالشی: [ra]← به معنی رگ، [raː]← یعنی تگرگ.(این نوع a کشیده و غیر کشیده احتمالا همانی است که در کلمه «مانه» در ترانه مسعود درویش باعث تقابل بین مَنه: [manɛ] و مانه [maːnɛ] می شود.) فکر کنم ویژگی کشیدگی در آواهای گویش های مازندران، خصوصا درآواهای u و i نیز وجود داشته باشد، منتها من مثالی پیدا نکردم که این تقابل را مثل مثالهای بالا نشان دهد. اگر دوستان مثالی دارند ممنون می شوم بفرمایند.

 ضمیمه:

جدول الفبای بین المللی آوانگار (IPA)- ترجمه به فارسی

جدول الفبای بین المللی آوانگار (IPA)- ترجمه به فارسی

 

با تشکر از همکاری:

میترا امیری عزیز که راهنمایی هایش در رفع اشکالات و ویرایش مطلب بسیار مفید بود.

و آقای عارف آهنگر که زحمت دانلود تک تک فایل های تلفظ را کشیدند.

«پایان»

 


منابع و مآخذ:

  1. مدرسی قوامی، گلناز.(۱۳۹۲). آواشناسی: بررسی علمی گفتار. تهران: سمت.
  2. ثمره، یدالله. (۱۳۷۸). آواشناسی زبان فارسی. ویرایش دوم. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
  3. حق شناس، علی محمد. (۱۳۵۶). آواشناسی (فونتیک). تهران: آگاه
  4. پورهادی، مسعود. (۱۳۸۵).زبان گیلکی. رشت: فرهنگ ایلیا.
  5. رضایتی، محرم. (۱۳۸۶). زبان تالشی. رشت: فرهنگ ایلیا.
  6. هومند، نصرالله.(۱۳۶۹). زبان تبری. آمل: انتشارات دانش.
  7. کلباسی، ایران. (۱۳۷۶). گویش کلاردشت. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
  8. شکری، گیتی. (۱۳۷۴). گویش ساری. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
  9. سپنتا، ساسان. بررسی گوشه هایی از نظام آوایی چند گویش مرکزی ایران. مجله نامه فرهنگستان. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
  10. ضمیمه گویش شناسی. مجله نامه فرهنگستان. جلد اول، شماره سوم. بهمن ۱۳۸۳٫ تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
  11. بشرا، محمد. واژگان گیلکی. مجله کندوج. شماره نهم، تابستان و پاییز ۱۳۸۸٫
  12. اشمیت، رودیگر.(۱۳۸۳). راهنمای زبانهای ایرانی. مترجمان: آرمان بهرامی، عسکر رضایی و… . جلد دوم: زبانهای ایرانی نو. تهران: انتشارات ققنوس.
  13. ویکی پدیای فارسی.
  14. Wiktionary:International Phonetic Alphabet
  15. THE INTERNATIONAL PHONETIC ALPHABET CHART (revised to 2005)

 

15 total comments on this post

نظر شما چیست؟
  1. مقاله خوب و قابل اعتمادی است. مثالها هوشمندانه برای فهم خواننده گیلانی و مازندرانی انتخاب شدند.
    ممنون

  2. درود جناب کاوه
    امیدوارم برای همه مفید باشه
    ممنون

  3. دوستان عزیز!
    نوشتن این مقاله خصوصا بخش دومش خیلی وقت و انرژی از من گرفت… این مطلب به خاطر تعیین معیاری علمی، درست و مطابق استاندارد بین المللی برای آوانویسی در این سایت نوشته شده. سعی کردم حتی الامکان دقیق و به روز باشه… پس امیدوارم از فردا شاهد مقالاتی با آوانویسی های سلیقه ای و بدتر از اون، فینگیلیش در این سایت نباشیم.

    سپاس

  4. سپاسگذاریم از شما

  5. خانم اهنگری: وظیفه خودم میدونم که از طرف سایت بامداد ساری از زحماتی که بابت تهیه ی این مقاله متحمل شدید تشکر کنم . با این امید که همت شما سبب شود تا دوستان دیگر فقط بازدیدکننده وخواننده سایت نباشند .

  6. مقاله ای کامل و سودمند در رابطه با آواشناسی و آوانویسی. ممنون ناهید آهنگری عزیز :)
    پیروز باشی

  7. جناب شکری عزیز سپاس از لطفتون

    میترا جان از شما هم ممنونم

  8. واقعا متشکرم
    این اطلاعات برای مردم مازندران و گیلان بسیار مفید است

  9. سلام و عرض خسته نباشید مقاله شما عالی بود بنده فوق لیسانس زبان بین الملل دارم ،و من یعد سعی میکنم سایت شما رو حتما دنبال کنم ،و همچنین مثال هاتون خیلی خیلی به جا بود،میشه خواش کنم این مطلب رو به ایمیلم بفرستید ؟تشکر

  10. سلام…
    ممنون از مقاله خوبتون…
    برای طراحی وبسایتی که لینک دادم{persianphonetics.ir} تا حدودی از مطالبتون استفاده کردم. خوشحال میشم دیدن نمایید و نظرتون رو بفرمایید :)

    • درود
      وب سایتتون رو دیدم
      بسیار عالی
      البته فکر میکنم هنوز در حال تکمیله…
      با آرزوی موفقیت برای شما

      • سلام مجدد.
        وبسایت تا حدودی تکمیل شده، میشه خروجی برنامه رو ببینید و دقت واژگان آوانویسی شده رو بررسی کنید؟
        ۵۵ هزار واژه آوانویسی شده توسط برنامه هم یکجا در اینجا میتونین ببینین:
        amin-zare.ir/IPA.txt

        • سلام آقا امین
          دیدم واژگان رو خوب بودن تا اونجایی که من چندتاشونو خوندم
          اگه معیارتون نوشتار بوده بنظرم درست آوانویسی شده اما خب بعضیا معیارو روی زبان محاوره گفتار میذارن و در این موارد یه کم سخته آوانگاری چون حذف و انواع فرایندهای همگونی و تغییر آواها رخ میده و بشدت هم وابسته به لهجه فردیه… موفق باشید

  11. درود و سپاس بانو
    من مدّتی ست که در حال نوشتن مقاله ای در همین معقوله ام
    میخواستم صحبت هایی پیرامون این مسئله با شما داشته باشم

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2018 تمام حقوق محفوظ است.