نامه‌ها و شایعه‌ها

پاسخ به سه پرسش‌ دربارۀ «تهران، خیابان آشیخ هادی»

نامه‌ها و شایعه‌ها

پاسخ به سه پرسش‌ دربارۀ «تهران، خیابان آشیخ هادی»

 

ع. پاشایی | تدوین‌کنندۀ کتاب و مخاطب نامه‌های شاملو

 (منبع: نشریه اندیشه پویا)

 

-           از چه‌زمانی تصمیم گرفتید نامه‌های شاملو به خودتان را منتشر کنید و چرا پاسخ‌های خود به این نامه‌ها را در مجموعه نیاوردید؟‌ هم‌چنین آیا به جز این نامه‌ها، نامه‌های دیگری هم مانده‌اند که منتشر نکرده باشید؟

 

نامه‌های شاملو به من، همیشه مقابل چشمم بوده‌اند اما پنج‌شش سال قبل بود که تصمیم به انتشارشان گرفتم و از سال ۸۸ دست ناشر بوده است، تا امسال که سرانجام منتشر شد. نامه‌های دیگری هم ندارم. نامه‌هایی که منتشر شده عمدتاً مربوط به مسائل زندگی روزمرۀ شاملو است هنگامی که به امریکا رفت و مرا به‌عنوان وصی و نماینده‌اش برای انجام برخی کارهای اداری و روزمره در نظر گرفت. این نامه‌ها بخش مهمی از زندگی خصوصی شاملو است که مردم از آن چیزی نمی‌دانند، یا خیال‌بافی می‌کنند و شایعاتی دربارۀ آن هست. نشان می‌دهد که برخی مسائل زندگی عملی ایشان آن‌چنان که تا امروز گفته شده نیست. در این نامه‌ها مسائل سادۀ روزمره زندگی او روشن می‌شود. مثلاً می‌نویسد پول نداریم، کتاب رسید، این‌جا این اتفاق افتاد و آن‌جا آن‌طوری شد و… ضمناً حاجتی نبود که من نامۀ خود را هم در کنار نامه‌های شاملو چاپ کنم. شاملو بیش‌تر به‌گونه‌ای جواب داده که خواننده می‌تواند منظور دو طرف را بفهمد.

 

-           در چند نامه مسئلۀ همکاری شاملو با دانشگاه‌های امریکا مطرح می‌شود اما او هر بار به دلیلی کار را نمی‌پذیرد. یک مورد که معلوم نمی‌شود درنهایت چه سرنوشتی پیدا می‌کند، پیشنهاد احسان یارشاطر است که ابتدا می‌پذیرد و سپس کار را رها می‌کند. دلیلش چه بوده است؟

 

خوب آن زمان ایشان را دعوت کردند تا برود روی کتاب کوچه کار کند، از این‌سو هم در همان نامه‌ها معلوم است. شاملو اتفاقات را روایت می‌کند که به این‌جا و آن‌جا رفتم. اما بعد چون معلوم می‌شود دربار به ایرانیکا کمک مالی می‌کرده و قرار بوده آن پروژه یعنی کتاب کوچه هم بخشی از ایرانیکا باشد، نتیجتاً ایشان کار را رها کرد. ذکر این ماجرا نشان می‌دهد که آن‌ها جاهایی خواسته‌اند به نوعی شاملو را نمک‌گیر کنند. این بخش‌ها را خواننده خودش باید استنباط کند. چون یکسری از این مسائل همان موقع شایع بود که مثلاً فرح برای شاملو خانه خریده، از فرح هم که پرسیدند گفت ما به نویسندگان کمک می‌کردیم، نگفت من نخریدم. ولی شما از روی این نامه‌ها می‌توانید بفهمید که نخیر، به این شکل نبوده است. ما از نشرهای مختلف طلب‌های ایشان بابت حق‌التألیف را گرفتیم و یک مقدار هم قرض گرفتیم، رساندیم به ایشان تا توانست خانه‌ای در امریکا بخرد.

 

-           برخی اسامی در کتاب می‌آید که هویت‌شان معلوم نیست. مثلاً اشاره به بابک یا جهانگیر یا آروسیک. چرا نخواسته‌اید هویت این افراد را با پی‌نوشتی روشن‌تر کنید؟ شما مثلاً در مورد حسین جهانی توضیحی نوشته‌اید که نسبت به آدم‌های دیگر مفصل‌تر به حساب می‌آید. چرا این کار را برای تمامی افرادی که نام‌شان در نامه‌ها آمده انجام نداده‌اید؟

 

این‌که این اسامی چه کسانی هستند در خط کلی کتاب چندان مهم نیست. چون بیش‌تر مربوط به مسائل شخصی و خانوادگی است. نمی‌خواستیم کتاب تبدیل به یک مجموعۀ خاله‌زنکی بشود؛ مثلاً آروسیک خواهر خانم آیدا است و اکنون شما می‌دانید آروسیک کیست، اما فایده‌اش چیست؟ شاملو در موارد عدیده‌ای در همین نامه‌ها از زن، خواهرزن، بچه‌ها و حتی رفقای من نام می‌برد. اما مهم چیزی است که شاملو می‌گوید و کاری است که به آنان می‌سپارد و نه هویت آن فرد. کسی که با آثار شاملو آشنا باشد می‌داند حسین جهانی کسی است که شاملو حافظش را به او تقدیم کرده است. زمانی که شاملو در حال ساخت مستندهایش بود، ما در منزل حسین جهانی اتراق کردیم. توضیح من دربارۀ حسین جهانی تشکری است از او و مهدی دباغیان. این نامه‌ها فرصتی بود که از این دو شخصیت که هیچ‌گونه نقش ادبی هم در هیچ کجا نداشتند نامی ببرم. نام آدم‌هایی هم بود که شاملو با دشنام‌ از آنان یاد کرده بود و درنهایت حذف‌شان کردیم؛ که ازجمله یکی‌شان در مجلۀ شما هم حرف‌هایی دربارۀ شاملو زده بود. ما قصدمان منکوب‌کردن افراد نبود و فقط می‌خواستیم زندگی شاملو شفاف‌تر شود.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.