افق

افق Horizon

  1. تقاطع ظاهری زمین و آسمان که بیننده آن را می‌بیند. به آن «افق ظاهر» یا «افق مرئی» هم گفته می‌شود.
  2. در نجوم:

       افق حسی.

       افق سماوی.

       حد عالمِ ممکن، به طور نظری.

  1. دامنه‌ی دانش، تجربه، یا علاقه‌ی فرد.
  2. در زمین‌شناسی: یک موضع خاص در یک ستون لایه‌شناختی، مثل موضع یک یا چند فُسیل / سنگواره، که برای یکی دانستن آن لایه یا چینه با یک دوره‌ی خاص به کار برده می‌شود.
  3.  یک لایه‌ی خاص خاک یا زیرخاک در یک بُرش مقطعی عمودی زمین. یا «یک لایه‌ی نازک سنگ در داخل یک چینه که ساختِ یا ترکیب متمایزی، خصوصاً از فسیل‌ها، دارد که از آن طریق آن چینه را می‌توان تاریخگذاری کرد. (فرهنگ کالینز)

در باستان‌شناسی: ۱٫ در ارجاع به یک *سایت / کاوشگاه باستان‌شناختی، یک سطح فرهنگی معین؛ مثلاً افق حوضه‌ی Agate ، سایت   Hell Gap.در دشت‌های بزرگ وایومینگ شرقی).

  1. یک طبقه یا سبک *دستکار، یک سبک هنری یا صفات فرهنگی متمایز دیگر که در یک ناحیه‌ی وسیع در یک دوره‌ی نسبتاً کوتاه زمانی وجود دارد. حضور چنین اشیا یا سبک‌ها (افق«سازها») به این نحو به عنوان یک وسیله‌ی تاریخگذاری یک کاوشگاه مفیدند. (واژگان مصطلحات باستان‌شناسی)

 

دوره‌یی که در طی آن نفوذ یک *فرهنگ خاص سریعاً در یک ناحیه‌ی معین یا تعریف‌شده گسترده می‌شود، مثلاً *دستکارهای مرتبط با افق اُولمک Olmec در مزو آمریکا /آامریکای میانه. (فرهنگ اَمریکن هریتج)

  1. در زمین‌شناسی «بعضی سنگ‌ها به وضوح با سنگ‌های مجاور خود اختلاف دارند که به آن‌ها افق زمین‌شناختی گویند و به عنوان نشانه از آن‌ها استفاده می‌شود. افق زمین‌شناختی ممکن است سنگ‌شناختی یا دیرین‌شناختی بوده و لزومی ندارد که ستبرای آن زیاد باشد. برخی مانند افق زغالی دارای ستبرای کم ولی گسترش بسیارند.» فرهنگ زمین‌شناسی دکتر عبدالکریم قریب (ارومیه، ۱۳۶۶، ص ۲۲)

برای «افق» در معنای جغرافیایی آنƒفرهنگ بزرگ گیتاشناسی، مهندس عباس جعفری، تهران ۱۳۷۲، ص ۳۶٫

 

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.