هنر art

هنر art

(تعریف لغت‌نامه‌یی هنر از چند منبع مختلف)

معانی عمومی

  1. تلاش انسان برای تقلید، تکمیل، تغییر یا کاستن از اثر طبیعت.
  2. a. تولید یا تنظیم آگاهانه‌ی صداها، رنگ‌ها، فرم‌ها، حرکات، یا عناصر دیگر به شیوه‌یی که در حس زیبایی اثر بگذارد، خصوصاً تولید چیزی زیبا در یک رسانه‌ی خطی (گرافیکی) تجسمی (پلاستیک).
  3.  مطالعه‌ی این فعالیت‌ها.
  4. محصول این فعالیت‌ها؛ آثار انسانی زیبایی به شکل یک گروه.
  5. کیفیت بالای ادراک یا اجرا، که در آثار زیبایی دیده می‌شود؛ ارزش زیبایی‌شناختی.
  6. یک حوزه یا مقوله‌ی هنر، مثل موسیقی، رقص، یا ادبیات.

 

معانی اصطلاحی لغت هنر

  1. آفرینش آثاری در زیبایی.
  2. مهارت تخیل که به صورت شبیه‌سازی‌های جهان طبیعی یا ساخته و پرداخته‌های خیال.
  3. a. تولیدات فعالیت‌های خلاق انسان؛ آثار هنر به طور جمعی، خصوصاً هنرهای بصری، گاهی هم موسیقی، نمایش، رقص، و ادبیات.
  4. والایی یا ارزش زیبایی‌شناختی ادراک یا اجرا که نمونه‌هایش را در چنین آثاری می‌بینیم.
  5. هر شاخه‌یی از هنرهای بصری، خصوصاً نقاشی.
  6. هر رشته‌یی که از فنون هنر استفاده می‌کند که کیفیات هنری را نشان دهد. (فرهنگ کالینز)
  7. «نمایش یا کاربرد مهارت خلاق و تخیل، غالباً از طریق یک رسانه‌ی دیداری یا بصری مثل تابلویِ نقاشی، یا رسانه‌های سه‌بعدی مثل «پیکره» یا تندیس، یا «انواعِ فعالیت خلاق مثل موسیقی، ادبیات و رقص. . .» یا «موضوعات مطالعه که بیش‌تر به فرهنگ انسانی مرتبط است تا به موضوعات علمی یا فنی. (منبع visual-arts-cork-com)
یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.