قالب وردپرس درنا توس
خانه / اندیشه‌پروران / بامداد هنر / مندله‌ي کاله‌چَکره

مندله‌ي کاله‌چَکره


   

[برای خواندن مندله‌ي کاله‌چکره، بیشک لازم است مقالات قبلی ما را در باره‌ي مَندَله در بامداد ما بخوانید. ]

مندله‌ي کاله‌چَکره

یا چرخ زمان  

The Kalachakra Mandala        

   

سيلوي کراس‌مَن / ژان پيئر بارو

+¬+º+ä+çGÇî+å+¬+¦+ç +à+å+»+ä+ç ¦¦

يک قصر، پنج مرتبه

«چرخ زمان» (یا، کاله‌چکره) يک قصر خدايی است که 722 خدا ساکن آنند. درست در مرکز آن، روي يک گل نيلوفر، يک بودا هست:  کاله‌چکره.

     اين قصر پنج طبقه يا مرتبه دارد که آن‌ها را با پنج مربع روي هم چیده نشان می‌دهند. اين قصر يک مندله است، کمکی براي آموزش و مراقبه: 1) مندله‌ي تن، 2) مندله‌ي گفتار، 3) مندله‌ي دل، 4) مندله‌ي دانستگي آغازين، 5) و بالاخره در مرکز، با نيلوفرش، مندله‌ي شادماني است، که مقصد اين جريان تشرف است.

     اين قصر که در داخل شش دايره‌ي بزرگ متحدالمرکز قرار دارد نمودگار عالم ‌است.

+¬+º+ä+ç +å+¬+¦+ç ¦¦

بنا به سنت تبتي،  «چرخ زمان» دربردارنده‌ي همه است. بر تناظرهايي تأکيد مي‌کند که انسان‌ها را به جهان بيرون متصل مي‌کنند. در واقع، ] کاله‌چَکره تَنْتره[ از «کاله‌چکره‌ي بيروني» مي‌گوید که نجوم، تنجيم، و رياضيات را شامل مي‌شود؛ و «کاله‌چکره‌ي دروني»، ساختار بدن انسان و منظومه‌ی انرژي‌هاي آن را؛ و «کاله‌چکره‌ي دیگر» ]یا یک در میان [ یا مطالعه و عمل که از حالت معمولي به حالت روشن‌شدگي هدايت مي‌کند.

     ساختن کاله‌چکره پيشبرد آرامش در هر شخص و صلح در روي زمين است.

رنگ‌ها نمودگار چهار جهت اصلي‌اند: سياه، شرق؛ قرمز، جنوب؛ زرد، غرب؛ و سفيد، شمال. رنگ پنجم، يعني سبز، به اين الگو ريتم اضافه مي‌کند که حتا موقعی که با گردهاي رنگي روي يک سطح صاف ساخته شود، به نظر تصويري سه‌بعدي مي‌آيد؛ به اين نحو، مرکز گل نيلوفر، درست در وسط، از پنج لايه‌ي رنگ‌هاي روي هم قرار گرفته ساخته مي‌شود که با پنج مرتبه‌ي قصر تناظر دارد.

+à+å+»+ä+çGÇî¦î +¬+º+ä+çGÇî+å+¬+¦+ç

در اين مرکز، کاله‌چکره با يک وَجرَه‌ي آبي نشان داده مي‌شود، وَجرَه («دستوار الماس» يا «صاعقه») نشانِ آيين بوداي تبتي است.

     آموزش کاله‌چکره هميشه در وقت ماه تمام صورت مي‌گيرد. پر از غم‌خوارگي است، و فضيلت اساسي در آيين بوداي تبتي است، و به ارشاد مرشد، نومريدها کم‌کم در جان‌شان، با گشتن در جهت عقربه‌هاي ساعت،‌ به اين قصر راه پيدا مي‌کنند، شروع‌شان از دروازه‌ي شرقي مندله‌ي تن است.

     رسيدن به اتاق مرکزي پيوستنِ به کاله‌چکره است (که با موفقيت اين راه را رفته)، شريک مادينه‌اش ويشوَه‌مَتَه Vishvamata را در آغوش مي‌گيرد. در کيهان‌شناسي تبتي،‌کاله‌چکره با ماه پيوند دارد و ويشوَه‌مَتَه با خورشيد. هماغوشي آن‌ها وصلِ غم‌خوارگي و فراشناخت مطلق را نمادينه مي‌کند که مؤمن بايد در آن مستحيل گردد تا تطهير شود و در وراي جهان پديده‌ها، به شکل يک فُرم خالی،‌ بي‌تغيير، ذات پاک، زاييده شود.

+à+å+»+ä+çGÇî¦î +¬+º+ä+çGÇî+å+¬+¦+ç

     مي‌گويند که يک نگاه ساده به مندله‌ي کاله‌چکره مي‌تواند «تخم‌ها»يي را در تحول روحي بيننده بکارد که به کمال خواهند رسيد و اثرات مثبت به بار خواهند آورد. همچنين مي‌گويند که درخشندگي اين مندله صد بار بیش‌تر از درخشندگي خورشيدست.

1. مندله‌ي تن

 اين مرتبه‌ي تَهِ قصر  کاله‌چکره است. 536 خدا در اين مندله ساکن‌اند.

02

سه نوار سفيد، آبي و سياه، ‌در يک آميزه‌ي معماري و نمادگرايي، يک چارچوب تزييني تشکيل مي‌دهند که به ترتيب ديواره‌يي را نشان مي‌دهند که (مرید یا کاربند را) در برابر حمله‌ي اميالِ آلاينده حفظ مي‌کنند؛ رديفي ‌از آب‌روهايي براي زهکش کردن آب بارانِ اين قصر؛ و حلقه گل‌هايي از مرواريد سفيد، نمودگار فضائلي که با بودا مرتبطند. اين‌ها به نقطه‌هايي ختم مي‌شوند که نشانه‌ي پيشکش‌ها هستند: بادبزن‌هايي از موي ]گاو[ يک، yak ، آينه‌ها و زنگ‌ها.

     بعد کتيبه‌يي از گوهرهاي قرمز و طلايي است.

     به دنبال اين دوئه‌نم dhoenam مي‌آيد، که سفيد است و چهار شکلِ L مانند تشکيل مي‌دهد که اقامتگاهِ بانوخداهاي بخشنده یا هدیه‌دهنده است. اين خداها در کنار هم با اشکال هندسي که رنگ‌هاشان يادآور عناصر سازنده‌یی است که عالم را مي‌سازند و شکل‌هاي‌شان فعال‌اند: به این معنی که دايره آرام مي‌کند، مربع انرژي را ده برابر می‌کند، قوس دايره نشانه‌ي اجازه است، و مثلث نشان يافت يا کمال.

     بعد از اين‌ها پنج ديوارِ پي است، که با پنج نوار رنگي نشان داده مي‌شود.

بعد، ايهَنَم Ihanam مي‌آيد، يک مربع سفيد، که خانه‌ي خدايان ديگرست، که تعدادشان 360 تاست و متناظرست به 360 روز سال قمري تبتي،‌ و از 536 خداي در اين مندله‌اند. آن‌ها با دوازده حيوان حمايت مي‌شوند که نماد دوازده ماه سال‌اند.

     آخر سر چارچوبی از چهار ذوزنقه‌ي رنگي ساخته شده است. چهار درِ T شکل به مندله مي‌رسند.

     

۲.    مندله‌ي گفتار

اين مرتبه‌ي دوم قصرست. اشاره است به فضائل کلمات بودا که آموزه‌هايش را عرضه مي‌کند. 116 خدا در اين مرتبه‌ي دوم ساکن‌اند.

03

مثل مندله‌ي تن، خدايانِ دوئنم اين مندله‌ي دوم با «مَنتره‌هاي تخم» (بیجه‌ـ منتره‌ها bija-mantra، يا، هجاهاي تخم) نشان داده مي‌شود، که صداهاي پاک‌اند که مي‌توانند خدايي را در دل مريد به ظهور وادارند. بايد به ياد داشت که منتره‌ها mantra ،‌ که نيايش‌هاي تبتي‌اند، از پشتهمی هجاهاي تخم ساخته مي‌شوند، حقايقي را فرا مي‌خوانند که کلمات نمي‌توانند بيان کنند.

     همين‌طور، ديوارهاي پي آن از پنج نوار رنگي ساخته مي‌شود ـــ زرد، سفيد، قرمز، ‌سياه و سبز ـــ و باز،‌ مثل مندله‌ي تن، اين‌ها نماد پنج قوه‌اند که دستيابي به دانش را ممکن مي‌کنند: فراشناخت، يکدلي، توجه، کوشش و اعتماد. اين نوارها هم اشاره است به پنج بوداي اصلي يزدانگانِ تبتي که، به خلاف بوداي تاريخي، شخصيت‌هاي افسانه‌يي‌اند.  پنج بودا اين‌ها هستند: اَکشوبيه Akshobhya ، اَميتابه Amitabha ، اَموگه‌سيدّي Amoghasiddhi ، رَتنه‌سَم‌بَوَه Ratnasambhava ، و وَيروچَنَه Vairochana .

     خدايان ثانوي در ايهَنَم، يوگيني‌ها yoginī هستند، يعني، یوگی‌ها یا مرتاض‌هاي مادينه در حالات يوگا.

     چهار ذوزنقه و رنگ‌هاي آن‌ها اشاره است به چهار وجه یا نمای کاله‌چکره: نمای سياه در قسمت جلو عصباني است؛ نمای سرخ در سمت چپ شادست؛ سفيد در سمت راست آرام است؛ و زرد در قسمت عقب راضي است.

     

۳. مندله‌ي دل

70 خدا در اين مرتبه‌ي سوم قصر کاله‌چکره ساکن‌اند.

04

ساختار تغيير نکرده است، اما محوطه‌ي تزييني به سه نوار رنگي ساده کاهش پيدا کرده است. اگرچه نامرئي است، اما بادبزن‌هاي ساخته از موي يَک، سوخته‌هاي ناداني را کاهش مي‌دهد، آينه‌ها، تهيّت همه‌ي پديده‌ها را نشان مي‌دهند،‌ و زنگ‌ها صداي تهيت را منعکس مي‌کنند.

     دوئه‌نَم حاوي  چهار حقيقت جليل است، که ثمره‌ي اولين گفتار شاکيه‌موُني، بوداي تاريخي، است. اين‌ها را روي يک طرفِ هر يک از چهار در، ‌به شکل دو تربيع ماه، مي‌کَنند.

     پی ديوارها به جاي پنج نوار مرکب از سه نوارست: سياه، سرخ، و سفيد، که سه «گردونه» يا سه «راه» [و به عبارتی، سه مذهب] آيين بودا را نشان مي‌دهند: «گردونه‌ي کوچک» (هینَه‌یانَه) که در قرن ششم ق‌م با شاکيه‌موُني، بوداي تاريخي، پيدا شد؛ «گردونه‌ي بزرگ» (مَهایانَه) که بر غم‌خوارگي تأکيد مي‌کند و در حدود قرن دوم ميلادي پيدا شد؛ و «گردونه‌ي الماس» (وَجرَه‌یانَه)، که شاخه‌يي است از «گردونه‌ي بزرگ» که در قرن پنجم‌ـ ششم ميلادي در تبت پيدا شد. شخص از طريق اين گردونه مي‌تواند در يک زندگي به روشنی یا بيداري برسد. اين راه يا طريقت تبتي تخيل هنري ـــ مندله‌ها ـــ را ترغيب مي‌کند که ابزار رسيدن به روشن‌شدگي يا حقيقت مطلق است.

     خدايان ثانوي در ايهَنَم، بوداسَف‌ها (یا، بودی‌ستوه  (bodhisattva هستند. اين موجودات در راه روشن‌شدگيْ بيداري خودشان را عقب مي‌اندازند و از نو متولد مي‌شوند که به ديگران در اين راهِ به سوی بيداري‌ کمک ‌کنند.

     

۴.  مندله‌ي دانستگي آغازين

مندله‌ي «دانستگي آغازين»، که چهارمين مرتبه‌ي اين قصرست، در مرکزش با مندله‌ي «شادماني بزرگ» خالي يا گود مي‌شود.

05

دو خط آبي مرز بيروني اين مربع را مشخص مي‌کند. اين‌ها ديوارهای پی هستند. بين اين دو نوار، زنجيره‌يي از وَجرَه‌ها بقاي دل بيدار  را فرا مي‌خوانند.

     شانزده ستون سياه، در هر جهت چهارتا، شانزده مقوله‌ي مختلف تهيّت را نمادينه مي‌کنند. اين ستون‌ها سامان شانزده اتاق را مشخص مي‌کنند، که هشت‌تاي از آن‌ها (که به جهات اصلي نگاه مي‌کنند و آن‌ها که در گوشه‌ها هستند) هر کدام يک گل نيلوفر هشت‌برگ دارند که روي آن‌ها يک جفت خدا در آغوش يکديگر به همان طريقي مي‌آرامند که کاله‌چکره ويشوَه‌مَنَه را در مرکز قصر تنگ در آغوش مي‌گيرد. هشت اتاق ديگر هر کدام يک گلدان دارد که مي‌گويند پر از مواد تطهيرشده‌ي بدن است: خون، مغز استخوان، و مايع مني.

     در اين مرحله، شاگرد، از آلايش‌هاي زندگي فاني پاک شده، مي‌تواند به دانستگي لطيفِ آغازين يا ازلی برسد.

      
۵. مندله‌ي شادماني بزرگ

ورود به «شادماني»

06

اين بالاترين مرتبه‌ي قصرست؛ یک گل نيلوفر هشت‌برگ در داخل اين مربع آخري کشيده مي‌شود. در هر گوشه‌يي يک نقطه‌ي رنگي هست که اشاره است به کيفيات تن، گفتار،‌ دل، و دانستگيِ کاله‌چکره. روی هر گلبرگ يک شَکتي shakti ، يا خداي مادينه، نشسته است. کاله‌چکره، که با يک وَجرَه‌ي آبي نمادينه مي‌شود، در مرکز نيلوفر نشسته است. آبي اشاره است به تغييرناپذيري، اين بودا اين‌جا وراي زمان و شدن است. او از همسرش ويشوَه‌مَنَه،‌ جداشدني نيست، او را با يک نقطه‌ي نارنجي‌ـ‌ زرد که در سمت راست کاله‌چکره گذاشته‌اند نشان مي‌دهند.

     دو جفت ديگر بودا در مرکز اين گل نيلوفر زندگي مي‌کنند: این‌ها اَکشوبيه و وَجرَه‌سَتوَه vajrasattva هستند که همسران‌شان، پرَگياپارَميتا Prajñāparamitā ، و وَجرَه‌داتويشوَري Vajradhatuishvari ، را تنگ در آغوش گرفته‌اند.

     وضع تنگ در آغوش گرفتن رمز بيداري است، يعني وصل غم‌خوارگي و فراشناخت مطلق را نمادینه می‌کند. در اين مرحله فرض اين است که سالکِ تنتريک همه‌ي انرژي‌هايش را، نرينه و مادينه، سفيد و سرخ، مني و خوني، ماهي و خورشيدي ـــ کاله‌چکره با ماه مرتبط است و ويشوَه‌مَتَه با خورشيد ـــ در مجراي مرکزي يکجا جمع مي‌کند که اين مجرا از پايين تا بالاي بدن حرکت مي‌کند. (آناتومي تبتي سه مجرا می‌شناسد، دوتاي ديگر در دو طرف مجراي مرکزي قرار دارند.)

     شاگرد آن وقت مي‌تواند لاک فناپذيري آغازينش را دور بياندازد و يک صورت خالي بي‌تغيير، يک ذات پاک، خودِ بودا، بشود.

     

نکته:

کایه = تن: موُ‌درا

واک = گفتار: منتره

چیتّه = دل: سَمادی، و رویت خدا

ویروچنه : فریب

اکشوبیه : کینه

رتنه سمبوه : بدگویی

اموگه سیدی : حسد

   

درباره‌ی علی

یک دیدگاه

  1. با سلام
    سه مجرای انرژی وجود دارد که از پایین تا بالای ستون فقرات ادامه پیدا میکند. (نه از پایین تا بالای بدن). مجراهای آیداو پنگالا (ماه و خورشید) و سوشومنا . در حالت عادی انرژی از مجراهای آیدا و پنگالا از چاکرای مولادهارا به سمت آجنا جریان پیدا میکند. اما در حالت رسیدن به آگاهی های برتر ، انرژی از آیدا و پنگالا جمع می شود و صرفا در نادی مرکزی ( سوشومنا) جریان پیدا میکند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *