قالب وردپرس درنا توس
خانه / طاهر غزال / فدای رنگ مهتابیت بگردم / فدای رنگ مهتابیت بگردم – 106-120

فدای رنگ مهتابیت بگردم – 106-120


    

8-11

فدای رنگ مهتابیت بگردم

زيباترين ترانه‌هاى مردم ايران

گردآورى، انتخاب و تصحيح

طاهر غزال (محمد حسين حقيقى)

    

106

اگر این درد دل در من بمونه،

یقین دارم که جون من نمونه.

اگر راز دلم با کوه گویم،

بترکه سنگ و کو حیرون بمونه.

   

107

قد و بالات به سرو ناز مونه.

دو چشمونت به چشم باز مونه.

لب و دندون شیرینی که داری،

به شربت خونه‌ی شیراز مونه.

   

108

دوتا یاریم هر دو هم قرینه.

دوتا خال سیا داریم به سینه.

هر آن کس ما دو را از هم جدا کرد،

الاهی داغِ فرزندش ببینه.

 

109

مرا غم روز و شب اندر کمینه.

همیشه این دلم بی‌او غمینه.

همه گوین: ز گرمای زمینه.

خودم دانم ز عشق نازنینه!

 

110

مخور آبی که از روی گچ آیه!

مگیر یاری که میلش بر دو جایه!

اگر صد سال ببالینش تهی سر،

چنان یاری سر آخر بی‌وفایه!

 

111

اگر صد تیر ناز از دلبر آیه،

مکن باور که آه از دل برآیه.

پس از صد سال دیگر از مزارم

هنوز آواز دلبر دلبر آیه.

 

112

خدایا کی بشه ما هم سر آیه

صدای کفش پای دلبر آیه

به روی دیدگانم پل ببندین

که شاید یارم از روی پل آیه.

 

113

الاهی گل به گلدانت نیایه!

دس ناکس به دامانت نیایه!

به غیر از بلبلِ شوریده‌ی تو،

اگر بلبل به پستانت نیایه!

 

114

اگر یار مرا دیدین به جایی

بگین دلبر فرستادت دعایی:

اگر یارم ز احوالم پرسد

بگین: لاغر شده مانند کابی.

 

115

نگار نازنین من کجایی؟

چه کس افکند بین ما جدایی؟

هر آنکس ما دو را از هم جدا کرد ــ

شبا گریه کنه ــ روزا گدایی!

  

116

گلی سرخّی و ــ همسایه به مایی.

دمادم روی بر ما می‌گشایی.

بتو دل داده‌ام اما ندانم ــ

وفا داری تو هم یا باوفایی؟

 

117

سر راهت نشینم تا بیایی.

به قربونت کنم هر چی بخواهی.

به قربونت کنم صد جون شیرین ــ

به غیر از جون شیرینم چه خواهی؟

  

118

اتاق رو خالی کردم تو بیایی.

نهر رو قالی کردم تو بیایی.

بدس دادم دو فنجون طلایی،

شب و روز انتظارم تو بیایی.

 

119

شبی بود و شرابی بود و آبی.

کنار چشمه‌ای با ماهتابی.

صدایی ز آسمون اومد به گوشم:

«اگر چون امشبی را در نیابی!»

  

120

تو آن آهو ــ که زیبایی و هستی.

به قربونت روم هر جا که هستی.

چه پیش آمد تو را ای نازنین یار.

نه می‌آیی، نه کاغذ می‌فرستی؟

 

درباره‌ی علی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *