قالب وردپرس درنا توس
خانه / اندیشه‌پروران / «یک تاریخ جهان در 100 شیء» / فصل 19 از کتاب «یک تاریخ جهان در 100 شیء»

فصل 19 از کتاب «یک تاریخ جهان در 100 شیء»


 ahow_019_624x352

 

۱۹

شنل طلای مولْد

شنل طلای به زیبایی کار شده، یافته در مولْد، وِیلز شمالی

۱۹۰۰ ــ ۱۶۰۰ ق‌م

 

برای کارگران محلی باید این‌طور بوده باشد که گویی افسانه‌های قدیمی وِلْش Welsh]: وِیلزی[ راست بودند. آن‌ها را فرستاده بودند به یک معدن سنگ در میدانی معروف به برین ـ ئر ـ ای‌لثلان Bryn-yr Ellyllon، که می‌شود آن را به «پَری‌تپه» یا «تپه‌ی دیوها» ترجمه کرد. بارها گزارش داده بودند که پسری شبح‌مانند را با جامه‌یی از طلا دیده بودند، [و این ماجرای] یک شبح درخشان در مهتاب کافی بود که مسافران بعد از  تاریک شدن هوا طرف آن تپه نروند.

کارگران داشتند تپه‌ی بزرگی را می‌کندند که گوری با دیواره‌های سنگ‌چین پیدا کردند. در آن گور صدها مُهره‌ی کهربا، چند قطعه مفرغ و بقایای یک اسکلت بود. دور اسکلت یک شیء خردشده‌ی اسرارآمیز بود ــــ یک ورقه‌ی شکسته از طلای ناب که به زیبایی تزیین شده بود.

این شیء خیره‌کننده یک شنل طلاست یا، شاید درست‌تر باشد که بگوییم یک پانچوِ کوتاه است. اما ما آن را شنل می‌خوانیم. پوششی است با طلای قلم‌کاری شده، برای شانه‌های یک انسان ]در واقع شانه و سینه‌پوش است[. در حدود ۴۵ سانتی‌متر عرض و ۳۰ سانتی‌متر گودی دارد، و آن را از سر روی شانه‌ها می‌گذاشتند و تا وسط سینه می‌رسید.

وقتی که از نزدیک به آن نگاه کنید می‌توانید ببینید آن را از یک ورقه‌ی طلا که به طرزحیرت‌انگیزی نازک است. تمامش را از یک شمش کمابیش به اندازه‌ی یک توپ پینگ‌پونگ ساخته بودند. بعد ورق را از داخل قلمکاری کردند ــــ طوری که حاصل کلّی کار رشته‌هایی از مُهره‌ها است، که به دقت از هم فاصله دارند و مدرّج شده‌اند، و از یک شانه به شانه‌ی دیگر رفته دور بدن می‌پیچند. حالا که به آن نگاه کنید، از حس پیچیدگی بیش از حد و تجمل نهایی آن حیرت می‌کنید. باید سنگ‌شکن‌هایی را که آن را کشف کردند انگشت به دهن کرده باشد.

 کارگران این کشف را در برین – ئر- ای‌لثلان در ۱۸۳۳ کردند. آن‌ها که هراسی از تصورات ارواح و دیوان نداشتند و از گنج خیره‌کننده‌یی که یافته‌ بودند به شوق آمده بودند، با شوق و شور تکّه‌هایی از آن ورقه‌ی طلا را تقسیم کردند و کشاورز اجاره‌دار بزرگ‌ترین تکّه‌ها را گرفت. بی‌شک داستان می‌توانست به آسانی همین‌جا تمام شود. در ۱۸۳۳، گور‌هایی از گذشته‌ی دور، هر چند اسرارآمیز، چندان از حفاظت قانونی برخوردار نبود. دفنگاه، نزدیک شهر مولْد Mold، که از ساحل شمالی ویلز Wales دور نبود، معنیش این بود که جهان وسیع‌تر به آسانی می‌توانست همچنان از وجود آن بی‌خبر بماند. اگر چنین اتفاقی نیافتاد آن را مدیون کنجکاوی یک کشیش محلی، به اسم پدر سی. بی. کلاف C. B. Clough هستیم که شرحی درباره‌ی این یافته نوشت که توجه انجمن عتیقه‌شناسان را، صدها مایل دورتر در لندن، جلب کرد.

سه سال بعد از تقسیم غنائم آن گور، بریتیش میوزیم اولین و بزرگ‌ترین تکّه‌ی طلا را خرید که غنیمت آن کشاورز اجاره‌دار بود. تا آن موقع آن‌چه آن کشیش گزارش داده بود ناپدید شده بود، از جمله عملاً کلّ آن اسکلت. فقط سه تکّه‌ی بزرگ و دوازده تکّه‌ی کوچک خرد و صاف‌شده‌ی آن شیء طلای مزین باقی ماند. برای بریتیش میوزیم صد سال دیگر طول کشید که به مقدار کافی از تکّه‌های باقی‌مانده را پیدا کند (بعضی هنوز پیدا نشده‌اند) تا با هم جمع‌شان کند و شروع کند به بازسازی کامل این گنجینه‌ی قسمت شده.

این تکه‌ها زمانی چه جور شی‌ء‌یی را ساخته بودند؟ کِی آن را ساخته بودند؟ کی آن را ‌پوشیده‌ بود؟ همان‌طور که کشفیات باستان‌شناختی بیش‌تری در قرن نوزدهم صورت می‌گرفت، روشن شد که تاریخ این گور مولد به عصر به تازگی بازشناخته‌ی مفرغ ــــ در حدود ۴۰۰۰ سال پیش ــــ می‌رسید. اما در دهه‌ی ۱۹۶۰ بود که تکه‌های طلا را برای اولین‌بار به هم چسباندند. همه‌ی آن‌چه مرمت‌گرهای موزه داشتند تکه‌های صاف‌شده‌ی طلای به نازکی کاغذ بود؛ بعضی بزرگ، بعضی کوچک، با ترک‌ها، پارگی‌ها و سوراخ‌هایی در همه‌ جای آن‌ها، روی هم رفته به وزن در حدود نیم کیلو، یا درست کمی بیش‌تر از یک پوند (۴۵۴ گرم). مثل یک پازِل جورچین سه‌بُعدی بود، و حل آن چیزی کم‌تر از دوباره یاد گرفتن فنون طلاکاری باستانی را لازم نداشت که هزاران سال می‌شد که از یاد رفته بود.

ما نمی‌دانیم کی این شنل را ساخت، اما پیداست که در آن چیره‌دستی بسیار به کار رفته است. این‌ها کارتیهها یا تیفانیهای اروپای عصر مفرغ بودند. چه‌جور جامعه‌یی می‌توانست یک‌چنین چیزی تولید کند؟ از تجمل صِرف و ریزه‌کاری‌های پیچیده‌ی آن پیداست که باید  از یک مرکز ثروت و قدرت بزرگ آمده باشد، که شاید با دربارهای معاصرش، دربارهای فرعون‌های مصر و کاخ‌های کِرِت مینوسی قابل مقایسه باشد. و ترسیم دقیق و طراحی لازم برای یک‌چنین طرح پُرکاری حاکی از یک سنت دیرینه‌ی تولید تجملات است.

اما باستان‌شناسی هیچ‌جا در بریتانیای این زمان نه کاخ آشکاری، نه شهری یا قلمروی پیدا نکرده است. یادمانه‌های آیینی وسیعِ استون هنج Stonehenge و اِیوبِری Avebury هستند، و صدها دایره‌ی سنگ‌چین و هزاران گورتل که بر آن چشم‌انداز مسلطند، اما چندان چیزی از مسکن‌گاه‌ها باقی نمانده است، و از آن چه مانده پیداست که این‌ها بی‌نهایت فقیرانه بوده‌اند ــــ خانه‌های چوبی گاله‌پوش که معمولاً جوامع کشاورزی قبیله‌یی را القا می‌کنند که سرکرد‌ه‌ها آن‌ها را اداره می‌کردند.

در گذشته آسان می‌شد جوامع ماقبل تاریخی بریتانیایی را ندیده گرفت، به این عنوان که آن‌ها مردمان ابتدایی‌اند که پیش از ظهور تمدن‌های مشخص زندگی می‌کردند؛ و با اسکان‌های اندک و فقط گورهایی که کار از آن‌ها شروع شود، غالباً کاملاً معقول بود که چنین فرض‌هایی کرده. اما، تا حدی از طریق کشف اشیای کمیابی مثل شنل طلای مولد، بود که ما در سال‌های اخیر به این‌جا رسیده‌ایم که به این جوامع به شکلی بسیار متفاوت نگاه کنیم. چون این شنل، که از نظر پیچیدگیش یکّه است، فقط یک نمونه از چندین شیءیی است که به ما می‌گوید جوامع آن موقعِ بریتانیا می‌بایست هم در تولید و هم در ساختار اجتماعی‌شان، بی‌نهایت فرهیخته بوده باشند. آن‌ها، مثل تبرِ یشم از کنتربری (فصل ۱۴)، همچنین به ما می‌گویند که این جوامع منزوی نبودند بل‌که بخشی از یک شبکه‌ی تجاری اروپایی بزرگ‌تر بودند. مثلاً مجموعه‌ی مُهره‌های کهربایی کوچکی که با شنل پیدا شد باید از بالتیک آمده باشد ــــ که بیش از صدها مایل از مولد فاصله داشت.

با مطالعه‌ی این اشیای نفیس ــــ طلا، کهربا و، مهم‌تر از همه، مفرغ ــــ می‌توانیم ردّ یک شبکه‌ی تجارت و دادوستد را دنبال کنیم که از شمال ویلز به اسکاندیناوی، و حتا به مدیترانه، می‌رسد. همچنین می‌توانیم سرچشمه‌ی ثروتی را که این تجارت را امکان‌پذیر کرد بشناسیم. شنل مولد به نسبت نزدیک به بزرگ‌ترین معدن مس عصر مفرغ در اروپای شمال غربی، یعنی در گریت اورم Great Orme دفن شده بود. مس از آن‌جا، و قلع از کورن‌وال Cornwall، مواد لازم برای اکثریت وسیع اشیای مفرغی بریتانیایی را فراهم می‌کرده است. تاریخ اوج فعالیت در معدن گریت اورمِ به بین ۱۹۰۰ق‌م و ۱۶۰۰ق‌م رسیده است. تحلیل اخیر فنون طلاکاری، و سبک تزیینی شنل، تاریخ این گور را به همین دوره می‌رساند. بنا بر این اگرچه ما فقط می‌توانیم حدس بزنیم، اما احتمالاً پوشندگان این شیء فوق‌العاده به طریقی به آن معدن مرتیط بودند، که سرچشمه‌ی ثروتی بزرگ، و یک مرکز تجاری عمده برای کل اروپای شمال غربی بوده است. اما طلای این شنل را هم از دوردست تجارت ‌کردند؟ دکتر مِری کاهیل Mary Cahill، از موزه‌ی ملی ایرلند، می‌گوید:

 

سؤال بزرگیست ــــ این طلا از کجا آمد؟ ما خیلی چیزها در این باره که منابع اولیه‌ی مس از کجاست آموخته‌ایم، اما طبیعت طلا، خصوصاً اگر از رودها و نهرها بیاید ــــ و یک سیلاب می‌تواند معدن‌های اولیه را واقعاً بشوید و ببرد ــــ به این معنی است که تشخیص محل آن‌ها خیلی‌خیلی سخت است. از این رو کاری که ما سعی می‌کنیم بکنیم این است که خیلی دقیق‌تر به ماهیت کانه‌ی طلا نگاه کنیم، به اشیا نگاه کنیم، سعی کنیم که تجزیه‌ی یکی را به دیگری مرتبط کنیم، به این امید که این ما را به نوع درست زمینه‌ی زمین‌شناختی، نوع درست محیط زمین‌شناختی، که آن طلا عملاً در آن شکل گرفت، راهنمایی کند. و بعد با انجام کار میدانی گسترده، امیدوار باشیم که شاید واقعاً یک معدن طلای عصر مفرغ آغازین را شناسایی کنیم.

یک سرچشمه‌ی غنی طلا باید در دسترس بوده باشد، برای این که مقدار طلای به کار رفته خیلی بیش‌تر بیش از هر چیز دیگر آن دوره است. طلا را باید در طی یک دوره‌ی زمانی طولانی جمع کرده باشند. خود شیء با چیره‌دستی استثنایی ساخته شده است. نه فقط تزیین این شیء بل‌که شکل آن، هم چیره‌دستانه است، یعنی به آن فرمی که ساخته شده تا با تن جور شودــــ باید تصور کنیم که زرگر باید نشسته باشد و واقعاً پیشاپیش طرح آن را ریخته باشد که: چه‌طور می‌خواهد به ورقه شکل بدهد ــــ که این خودش کلّی استادی می‌خواهد ــــ بعد چه‌طور باید تزیینش کند و چه‌طور کلّ کار باید با هم جمع شود تا شنل ساخته شود. و این واقعاً بیش از هر چیزی مرتبه‌ی چیره‌دستی، و حس طراحی زرگری را نشان می‌دهد که آن را ساخت.

 

اگرچه استادی سازنده‌ی شنل آشکارست، اما تقریباً هیچ چیزی از کسی که شاید آن را می‌پوشیده نمی‌دانیم. خود شیء چند نشانه‌ به ما می‌دهد. احتمالاً آستر داشت، شاید از چرم، که سینه و شانه‌های پوشنده را می‌پوشاند. شنل خیلی شکننده است، و حرکت بازوها و شانه‌ها را چنان محدود می‌کند که به ندرت می‌شد آن را پوشید. نشانه‌های معینی ازپوشیدن: مثلاً سوراخ‌هایی در بالا و پایین شنل دیده می‌شود، که از آن‌ها برای متصل کردن شنل به لباس استفاده می‌کردند، تا شاید آن را در فرصت‌های آیینی بیرون می‌آوردند، شاید در یک دوره‌ی زمانی طولانی.

اما کی آن را می‌پوشید؟ شنل برای یک سرکرده‌ی جنگاور قدرتمند خیلی کوچک است. فقط برای یک آدم کوچک لاغر مناسب است ــــ زنی، یا نوجوانی، که این احتمالش بیش‌ترست. ماری لوئیز استیگ سورن‌سِنStig  Marie Louise  Sørensen باستان‌شناس نقش جوان‌ها را در این جوامع اولیه روشن می‌کند:

 

در عصر مفرغ آغازین کم بودند مردمی که عمرشان از بیست و پنج سالگی می‌گذشت. بیش‌تر بچه‌ها بیش از پنج سال عمر نمی‌کردند. خیلی از زائوها سرِ زا می‌رفتند، و کم بودند مردمی که خیلی پیر شده باشند؛ این پیرها شاید پایگاه بسیار خاصی در جامعه داشتند.

عملاً مشکل است بدانیم که آیا می‌شود مفهوم ما از بچه را در باب این جامعه هم به کار برد یا نه، که در آن شما خیلی زود عضو بالغ آن اجتماع می‌شدید، حتا اگر فقط ده سال داشتید، که علتش متوسط سن اجتماعاتی بود که آن‌ها در آن  زندگی می‌کردند. یعنی که بیش‌تر مردم آن موقع نوجوان بودند.

 

این امر ادراک‌های ما را از سن و مسئولیت به چالش می‌گیرد. در گذشته، در بسیاری از جوامع، نوجوان می‌توانست پدر یا مادر باشد، و بالغ کامل، رهبر باشد. لذا این شنل را شاید جوانی می‌پوشیده که در همین سن و سال قدرت قابل ملاحظه‌یی داشت. متأسفانه شاهد کلیدی را، یعنی آن اسکلتی را که در داخل شنل پیدا شد، موقعی که طلا کشف شد، دور انداختند، برای این که معلوم بود هیچ ارزش مادی ندارد. بنا بر این حالا موقعی که به شنل طلای مولد نگاه می‌کنم، آمیزه‌ی عجیبی از چند احساس دارم ــــ یک شادی که یک چنین کار هنری عالی باقی مانده است، و یک ناکامی که مواد پیرامونی، که با بی‌فکری دور ریخته شد، می‌توانست خیلی چیزها از این تمدن بزرگ و اسرارآمیز به ما بگوید که ۴۰۰۰ سال پیش، در ویلز شمالی شکوفا بود.

حالا می‌فهمیم که چرا باستان‌شناسان امروزه از حفاری‌های غیرمجاز این همه آشفته می‌شوند. چون هرچند  یافته‌های گرانبها معمولاً باقی می‌مانند، اما قرائنی که آن‌ها را توضیح می‌دهند از میان می‌روند، و این  قرائنِ مواد است ــــ که غالباً از نظر مالی بی‌ارزش ــــ است که گنجینه را به تاریخ مبدل می‌کند.

3

*برای تماشای تصاویر بیشتر، کلیک کنید. 

درباره‌ی عارف

3 دیدگاه

  1. بهمن مختاری اسکی

    عصر مفرغ : Bronze Age دوره‌ای که از حدود ۵۵۰۰ سال پیش آغاز می‌گردد و تا حدود ۴۰۰۰ سال پیش ادامه می‌یابد، عصر مفرغ نامیده می‌شود. در این دوره، فلز دیگری کشف می‌شود که ارزیز یا قلع نام دارد. انسان در می‌یابد که آمیختن قلع با مس موجب پدید آمدن ماده سخت‌تری در قیاس با مس می‌شود. این ترکیب موجب دستیابی انسان به آلیاژ تازه‌ای می‌گردد که علاوه بر اینکه در قیاس با مس سخت‌تر است و استحکام بیشتری دارد، از آن سریع‌تر و در دمایی پایین‌تر ذوب می‌شود. منبع : فرهنگنامه ایران

  2. بهمن مختاری اسکی

    کارتیه : (به انگلیسی: Cartier)‏ شرکت طراحی، تولید، توزیع و فروش جواهرات و ساعت می‌باشد، که دفتر مرکزی آن، در شهر پاریس، فرانسه قرار دارد. منبع : Wikipedia

  3. بهمن مختاری

    تیفانی : (به انگلیسی: Tiffany )‏ شرکت کالای لوکس آمریکایی و چندملیتی است، که در زمینه ساخت و ارائه جواهرآلات، اعم از طلا و نقره فعالیت می‌نماید.
    منبع : wikipedia

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *