قالب وردپرس درنا توس
خانه / بایگانی نویسنده و مترجم: محمدحسین حقیقی

بایگانی نویسنده و مترجم: محمدحسین حقیقی

فدای رنگ مهتابیت بگردم – 181-195

     فدای رنگ مهتابیت بگردم زيباترين ترانه‌هاى مردم ايران گردآورى، انتخاب و تصحيح طاهر غزال (محمد حسين حقيقى)       181 عجب ابرو ــ عجب گیسو ــ عجب مو. عجب گردن ــ عجب سینه ــ عجب رو. عجب صاحب جماله دلبر من، مثال دسته‌ی گُل می‌دهد بو. 182 ندانم …

توضیحات بیشتر »

فدای رنگ مهتابیت بگردم – 151-165

     فدای رنگ مهتابیت بگردم زيباترين ترانه‌هاى مردم ايران گردآورى، انتخاب و تصحيح طاهر غزال (محمد حسين حقيقى)       151 مرا هم ساق و هم بازو کند درد؛ کمر تا ساق، تا زانو کند درد. همه گوین: «فلانی پیری اومد.» « ــ جوونی رفت و، جای او کند …

توضیحات بیشتر »

فدای رنگ مهتابیت بگردم – 121-135

     فدای رنگ مهتابیت بگردم زيباترين ترانه‌هاى مردم ايران گردآورى، انتخاب و تصحيح طاهر غزال (محمد حسين حقيقى)      121 دلم می‌خواد از اون سرچشمه آبی. دلم می‌خواد از اون آهو کبابی. دلم می‌خواد از اون شب‌های مهتاب که با دلبر کنم یک لحظه خوابی!   122 سفر کردی. …

توضیحات بیشتر »

فدای رنگ مهتابیت بگردم – 106-120

     فدای رنگ مهتابیت بگردم زيباترين ترانه‌هاى مردم ايران گردآورى، انتخاب و تصحيح طاهر غزال (محمد حسين حقيقى)      106 اگر این درد دل در من بمونه، یقین دارم که جون من نمونه. اگر راز دلم با کوه گویم، بترکه سنگ و کو حیرون بمونه.     107 قد …

توضیحات بیشتر »

فدای رنگ مهتابیت بگردم – 76-90

     فدای رنگ مهتابیت بگردم زيباترين ترانه‌هاى مردم ايران گردآورى، انتخاب و تصحيح طاهر غزال (محمد حسين حقيقى)            76 به قربون سرت ــ هر چن که پیری؛ مبادا بر سرم یاری بگیری؟ اگر خواهی برم یاری بگیری، سر شب تب کنی صبحش بمیری!     …

توضیحات بیشتر »

فدای رنگ مهتابیت بگردم – مقدمه

     فدای رنگ مهتابیت بگردم زيباترين ترانه‌هاى مردم ايران   گردآورى، انتخاب و تصحيح طاهر غزال (محمد حسين حقيقى)             پيشگفتار  طاهر غزال (محمد حسين حقيقى 1315- 1384)، شاعر و مترجم، زاده بابلسر (مازندران)، پرورده‌ى گيلان و زيسته‌ى ژاپن است. شيفته‌ى ترانه‌هاى روستايى مازندران بود كه …

توضیحات بیشتر »

ترانه های طاهر غزال

طاهر غزال (محمدحسین حقیقی)

بر گریه‌ی من همیشه خندان گذری. چون صبحِ دل‌انگیزِ بهاران گذری. گر من ز سرشکِ خویش سازم دریا، ای خفته گلم، چگونه از آن گذری؟ ♣ ای شهد زده شرنگِ چشمانت را، وی شسته به شب خدنگِ چشمانت را، بازآ و به شیشه‌ی دلم باز بکش، الماسِ سیاه رنگِ چشمانت …

توضیحات بیشتر »